تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

یک سال گذشت!با همین سرعتی که خوانده می شود.سالهای دیگر نیز به همین سرعت خواهد گذشت.بهاران از راه می رسد و آدمی را شوری دگر فرا میگیرد.هر شروعی زیباست و آدمی را به رفتن و "شدن" فرا می خواند.عید یعنی کنار رفتن کهنگی.پس بکوشیم با نو شدن دائمی عید را در زندگی جاودانه کنیم.فرا رسیدن سال نو را به همه دوستان عزیز تبریک می گویم.
 
 
 
بوي باران، بوي سبزه، بوي خاك.
شاخه‌هاي شسته، باران خورده، پـاك.
آسمان آبي و ابر سپيـد
برگ‌هـاي سبـز بيـد
نرم نرمك ميرسد اينك بهـار
خوش بحال روزگار!

اي دريغ از تو اگر چون گل نرقصي با نسيم
اي دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
اي دريغ از ما اگر كامي نگيريم از بهار
گر نكوبي شيشهء غم را به سنگ،
هفت رنگش مي‌شود هفتـاد رنگ!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 20:45  توسط مجید حاجی بابایی  | 

در چند روز گذشته براي چندمين بار كتاب "مكالمات" نوشته كنفسيوس را مي خواندم.از ويژگيهاي اين نوع كتاب ها اين است كه ،هر بار خوانده مي شوند نكته اي نو در آنها يافت مي شود. گرد كهنگي و تكراري بودن بر آنها نمي نشيند.فصل يكم اين كتاب درباره مرد آزاده است.ويژگي هاي مهمي را براي كسي كه مي خواهد به مقام آزادگي برسد بر مي شمارد.نكته قابل توجه اين است كه همه كساني كه تاريخ از آنان به بزرگي و جوانمردي و پاكي نهاد نام برده است همين معاني را با واژگاني ديگر بيان كرده اند.گويي كه در نهايت همه پويندگان "راه راست" به يك آبشخور مي رسند هر چند "آن"نامهاي متفاوتي داشته باشد.آنچه راكنفسيوس مي گويد ، علي و محمد نيز بيان كرده اند.در اوستا و "ذمه پده "بودا هم مي توان نشاني از آنها يافت.در عرفان سرخپوستي نيز اين معاني به شكل ديگري بيان شده است.آيا اين جز نشاني بر اين است كه انجام و سرانجام بشر يكي است و "فضايل انساني" آشكار و شناخته شده است.فقط كمي بايد درنگ كرد و با دقت بيشتري نگريست.به ويژه تامل در كردار و گفتار آزاده مردان را بايد جدي گرفت.يكي از ويژگيهاي مهمي كه براي مرد آزاده گفته اند عمل به آن چيزي است كه مي گويد.ديگران را به امري هدايت مي كند كه خود آنرا مي پسندد. به تعبير فيلسوفان اخلاق، "قاعده زرين" همين است.لذا عجيب نيست وقتي مي بينيم آنان كه از روزگاران گذشته تا كنون مورد احترام و اقبال بوده اند بر اساس اين قاعده زندگي كرده اند.البته اين زندگي زاهدانه نيز بسيار دشوار است.چون امكان دارد در زمان"حال" اين نوع رفتار ديده نشود و عده اي به دروغ راهي را حقيقت نشان دهند و ديگران را فريب دهند .مگر در زمان بني اميه "علي" را بر منبر لعن نمي كردند؟و انگاه كه عمر بن عبدالعزيز لعن علي را منع كرد فردي فرياد زد كه نماز بي لعن علي درست نيست.اما امروز به فهرست اعلام كتب تاريخي مراجعه كنيد تا با موضوعي شگفت آور روبرو شويد.بسامد نام "علي"بيشتر است يا معاويه؟نبايد فراموش كرد جامعه در بطن خود نهايتا به "فضيلت" روي مي آورد.كنفسيوس مي گويد:مرد آزاده درين جهان درباره ي هيچ چيز ميل قطعي بي حد و يا كراهت و نفرت قطعي بي حد ندارد،همواره طرفدار راستي و نيكي است...مرد آزاده آنچه را مي خواهد انجام دهد پيش از بجا آوردن آن را به ديگران موعظه نمي كند،يعني آنچه را وعظ مي كند قبلا آن را در نفس خود بجا مي آورد...وي مقاصد خود را پيش از آنكه به ديگران باز نمايد در نفس خود به كار مي اندازد.

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 11:12  توسط مجید حاجی بابایی  | 

رييس مركزمطالعات استراتژيك جنبش دانشجويي:
*در اصل وجود راديکاليسم در دانشگاه شک دارم
*منشا انتساب جنبش دانشجويي به راديکاليسم خيالپردازان و مخالفان هستند

سرويس: سياسي
1385/11/25
02-14-2007
14:04:58
8510-15641: کد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

رييس مرکز مطالعات استراتژيک جنبش دانشجويي، نقطه مطلوب فعاليت اين جنبش را خودآگاهي نسبت به جايگاه خود و استقلال در تصميم گيري‌هايش عنوان کرد و اظهار داشت:‌« فهم درست تحولات جامعه ايران و کنش معقولانه و معطوف به واقعيات، مهر باطلي بر راديکاليسم خيالي و هم‌چنين کمکي به حفظ و ادامه حيات تشکل‌هاي رسمي دانشجويان است.»

مجيد حاجي بابايي، با بيان اين که "راديکال" صفتي است که مي‌تواند متعلق پديده‌هاي بسياري قرار گيرد و لذا هنگامي که در مقام داوري درباره اين مفهوم قرار مي‌گيريم، بايد به يک وضوح معنايي از آن دست پيدا کنيم، به خبرنگار خبرگزاري ايران(ايسنا) گفت: «عموما در جامعه ايران راديکاليسم در ربط با عمل سياسي معنا شده است؛ در حالي که يکي از وجوه فعاليت راديکال، کنش سياسي است؛ لذا ما با متفکران راديکال در عرصه سياست، اقتصاد و حتي سينما روبه‌رو مي‌شويم که هيچ‌گونه بار منفي‌اي مترتب بر آنها نيست.»

وي با بيان اين که راديکاليسم به معناي ناديده گرفتن نظم و نظام مستقر در عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي است، تصريح کرد: «از اين جا راديکاليسم با "روحيه اوتوپيايي" رابطه برقرار مي‌کند، هم‌چنين با ايدئولوژي نيز نسبتي مستقيم دارد، هرچند تفاوت‌هايي با آن دارد و به نوعي بار منفي‌اي که ايدئولوژي در جامعه‌شناسي معرفت دارد را واجد نيست. در ايدئولوژي مسخ مفاهيم مي‌تواند در نظام نابرابر اجتماعي توليد آگاهي کاذب کند.» ...

ادامه مصاحبه در ایسنا

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 17:34  توسط مجید حاجی بابایی  | 

متنی که می خوانید از کتاب حسین وارث آدم است که یکی از دوستان زحمت کشیده و برای من فرستاده است.

برادران!

اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه ـ وقتي نميتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ ميگرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.

امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.

در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان ميآموزد كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.

ما وارث عزيزترين امانتهايي هستيم كه با جهادها و شهادتها و با ارزشهاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم بهمن 1385ساعت 17:30  توسط مجید حاجی بابایی  | 

امروز آخرین امتحان را برگزار کردم.رسما از امروز تا بیست و سوم بهمن تعطیلات بین ترم شروع می شود.بعد از یک ترم تدریس فشرده(۲۲ واحد. باور کنید برای پول نبود درس ها زیاده و استاد کم) فرصت مناسبی برای استراحت و پی گیری کارهای عقب افتاده است.با توجه به بازخوردی که از دانشجویان داشته ام و همچنین مطالبی که دانشجویان به سایر اساتید گفته اند به نظر می رسد که به لطف خداوند تدریس موفقی داشته ام و هنوز هم امیدوارم که معلم موفقی باشم.تقریبا ۱۴ سال است که به طور پیوسته تدریس می کنم و همیشه بهترین لحظات زندگی ام هنگامی بوده که در کلاس بوده ام.هنگامی که می بینم کسانی که روزی به عنوان دانش آموز یا دانشجوی من بوده اند و اکنون با هم دوستیم ، در حال گذراندن دورههای دکتری و ارشد هستند سرشار از شادی و رضایت می شوم.آنگاه که می خوانم یکی از بهترین و باسوادان دوره ارشد فلسفه مرا بهترین معلم دوران تحصیل خود می داند بر خود می بالم و احساس می کنم عمر خویش را بیهوده تلف نکرده ام و انرژی ای مضاعف برای ادامه دادن به دست می آورم.

امسال سعی کردم تا در تدریس متفاوت تر از همیشه باشم.حتی متفاوت تر از شش سال پیش که در دانشگاه فقه و مذاهب اسلامی درس می دادم و جالب تر آن که  امتحان گرفتن به شیوه کتاب باز را در یکی از درس ها آزمودم تا دانش جویان بدانند فقط در رشته های ریاضی و فیزیک نیست که امتحان"Open book" برگزار می شود بلکه "تاریخ" و به طور کلی علوم انسانی نیز این قابلیت را دارد، اگر به آن نگاهی تحلیلی داشته باشیم.بهر تقدیر روزگار سپری می شود ،خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کنیم به پایان می رسد.پس باید بیشتر تلاش کرد.اصلا زندگی چیزی جز تلاش نیست.اینطور نیست؟

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 21:36  توسط مجید حاجی بابایی  | 

نخستین جلسه مرکز چهارشنبه گذشته برگزار شد.دوستان زیادی دعوت ما را پذیرفته بودند و در جلسه حاضر شدند.خبرگزاری ایسنا و ایلنا هم گزارش خوبی از جلسه تهیه کردند که از پیوندهای پایین صفحه می توانید آنها را مطالعه کنید.مهندس توسلی که از فعالان جنبش دانشجویی در دهه های دور  بوده است.نگاهی بی طرفانه و کارشناسی به مسائل دانشجویی داشت.امیدوارم متن سخنرانی ایشان به زودی به شکل جزوه منتشر شود تا تعداد بیشتری بتوانند از آن بهره ببرند.

گزارش ایسنا از سخنرانی مهندس توسلی در مرکز مطالعات استراتژیک جنبش دانشجویی

گزارش ایلنا از سخنرانی مهندس توسلی در مرکز مطالعات استراتژیک جنبش دانشجویی

نقد آقای محمد مسعود سلامتی بر سخنان مهندس توسلی

گزارش روز آن لاین از سخنرانی مهندس توسلی

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 11:44  توسط مجید حاجی بابایی  | 

۱-قصد داشتم تا مطلبی درباره سفر به بوشهر و سخنرانی در جمع دانشجویان خلیج فارس بنویسم.سفری که یکی از بهترین برنامه های من بود.به ویژه باید از بچه های خون گرم و با محبت انجمن دانشگاه خلیج فارس یاد کنم.اما شرح این سفر را به هفته آینده واگذار می کنم.

۲-اما بالاخره بعد از مدت زمان زیادی تاخیر مرکز مطالعات استراتژیک جنبش دانشجویی کلید خورد و از چهارشنبه این هفته ششم دی ماه ساعت ۳/۳۰ دقیقه با سخنرانی دکتر یزدی رسما فعالیت آن شروع می شود.ایمان صلواتی نژاد جزییات برنامه را در گفتگو با ایلنااعلام کرده است.من نیز در گفتگو با ایسنا برخی از اهداف مرکز را اعلام کرده ام و به زودی اسامی دوستان فعال در این مرکز را اعلام خواهیم کرد.

۳-از همه دوستان و علاقمندان دعوت می شود تا روز چهارشنبه ساعت سه و سی دقیقه به باشگاه اندیشه به نشانی:خیابان انقلاب،خیابان وصال،کوچه نایبی،باشگاه اندیشه تشریف بیاورند.ورود برای تمام افراد آزاد است.در ضمن اگر امکان اطلاع رسانی دارید این خبر را برای دوستان خود بفرستید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 17:29  توسط مجید حاجی بابایی  | 

1-انتخابات هم برگزار شد.هر چند نمی توان نتیجه آن را پیش بینی کرد.ولی انتخابات زمان مناسبی برای گفتگوی بیشتر با جامعه و همینطور شناخت بهتر آن است.امروز برای نخستین بار در جنوب تهران رای دادم.قبل از اینکه در ترمینال جنوب سوار ماشین شوم و تهران را ترک کنم،به مسجدی که آن نزدیکیها رای می گرفتند رفتم.واقعا صحنه هایی که مشاهده می شد جالب بود.در چند دقیقه ای که من بودم چند نفر بی سواد آمدند.فقط آمده بودند که رای دهند.مسئولین حاضر در محل رای گیری آنها را راهنمایی!! می کردند.تصادفا سه نفر از آنها از من خواستند تا رای ایشان را بنویسم.نخستین بار بود که چنین مسئولیتی را می پذیرفتم.شروع کردم با آنها صحبت کردن که به کی می خواهید رای دهید.فکر کنم نخستین بار بود که نویسنده تعرفه اصرار می کرد چند اسم که توی ذهنت هست بگو.چمران،ساعی و دبیر اسامی ای بود که گفت.بعد گفت هر کس را خودت صلاح می دانی بنویس.من انکار می کردم و او هم تکرار.تعرفه های خودش و خانمش بود.تصمیم سختی بود.بهش گفتم  چند نفر از هواداران خاتمی را می نویسم.گفت اشکالی ندارد.ولی خداییش نتوانستم همه را از لیست اصلاح طلبان بنویسم.گفتم شاید نظر دیگری داشته باشد.به همین دلیل چند نفری هم از محافظه کاران نوشتم.توجه می کنید که این رفتار چقدر دموکرات منش است!!برای مجلس هم جلودار زاده و غفوری فرد را نوشتم.از عوامل نظارتی نیز یکی از خانمها ایستاده بود و نگاه می کرد.نفر سوم که می خواست تعرفه اش را بدهد خانم کنترل خودش را از دست داد و گفت برای دو نفر بیشتر نمی شود نوشت.البته می دانستم که همچین چیزی در قانون نیست ولی خودم هم خیلی تمایل نداشتم که بنویسم.هر چند آقایی که تعرفه اش را به من داده بود وکالت تام داده بود و گفت هر که را که فکر می کنی خوب است بنویس.

خب اگر در این چند دقیقه این تعداد بی سواد آمد.شما فکر کنید که تا پایان وقت چه تعداد خواهند آمد و چگونه با یک حضور دائمی در حوزه رای گیری عده ای می توانند رای ها را جابجا کنند.به نظرم فرهنگ گفتگو با شهروندان از سوی تحصیل کردگان اگر جدی گرفته شود و مردم راهنمایی شوند تا با اسامی از پیش تعیین شده در حوزه رای گیری حاضر شوند پیروزی نیروهای تحول طلب بسیار آسان است.باید پذیرفت سازماندهی ما بسیار ضعیف است.متاسفانه فقظ هنگام رای گیری به فکر کار تشکیلاتی می افتیم.از همین امروز باید به فکر انتخابات مجلس هشتم بود و به مرور زمان شهروندان و هواداران را آموزش داد تا چگونه در روز رای گیری فعال باشند و به راهنمایی نزدیکان اقدام کنند.باید بپذیریم که بسیار ضعیف عمل می کنیم. با این روش نمی توان جامعه مدنی قدرتمند ایجاد کرد.باید طرحی نو درافکند.

2-هر سال به مناسبات شانزده آذر چند سخنرانی داشتم.ولی امسال دو سخنرانی ای که داشتم به دلایلی به تعویق افتاد.فردا در دانشگاه علوم پزشکی اراک از ووظایف دانشجویان و جنبش دانشجویی سخن خواهم گفت.سپس در روز چهارشنبه در جمع دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر " کنش دیالکتیکی آرمان و واقعیت" را بحث می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 20:17  توسط مجید حاجی بابایی  | 

انتخابات شورا ها و جنبش دانشجويي

سه شنبه 21 آذر 1385 [2006.12.12]

po_majid_hajbabaee.jpg

در چهار سال اخير بحثي پردامنه و جدي در بين فعالان سياسي و دانشجويي وجود داشته، مبني بر اينکه آيا بايد در انتخابات شرکت کرد يا خير؟ در بين کوشندگان دانشجويي نيز اين بحث يکي از مهمترين عوامل صف بندي ها در آستانه هر انتخابات بوده است. طرفداران ايده تحريم و عدم شرکت دو دليل پايه اي ارائه مي کنند: نخست اينکه مبارزه پارلمانتاريستي در جمهوري اسلامي به بن بست رسيده و تجربه دوران خاتمي نشان داد که امکان رشد جريانات اصلاح طلب وجود ندارد. از اين منظر براي منافع ملت و سرزمين هيچ فرقي بين افراد وجود ندارد و هر کسي بيايد حتي اگر چهره هاي اپوزيسيون قانوني مانند ابراهيم يزدي نيز باشد در اين ساختار نمي تواند کار مهمي انجام دهد. دوم اينکه با دريغ کردن راي از حاکميت و کاهش نرخ مشارکت مردم نوعي بحران مشروعيت را به وجود مي آورند

 

اين خطا است که براي راحت تر شدن کار مبارزه به استقبال بدتر شدن اوضاع برويم.

حال با گذشت بيش از يک سال از دوري اصلاح طلبان از ساختار قدرت اينک زمان مناسبي است تا درستي و نا درستي دلايل فوق الذکر يه بوته آزمايش گذاشته شود. پرسشي که صادقانه بايد به آن جواب داد اين است که آيا واقعا بين افراد هيچ فرقي وجود ندارد؟ اگر تمايلات و منويات شخصي خود را به کناري نهيم و حتي موقتا نوع حکومت مستقر را هم به حالت تعليق درآوريم، آيا به لحاظ بهبود يا زوال زندگي مردم و نخبگان هيچ تفاوتي قابل مشاهده نيست؟ تجربيات اخير پاسخ خوبي به اين پرسش است.

از سوي ديگر کاهش نرخ مشارکت به حدي که مساله ساز شود تا کنون امکان پذير نبوده و به نظر مي رسد در کوتاه مدت نيز عملي نيست. لذا اصولا اين دليل سالبه به انتفاء موضوع است. در رويکردي ديگر، اگر از تحريم براي ايجاد نيروي اجتماعي و فشار به محافظه کاران براي عقب نشيني از مواضعشان استفاده شود، نخست بايد ديد که آيا تا کنون سياست قهر توانسته چنين نيرويي را ايجاد کند؟ دوم اينکه اگر کساني توانايي چنين کاري داشته باشند، عاقلانه اين است که نيرويشان را صرف انتخابات کاملا آزاد نمايند. مگر اينکه در تئوريشان عوض کردن ساختار حقوقي به طور کامل وجود داشته باشد که در آن صورت بايد راهکارشان را به طور شفاف براي دگرگوني اعلام کنند تا جامعه دچار سردرگمي نشود. زيرا در اين صورت همه به غير از محافظه کاران شکست مي خورند.

به نظر مي رسد در شرايط فعلي بهترين راهکار براي تقويت جريانات دموکراتيک، تلاش براي تقويت صداهاي دموکرات در درون ساختار قدرت است زيرا وجود اين نيرو کماکان امکان گفتگوي بيشتر با جامعه را فراهم مي کند. به ويژه براي جنبش دانشجويي وجود چنين بستري در قدرت بسيار ضروري مي باشد. نبايد فراموش کنيم که حرکت به سوي دموکراسي امري تدريجي و زمان بر است. بر اساس تجربيات يک صد سال اخير جامعه قبل از اينکه نيازمند اقدامات پيشروانه و پيشمرگانه باشد نيازمند فرهنگ سازي و توانمند نمودن جامعه مدني است. از اين رو مهمترين کارکرد جنبش دانشجويي نيز در اين حوزه قابل مطالعه است. مساله اي که همواره به دليل ساختار بسته، مورد غفلت قرار گرفته است.

در حقيقت، فعاليت در راستاي فرهنگ سازي در شرايط نيمه باز به مراتب بهتر قابليت تحقق دارد تا در شرايط کاملا بسته. اين خطا است که براي راحت تر شدن کار مبارزه به استقبال بدتر شدن اوضاع برويم. زيرا نهايتا در صورت هرگونه موفقيت احتمالي باز دانشگاه بايد به کارويژه خود برگردد و البته آن روز نيز عقب افتادگي هاي زيادي وجود دارد. لذا در شرايط فعلي مهمترين تلاش مي تواند در استاي ايجاد فضاي تنفس شکل بگيرد. اگر از اين زاويه به مساله انتخابات فارغ از کساني که نامزد هستند و يا ساختار سياسي اي که مستقر مي باشد نگاه کنيم، تلاش سازمان يافته و هدفمند دانشجويان با انگيزه و روحيه بالا اولويت نخست فعاليت سياسي مي باشد. دعوت به کناره گيري از اين ميدان به هيچ عنوان تضمين کننده منافع جنبش نيست. البته بايد توجه داشت که اين مساله هيچ گونه فعاليت کاسبکارانه سياسي نيز تلقي نمي گردد و استفاده از چنين اصطلاحي آشکارا يک مغالطه است. زيرا اگر ما بر اساس منافع صنفي و در راستاي رسالت خويش عمل کنيم ولو اينکه در بخش هايي با منافع احزاب هم پوشاني پيدا کند، ماهيت خود را از دست نداه ايم.اصولا بايد پرسيد کدام عمل اجتماعي و سياسي است که نهايتا با منافع ساير کنشگران پيوند نخورد؟

خوشبختانه تجربه چند سال گذشته باعث بيداري بخش مهمي از جريانات دانشچويي شده و علي الظاهر در باره تحريم انتخابات سکوت کرده اند. اما اين مساله هنوز ناکافي است و جبران اشتباهات گذشته را نمي کند. اگر نتيجه فعاليت هاي گذشته اين باشد که از طريق انتخابات مي توان بخشي از اهداف را متحقق کرد، تلاش و انگيزه براي به نتيجه رسيدنش بخشي از ملزومات اين ايده خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 5:47  توسط مجید حاجی بابایی  | 

یکی از نکات جالب، توجه به انکشاف تاریخی اندیشه ها و تجلی آنها به شکل انضمامی می باشد.حکومت بنی امیه از این نظر ،نمونه ی خوانشی از اسلام است که آن را فقط و فقط برای قدرت می خواهد و عجیب است که خود آنان نیز بدان اشارت کرده اند.عبدالملک بن مروان یکی از قدرتمند ترین خلفای اموی است.ابن طقطقی در تاریخ الفخری درباره او حکایتی نقل می کند که خواندنی است:

عبدالملک قبل از خلافت یکی از فقهای مدینه به شمار می آمد و به علت آنکه پیوسته به تلاوت قرآن مشغول بود "کبوتر مسجد"نامیده می شد.چون پدرش مروان در گذشت و بشارت خلافت را به عبدالملک دادند وی قران را درهم پیچید ،گفت:"هذا فراقی بینی و بینک"{این جدایی بین من و توست}و سپس عهده دار امور دنیا شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:53  توسط مجید حاجی بابایی  |