
سال ۱۳۷۰ وقتی وارد دانشگاه تهران شدم هیچ وقت فکر نمی کردم این همه سال در دانشگاه بمانم و حالا که کمکمک باید آن را ترک کنم اینقدر دل نگران باشم.باور کنید که سخته.دقیقا چهارده سال و دو ماه است که در خوابگاه دانشجویی زندگی می کنم.در این چهارده سال چیزها آموخته ام.از همان سال اول در ادامه سالهای دبیرستان عاشق کتاب خریدن و کتاب خوندن بودم.باور کنید اگر در میدان انقلاب چرخی می زدم هرچی پول تو جیبم بود رو صرف خرید کتاب می کردم وبعد دیونه وار اونها رو می خوندم.دلم برای اون روزا خیلی تنگ شده روزهایی که فقط می خوندم و می خوندم و می خوندم.اما حالا چی؟اینقدر گرفتاریهای روزمره دارم که از کتابهای تو اتاقم خجالت می کشم(عکس سمت راست اتاقم در خوابگاه است و سمت چپ اتاقم در منزل پدری-همدان).امروز بازهم به روال سابق درگیر مسایل ریز تشکیلاتی شدم چیزی که کم کم دارم ازش متنفر می شم.با فرید صحبت کردم.باید در مورد مسایل و موضوعاتی توضیح می دادم که روحم هم از اونها خبر دار نبود.تا بیای ثابت کنی که تحلیلت از اوضاع چیه؟کدوم حرف درسته کدوم غلط یک ساعت از عمر گرانمایه صرف هیچ و پوچ شده.امروز وقتی به کتابهای نخونده کتابخونم نگاه کردم از اونها و خودم خجالت کشیدم و مثل دفعات پیش تصمیم گرفتم سه تکبیر بر سیاست بزنم و دنباله کار خویش گیرم.اما گویی سرشت و سرنوشت مرا با فعالیت گروهی گره زده اند.باز به روال سابق تا زمینه ای ایجاد می شود درگیر موضوع می شوم.نمی دانم شاید در یکی از همین روزها توانستم تصمیمی انقلابی بگیرم و یکسره خود را وقف کارهای دانشگاهی کنم یا بالعکس سیاست را به عنوان یک کنش اجتماعی حرفه ای بر گزینم.واقعا راه بر من ناپیداست.فقط می دانم در آستانه یک تصمیم انقلابی!!قرار دارم.دعا کنید بهترین تصمیم را بگیرم.
...طبيعي است در چنين شرايطي بايد به دنبال راهحل ميانه بود. به همين دليل من پيشنهاد دادم، يك نفر به اعضاي علي البدل شوراي مركزي بيفزاييم و 2 به 2 در علي البدل و 4 به 3 در اصلي باشيم تا به اين ترتيب مشكل حل شود. اما گفته شد اين خلاف اساسنامه است. و ما توضيح داديم اگر شوراي عمومي راي دهد به اينكه چهار نفر علي البدل باشد خودبخود دلالت ميكند بر اينكه تغيير در اساسنامه را پذيرفته مانند وقتي كه نماينده مجلس براي وزارت معرفي ميشود و مجلس به وي راي مثبت ميدهد به معناي اين است كه با استعفاي او از نمايندگي مجلس نيز موافقت نموده است. بهر تقدير اين جلسه بدون نتيجه مشخصي پايان يافت. ما بر سهم برابر 5 بر 5 يا 10 بر صفر تاكيد ميكرديم و آنها بر 6 بر 4 اصرار ميورزيدند. جلسه به پايان رسيد و در حياط دانشكده منتظر مانديم تا جلسه فراكسيون كه ساعت 4 شروع شده بود در ساعت 9 خاتمه يابد. در اين پنج ساعت ما در گوشهاي با دانشجويان گرم گفتگو بوديم و باز منتظر اينكه ببينيم نتيجه جلسه فراكسيون دوستان چه ميشود. خبرهايي از درون فراكسيون بيرون ميآمد. از درگيري و ناراحتي تا خنده و شادي. ولي ما چارهاي جز انتظار و اعلام نظر رسمي نداشتيم. ساعت 9 شب جلسه فراكسيون به پايان رسيد و آنها 4 نفر اصلي و دو نفر علي البدل را براي خود انتخاب كردند. آقايان روزبه رياضي از دانشگاه اميركبير، عرب شاهي از دانشگاه زنجان، رحمتي از دانشگاه صنعتي شريف، فياض از دانشگاه شيراز، رحماني از دانشگاه سيستان و بلوچستان، اعضاي اصلي و آقاي مرادي از علوم پزشكي ايران و خانم نفيسه زارع از دانشگاه علامه طباطبايي به عنوان اعضاي علي البدل انتخاب شدند. بلافاصله اعلام شد، مجوز نشست تا ساعت 9 بوده به همين دليل بايد سريع وارد سالن شويم و انتخابات را برگزار كنيم. واقعاً اينجا حق داشتيم كه اندكي ناراحت شويم. از صبح تا ساعت 9 شب در انتظار ماندهايم حالا اجازه نميدهند تا ما با دوستانمان گفتگو كنيم و ميگويند وارد سالن شويد. در اين هنگام آقايان داور نظري و سعيد رضوي فقيه نيز به جمع اعضاي نشست پيوستند. سعيد رضوي فقيه آمد و با صداي بلند اعلام كرد، من آمدهام تا شوراي مركزي بسته شود و تا شورا انتخاب نشود اين نشست به پايان نميرسد. او اين را گفت تا متهم نشود به اينكه مانع برگزاري انتخابات است. انصافاً تا پايان نيز كسي كه بيش از همه جوش و خروش برگزاري انتخابات را داشت او بود. داور نظري كه تحصيل كرده كارشناسي ارشد مهندس فضا است، ابتكار عمل را در دست گرفت و 14 حق راي همراه خود را سازماندهي كرد و در گوشهاي با آنها گفتگو نمود، سعيد رضوي فقيه نيز شرح داد كه چگونه عدهاي گناه كم كاري خود را به گردن ديگران مياندازند و فقط از آنها براي تزيين يا سپر بلاي اقدامات نكرده خود، استفاده مينمايند. او هشدار داد كه به هر طريق ميبايست شوراي مركزي امشب بسته شود ولو 10 بر صفر باشد. اتفاقاً اين براي مجموعه ما بهتر است زيرا در مقام منتقد خواهيم پرسيد كدام كار را انجام دادهايد؟ داور نظري نيز با آنها وارد گفتگو شد، در عين حال از دوستان خواست تا برگههاي راي را بگيرند اما تا رسيدن به نتيجه نهايي از حضور در جلسه خودداري كنند رايهاي توزيع شده 56 راي بود و دو سوم كل آراي اتحاديه در حدود 48 راي بود، يعني اگر 14 راي در نشست حاضر نميشدند نشست رسمي نبود. و همين خود اعلام حضور و موجوديت خوبي براي ايجاد شرايط برابر در گفتگو بود. شرايط بسيار بغرنج و حساسي بود از يك طرف ما مايل بوديم كه هرچه سريعتر نشست به نتيجه برسد و لو اينكه ما در تركيب شوراي مركزي نباشيم از سوي ديگر نيز نميخواستيم به همين راحتي ميدان و بازي را به كساني واگذار كنيم كه از قبل براي ما تصميم گرفتهاند. ميخواستيم خود تصميم بگيريم و حرف نهايي را در مورد بودن يا نبودنمان و همچنين چگونگي بودنمان را خودمان بزنيم.
ادامه دارد...

امروز در سایت ایسنا این عکس ها را در ذیل خبری درباره حلقه انسانی دانشجویان دور تاسیسات نطنز دیدم.نخستین پرسشی که به ذهنم رسید این بود که اگر همین پسرها و دخترها با همین پوشش در دانشگاه حاضر شوند آیاکمیته انظباطی دانشگاه به آنها تذکر نخواهد داد؟چرا وقتی این جوانها در مراسماتی این چنین حاضر می شوند خوب و پاکند اما در جای دیگر مساله دار و گناهکار؟راستی چطور الان این گروه از جوانان با ظاهر متفاوت در کنار یکدیگرند بدون اینکه احساس بیگانگی کنند؟آیا این چیزی جز کثرت گرایی و احترام به "انسان"فارغ از ایدئولوژی مذهب و هر متعلق دیگری است که به انسان افزوده می شود است؟آیا وقت آن نرسیده تا این الگوها را فقط دز شرایط بحرانی به رسمیت نشناسیم بلکه بپذیریم ایران سرزمینی با اندیشه های متفاوت است و همه می توانند سبک زندگی ویژه خود را برگزینند ولی در عین حال با احترام در کنار یکدیگر زندگی کنند و دست در دست هم دهند به مهر میهن خویش را کنند آباد
................................
ادامه خاطرات تحکیم
مومني بحث را شروع كرد و گفت، در اين نشست ما ميبايست شوراي مركزي اتحاديه را انتخاب كنيم و گزارشي از جلسه فراكسيون ارائه كرد، مبني بر اينكه، بدنه فراكسيون بسيار راديكال و تند است و به هيچ عنوان راضي به گفتگو نيست و معتقد است انتخابات بايد به صورت دموكراتيك برگزار شود و هركس كه راي آورد انتخاب شود، مومني مدعي بود به هر تقدير ما شرايط و ضرورت وجود همه جريانها در شوراي مركزي را توضيح داده و آنها را متقاعد كردهايم كه بايد از جريان مقابل هم در شوراي مركزي باشند و نهايتاً 6 به 4 مورد قرار گرفته است. آرش پهلوان نصير در جواب گفت، وضعيتي كه ما الان داريم به مراتب بهتر از دوره گذشته است و همچنين ما برنامههاي از پيش طراحي شدهاي داريم كه بايد براي عملياتي كردن آنها حضور برابر داشته باشيم، در غير اين صورت شما آرام آرام ما را حذف ميكنيد. خلاصه مقداري بحث بر روي اين مساله صورت گرفت و طرف مقابل از تعداد راي و دانشگاه و انتخابات دموكراتيك سخن گفت. در اينجا من نكتهاي را مورد توجه قرار داده و آن انتخابات دموكراتيك است. گفتم ما بايد انتخاب دموكراتيك را تعريف كنيم و از آفت فراكسيون بندي درون تحكيم سخن گفتم. وقتي شما مجموعه را تقسيم ميكنيد بسيار طبيعي است كه هر دو طرف بر اساس وزن خود و تا آنجا كه ميتوانند جانهزني و گفتگو ميكنند. دقيقاً همانگونه كه در تمام دنيا احزاب مختلف براي ائتلاف با يكديگر با هم گفتگو ميكنند و نهايتاً به توافق ميرسند، پس اين به هيچ عنوان خلاف دموكراسي نيست بلكه عين دموكراسي ميباشد. از طرف ديگر اگر مجموعه ما بدون اخذ تضمينهاي لازم وارد شوراي مركزي گردد تجربه نشان داده كه متاسفانه برخي حريمهاي اخلاقي و انساني رعايت نميشود و تخريب آنها در دستور كار قرار ميگيرد. اگر واقعا كسي دلسوز تحكيم وحدت است بايد فراكسيون بندي را از مجموعه حذف كند و اجازه دهد خرد جمعي در صحن شوراي عمومي اتحاديه تصميم بگيرد و از طرف ديگر برخي قواعد و اصول اخلاقي در كار تشكيلاتي مورد توجه قرار گيرد و از تهام و بهتان دور شود. در اين صورت ميتوان اميدوار بود تا دفتر تحكيم وحدت به سرانجام خوشي منتهي شود وگرنه آينده نويدبخشي در انتظار آن نيست. در اين لحظه آقاي رضا دلبري رندانه گفت از همين الان فراكسيون بندي را حذف كنيم و برويم رايگيري كنيم. البته پاسخ مشخص بود، همگي با هم خنديديم و نشاطي بر جلسه حاكم شد، چون همه ميدانستند كه اگر چنين قراري باشد براي بعد از اين نشست بايد عملي گردد. نهايتاً بعد از كلي سخن گفتن از اينكه ميبايست فارغ از منافع فردي و گروهي مصلحت اتحاديه را در نظر گرفت و به پيشرفت آن انديشيد. بلافاصله مساله چگونگي توافق مطرح شد و تمام آن سخنان نغز به بوته فراموشي سپرده شد و فيلها ياد هندوستان كرد و هر كسي بر مواضع خود پافشاري نمود. آرش پهلوان نصير پيشنهاد خوبي مطرح كرد، پيشنهادي كه قبلا نيز دوستان ما بر سر آن توافق كرده بودند و آن بسته شدن شوراي مركزي بدون حضور ما بود. يعني هر 10 نفر را خود اعضاي فراكسيون موسوم به مدرن انتخاب كنند. در تكمله آن نيز توضيح داده شد، در اين مورد واقعاً هيچ تعارفي وجود ندارد و ما در نشست شركت ميكنيم بعد از نشست نيز بيانيه ميدهيم و مقاله مينويسيم و از شوراي مركزي منتخب كاملاً حمايت ميكنيم و كار خود را در بدنه اتحاديه پيگيري ميكنيم. حسن اين كار حداقل اين است كه كم كاريها به پاي ما نوشته نميشود و ديگر از ما چهرهاي نميسازند كه مانع حركت تكاملي دوستان ميباشيم. و توضيح داديم شما چنين وانمود كردهايد كه براي پيشرفتتان فقط يك مانع داريد آن هم چند دانشگاه مشخص و افراد مشخصند اگر اينها نباشند ما كار حكومت را يكسره ميكنيم و تحولات بنيادين مد نظر خود را به پيش ميبريم. حالا ما كنار ميرويم تا ببينيم در نبود ما شما چه كار مهمي را ميتوانيد انجام دهيد. فرصت بسيار خوبي است. در ضمن توضيح داديم كه اينها در اين اقدامشان يعني تصوير سازي واژگونه از ما به عنوان مانع فقط در درون مجموعه تحكيم وحدت موفق بودهاند و خوشبختانه نيروهاي پخته و سياسي نه تنها با اين تحليل همراهي نشان ندادهاند بلكه به آن واكنش نشان داده و به آن به ديده ترديد نگريستهاند، و نمونههايي از اين رفتارها و واكنشهاي آن ذكر شد كه جاي تكرار آن در اينجا نيست. اما متاسفانه در بدنه دانشجويي انجمنها آنهم كساني كه با ايشان ارتباط دارند توانستهاند اين حس را القاء كنند كه اگر چند دانشگاه مشخص نباشند ما كارهاي خارقالعاده و محیرالعقول انجام خواهيم داد. و البته چه سادهدلند آنان كه اين سخنان را باور ميكنند و در نشريات و تحليلهاي خود وارد مينمايند و گمان ميكنند در حال تدوين استراتژي و ارائه تحليل ميباشند. در حاليكه اگر نيك بنگرند ذهنيت ساخته شده را در پس ذهن خود و جوهر قلم خويش ميبينند.
در كمال ناباوري به چند دليل عمده اين پيشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت. اول اينكه گفته شد، عدم حضور شما به معناي پايان راه است و ما به تنهايي نمي توانيم مجموعه را اداره كنيم. دوم اينكه هزينه فعاليت ما بالا ميرود و نظام با ما برخورد ميكند، كه البته در اينجا توضيح داده شد وقايع خرداد سال 82 نشان داد كه بين ما و شما، آنها تفاوتي نميبينند و اين تحليل شماست كه هنوز اين تفاوت را قائل ميشود سهل است كه برخورد آنها با ما بسيار شديدتر نيز بوده است. سوم اينكه گفته شد ما نيروي كافي براي شوراي مركزي نداريم و آقاي مهدي حبيبي صراحتاً بيان كرد كساني كه ما براي شوراي مركزي تحكيم وحدت خواهيم فرستاد به اندازه شوراي مركزي دانشگاه نيز نخواهند بود، به اين دلايل حضور ما الزامي است. پس هم بايد بياييم و هم بايد حد و حدود آمدنمان مشخص شود. معامله جالبي است نه!
ادامه دارد...
دیشب بنابر دعوتی که مهندس بسته نگار از فعالان ملی - مذهبی انجام داده بود به منزل ایشان در تجریش رفتم.دعای کمیل بود و مهندس سحابی هم سخنرانی کرد.مهندس در سخنان خود درباره ضرورت تغییر به ویژه در افراد سخن گفت.این سخنرانی چون سخنرانیهای قبلی ایشان پیرامون چارچوبی بود که از پارسال درباره نوایمانی مطرح کرد.نکات مهمی را مطرح کردند و سخنان شادروان بازرگان را به ذهن متبادر می کرد.
در اینجا بخشی از آن را که به نظرم جای تامل بیشتری دارد می آورم.درباره دوری ایرنیان از کار جمعی و فردگرایی ما سخن بسیار گفته شده است.مهندس سحابی به بخشی از آن در کار تشکیلاتی و سازمانی اشاره کرد.همین مطلب را وقتی شنبه گذشته با جمعی از دوستان خدمت دکتر ابراهیم یزدی رسیدیم ایشان نیز به آن اشاره داشت و.نکته مورد اشاره تلاش "ما"برای هژمون شدن در سازمان است.گو اینکه همه می خواهیم رهبری حزب وسازمان را به عهده بگیریم و به همین دلیل در کار جمعی و سازمانی موفق نمی شویم.براستی به نظر شما برای غلبه بر این مشکل فرهنگی چه باید کرد؟یا از کجا باید شروع کرد؟
از امروز می خواهم بخشی از خاطراتم در دفتر تحکیم وحدت را بنویسم .شاید بتواند کمکی هر چند کوچک به شناخت بیشتر تحولات این سازمان دانشجویی باشد.از روزی که به عنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم انتخاب شدم می نویسم و خاطرات گذشته را به فرصتی دیگر موکول می کنم.
شرایطی که برگزاری انتخابات در دانشگاه خواجه نصیر منتهی شد را در همان ایام برای خودم یادداشت نمودم و از همان جا شروع می کنم:
پنجشنبه و جمعه 24 و 25 ارديبهشت ماه براي دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي دانشجويان، از اهميت ويژهاي برخوردار بود، زيرا بالاخره بعد از مدتها بلاتكليفي موفق شده بودند، مجوزي جهت برگزاري نشست ماهانه (البته بعد از 5 ماه) دريافت كنند. دانشكده برق دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي در فرعياي دنج و آرام در گوشهاي از پل سيد خندان وظيفه ميزباني دانشجويان را بر عهده داشت، آنها معتقد بودند ما يكبار ميزبان شما هستيم پس سعي ميكنيم بهترين باشيم. دفتر تحكيم وحدت و بدنه آن دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي در سالهاي اخير بسيار خسته و در خود فرو رفته است. از زخمهاي بيروني روزگاران كه بر تن آن نشسته تا اختلاف و چند دستگيهاي دروني، تحكيم وحدت به معناي واقعي كلمه از مشكلات دوران گذار رنج ميبرد. ميان مسجد و ميخانه مانده است. تشكلي كه روزگاري به عنوان بازوي حاكميت وظيفه سازمان دهي نيروهاي دانشگاهي براي خدمت به نظام را بر عهده داشت اينك وظيفهاي ديگر براي خود جستجو ميكند. از مامن نخستين دل كنده و بريده است اما هوز جايي مناسب براي قرار پيدا نكرده و در بيقراري قرار گرفته است. اضطراب، تشويش و فشارهاي دروني و بيروني مهمترين ويژگي اين دوران است. تحكيم وحدت در برزخ مانده است و بايد يكبار براي هميشه تصميمي تاريخي بگيرد و راهي براي برون رفت از اين بن بست و بحران بجويد. تحكيم وحدت باید تصميمي تاريخي اتخاذ كند و جايگاه خود در سپهر اجتماعي و سياسي ايران امروز را آشكارا بيان كند. هر چند فضاي سياسي، و پراكندگي نيروهاي سياسي اين انتخاب را دشوار و پرخطر ميكند. اما چاره و گريزي از اين مساله نيست، زيرا زيستن در دوراهي و چند راهي سرانجامي جز سرگرداني، ياس و نااميدي و به هدر رفتن نيروها و انرژي آنها نخواهد داشت.
همه كساني كه به نشست دانشگاه خواجه نصير طوسي آمده بودند و آنان كه از بيرون تماشاگر آن بودند دغدغههاي بالا را در ذهن خود داشتند و انتظار اينكه فارغ از تمام درگيريها و اختلافات يكبار براي هميشه بحثي جدي و عميق براي پاسخ به اين پرسش كه كجا بايد بايستيم؟ ايجاد شود و همان در آينده مبناي عمل قرار گيرد. اما اين نشست نيز چون نشستهاي ديگر ترجيح داد تا از سخنان ساير انديشمندان بهره برد و تا حد امكان توازن را نيز رعايت كند. يك نفر در نقد دين و وحي سخن گفت و نفر ديگر در بسط وحي و دين و نوگرايي در انديشه ديني. در ميان اين دو نيز سياستمداري جوان و معتدل تحليل سياسي ارائه كرد. گويي همه ما از روبرو شدن با يك واقعيت وحشت داريم و آن انتخاب نهايي و فرجامين در پس دوران گذرا است. همه ما نشئه دوران گذار را بر سختي و طاقت فرسايي انتخاب فرجامين كه مسووليتي بزرگ را بر دوش ما ميگذارد ترجيح ميدهيم.
روز اول نشست با همين كليات سپري شد. ذكر آن در اينجا ضرورتي ندارد زيرا شرح آن مفصل از طريق روزنامهها و خبرگزاريها آمده است. روز دوم نشست نيز علي القاعده بايد به موضوع تشكيلات و بازسازي آن ميپرداخت. مهمترين دستور جلسه اين روز برگزاري انتخابات شوراي مركزي اتحاديه بود. از يكسال گذشته تلاش شده بود تا هر چه زودتر شورايي جديد براي سازماندهي تشكيلات دفتر تحكيم وحدت شكل گيرد اما هربار بنا به دلايلي در ميانه راه ناكام مانده بود تا به حدي كه اميدها به شكلگيري مجدد تحكيم وحدت به ياس تبديل شده بود. عمدهترين مانع بر سر راه حركت هماهنگ و منسجم مجموعه دفتر تحكيم وحدت، مرزبنديهاي فراكسيوني بر اساس هويتهاي متفاوت است. مرزبنديهايي كه نهايت به شكلگيري تشكيلات موازي در درون تحكيم وحدت منجر گرديده است. به اين معنا كه تصميمات قبل از طرح در شوراي عمومي اتحاديه در جلسات تشكيلاتي موازي اتخاذ ميشود و نهايتاً براي حفظ شكل و صورت قانوني و اساسنامهاي، در شوراي عمومي مورد تاييد مجدد قرار ميگيرد. آنچه كه از اين مرزبنديها مشخص است، عدم وجود شفافيت و چارچوبهاي مدون و مدلل در انديشه و مرام هر دو گروه است، به گونهاي كه اگر مدتي با هر دو طرف گفتگو كني به زودي متوجه ميشوي كه اختلافات اسما و به ظاهر هويتي ميباشد اما رسماً و باطناً نوعي گروكشي تشكيلاتي و زمينهسازي براي چانهزني جهت رهبري و هدايت مجموعه است. به عبارت ديگر، نيرو و انرژي تشكيلات و دانشجويان در پوششي هويتي صرف درگيريهاي فراكسيوني و درون فراكسيوني براي تسلط بر كادر مركزي اتحاديه ميگردد. اين ميراثي به يادگار مانده از تحكيم وحدت دهه شصت است با اين تفاوت كه اختلاف و پراكندگي نيروها در انديشه و عمل آن دهه تا به اين حد نماي بيروني نداشت و بيشتر در قالب دو جريان هم عرض و هم وزن در مواقع حساس بروز مييافت. اما اينك معادلات درون دفتر تحكيم وحدت به مرحله حساسي رسيده و ضرورت گفتگوي درون سازماني به شدت احساس ميشود. اميد ميرود دفتر تحكيم وحدت در دور جديد فعاليت خود بيش از گذشته به اين مهم بپردازد.
به هر تقدير، صبح آدينه، 25 ارديبهشت 1383 با هواي مطبوع بهاري در كنار پاكي هواي تهران به دليل وزش باد، نشست وارد روز دوم خود گرديد بدون اينكه به دغدغهها و تشويشهاي بنيادي مجموعه پرداخته شود، فراكسيون موسوم به مدرن از ساعت 9 صبح وارد جلسه شد تا درباره آينده تحكيم وحدت و شوراي مركزي آن و ساير موضوعات مورد علاقه بحث و گفتگو كنند، از آنچه در آن جلسه گذشت ما اطلاعي در دست نداريم، فقط ميدانيم كه تعدادي از افراد را مامور گفتگو با ما كردند تا در خصوص شوراي مركزي اتحاديه بحث و گفتگو كنند. ساعت 14 تقريبا جلسه فراكسيوني آنها به پايان رسيد و در سلف سرويس براي صرف غذا دوستان را ديديم. از نتيجه بحث و گفتگوها پرسيديم، گفتند فراكسيون به اين نتيجه رسيده كه 6 نفر از ما و چهار نفر از شما (يعني ما!) در تركيب شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت باشد ما نيز از حسن ظن آنها و اينكه تكليف ما را مشخص كردهاند و آن را اعلام ميكنند، تشكر نموديم. نظر ما را خواستند و گفتند شما چه كردهايد، گفتيم ما از صبح در محوطه دانشكده نشسته و چند مقاله و چند نشريه دانشجويي كه در نشست توزيع شده را مطالعه نموده و منتظر جواب دوستان ماندهايم. بعد از صرف غذا، جلسه اصلي بين نمايندگان دو فراكسيون شروع شد، افراد حاضر در جلسه عبارت بودند از، عبدالله مومني، كورش جعفري، حجت شريفي، مهدي امينزاده، رضا دلبري، امیر پاکزاد، آرش پهلوان نصير، مجيد حاجي بابايي، احمد سلامتي، مهدي مومني.(ادامه دارد...)
|
صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد |
|
ور نه اندیشه این کار فراموشش باد |
|
آن که یک جرعه می از دست تواند دادن |
|
دست با شاهد مقصود در آغوشش باد |
|
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت |
|
آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد |
|
شاه ترکان سخن مدعیان میشنود |
|
شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد |
|
گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت |
|
جان فدای شکرین پسته خاموشش باد |
|
چشمم از آینه داران خط و خالش گشت |
|
لبم از بوسه ربایان بر و دوشش باد |
|
نرگس مست نوازش کن مردم دارش |
|
خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد |
|
به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ |
|
حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد |
متن کامل نامه را برای مطالعه و اظهار نظر دوستان در اینجا می آورم:
به نام خدا
اعضای محترم اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان سراسر کشور(دفتر تحکیم وحدت)
همانطور که می دانید در چند ماه گذشته به ویژه از زمان انتخابات ریاست جمهوری پاره ای اختلافات استراتژیک در مجموعه به وجود آمد و از درون آن نیز راهبردهای متفاوتی درباره شیوه سیاست ورزی در آینده مد نظر قرار گرفت.آن انتخابات به پایان رسید اما تبعات آن همچنان گریبانگیر جامعه ایران است.معتقدم تا به یک جمع بندی علمی و منصفانه درباره این انتخابات نرسیم امکان گفتگو بین نیروهای سیاسی به حداقل ممکن می رسد.زیرا مواجهه با انتخابات از اساسی ترین بنیانهای تدوین استراتژی گروههاست.
اما جنبش دانشجویی در این میان وضعیتی دیگر دارد چرا که کنشگر حرفه ای عرصه سیاست نیست و همچنین از پویایی و سیالیت ویژه ای برخوردار است.هر چند معتقدم در فضایی عقلانی و بدور از کینه و تعصب باید عملکرد دفتر تحکیم وحدت را به تیزاب نقد بررسید.چرا که نقش مهمی در فضای سیاسی کشور داشت.اگر توجه کنیم عمده استدلال ها حول شیوه عمل سیاسی برای رسیدن به دموکراسی بود.امروز فرصت خوبی است تا بینیم منادیان مبارزه رادیکال در کجا هستند و چه کار می کنند.متاسفانه بسیاری کنج عافیت گزیده و به زندگی شخصی خود می پردازند.
اما این همه دلیل نمی شود تا اصل حفظ تشکل های دانشجویی مورد غفلت قرار گیرد.به ویژه اگر توجه داشته باشیم مقالات و نقدهای نوشته شده از سوی برخی دوستان و عملکرد فعالان جدید موید نوعی تجدید نظر در رفتار و سلوک قبلی آنان است که خود جای امیدواری بسیار دارد.در طی چند سال گذشته تمام حرف ما آن چیزی بود که امروز دیگر دوستانمان در مقالات و مصاحبه های خود می گویند.امیدوارم این تغیر نگرش به زودی تاثیرات مثبت خود را در درون اتحادیه نشان دهد.
متاسفانه در ماههای اخیر فضای حاکم بر اتحادیه مستعد بروز سوء تفاهم بین دوستان بوده است و بعضا به رویاروییهای نا مطلوبی رسیده است.من به عنوان کسی که بیش از یک دهه در انجمن اسلامی دانشجویان عضو بوده ام از دیدن این وضعیت نا بسامان آزرده خاطر می شوم لذا از همه دوستان می خواهم تا اختلافات جزیی را کنار بگذارند و به تقویت اتحادیه و انجمن های اسلامی بپردازند.کسانی که در بیرون نشسته و برای ما نقشه ها در سر دارند نخستین کسانی هستند که از این اختلافات سود می برند.اعضای محترم تشکل ها نیز باید فرض کنند که اینترنت وجود ندارد. تا مشکلی به وجود آمد آن را علنی نکنند بلکه با دوستانشان رو در رو سخن بگویند قطعا نتایج بهتری به دست می آورند.اما متاسفانه گفتگوی رسانه ای آفت امروز جنبش دانشجویی است و در آتش کینه و نفرت می دمد.
دفتر تحکیم وحدت نیز در این شرایط وظیفه ای دشوار دارد زیرا با این تکثر هویتی که در درون آن ایجاد شده هر آن انتظار بروز مشکلی می رود لذا بهترین اقدام تدوین هر چه سریعتر پروتکل بر مبنای مواضع اخیر فعالان دانشجویی است. تا بتوان در سایه استراتژی"توافق حداقلی و کار تشکیلاتی حداکثری"به سازمان دهی مجدد دفتر تحکیم وحدت پرداخت.گر چه در یک ماه گذشته در هیچ یک از تصمیم گیریها و گفتگوهای فراکسیونی حضور نداشته ام و کار های نا تمام رساله تحصیلی را انجام می دادم اما چون همیشه برای ایجاد وحدت و توافق بین دوستان تلاش می کنم .از دوستان خود در انجمن های اسلامی عضو اتحادیه می خواهم با درک شرایط سخت پیش رو هر چه زودتر پروتکل همکاری مشترک را امضا نمایند تا شاهد قدرت و عظمت روز افزون جنبش دانشجویی ایران باشیم.
ارادتمند شما: مجید حاجی بابایی
