به مناسبت چهارمین سالگرد درگذشت دکتر یدالله سحابی مقاله ای نوشته ام که در روزنامه شرق امروز منتشر شد.هر چند بخش هایی از آن حذف گردیده اما ساختار مقاله پا برجا است.مقاله را اینجا بخوانید.
از زمانی که وارد انجمن اسلامی دانشجویان شدم و به عنوان عضو شورای مرکزی دانشکده ادبیات داتشگاه تهران(۱۳۷۲)انتخاب شدم تا اکنون که همچنان دوران دانشجویی ام ادامه یافته است بیش از آنکه به بخش سیاست این جنبش علاقه داشته باشم ایده هایی برای انجام کارهای بنیادین داشتم.چاپ نشریه و کتاب،برگزاری هم اندیشی دانشجویی،برگزاری جلسات نقد کتاب،دیدار با اندیشمندان ایران و جهان و ایده هایی از این قبیل را همواره به عنوان یک چراغ راهنما در ذهن داشته ام.برخی از این ایده ها را در سالیان گذشته اجرا کرده ام.اما هنوز ایده های بسیاری هست که باید برای اجرای آنها تلاش کنم.به گمانم بعد از انقلاب فرهنگی در جنبش دانشجویی ایران کمتر کتاب دانشجویی چاپ شده باشد.اما با توجه به علایقی که داشتم تا کنون چهار کتاب دانشجویی را منتشر کرده ام.نخستین آنها را در سال ۱۳۷۹ با عنوان"دینداری در دنیای جدید"منتشر کردم.این کتاب مجموعه مقالاتی از متفکران مطرح امروز جامعه ایران مانند:دکتر سروش،دکتر محمدی گرگانی،استاد مصطفی ملکیان،دکتر کدیور،دکتر آقاجری و استاد مجتهد شبستری است که به کوشش من توسط انجمن اسلامی دانشگاه تهران منتشر شده است.مقدمه کوتاهی هم به این کتاب نوشته ام که بیانگر دیدگاهم درباره دین و اثرات آن در جنبش دانشجویی است.مساله ای که تا به امروز هم به آن عمیقا باور داشته ام و خلاف آنچه عده ای تصور می کنند که ما به دلیل به وجود آمدن شرایط جدید این گونه ایده ها را مطرح می کنیم این رویکرد دیرینه تر و استراتژیک تر از مسائل روزمره است.این کتاب وقتی منتشر شد با استقبال فراوانی روبرو شد و سال ۱۳۸۰ مجددا تجدید چاپ شد و در اردوی سالیانه دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه تهران توزیع گردید و روزنامه کیهان همان موقع در ستون ویژه خود خبر مفصلی در باره این کتاب منتشر کرد و آن را تلاش برای هویت سازی سکولار در تحکیم وحدت دانست.
دومین کتاب را هم به صورت مجموعه مقالات برای دفتر تحکیم وحدت منتشر کردم.این کتاب مجموعه سخنرانیهای برگزار شده از سوی دفتر پیرامون قیام امام حسین بود.این کتاب با عنوان "آموزگار شهادت"منتشر شد.خودم هم مقاله ای در این کتاب داشتم.البته این کتاب با نام مستعار جهاندار پارسا منتشر شد.مقدمه ای نیز بر این کتاب نوشته ام که خیلی آن را می پسندم. سومین کتاب را در جریان اتفاقات بعد از سخنرانی آقاجری در همدان منتشر کردم.به فاصله کمتر از یک ماه بعد از سخنرانی دکتر آقاجری متن کامل سخنرانی ایشان همراه با مواضعی که مخالفان و موافقان ایشان گرفتند در قالب کتابی با عنوان"شریعتی و پرتستانیسم اسلامی"منتشر نمودم.این کتاب در نشست ماهانه دفتر تحکیم وحدت در دانشگاه شهرکرد(تیر ماه ۱۳۸۱) فروخته شد.هزینه های این کتاب را انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بهشتی پرداخت کرده بود اما فروش آن و استقبال فوق العاده دانشجویان باعث شد بخشی از هزینه های آن جبران گردد.
چهارمین کتاب نیز مجموعه سه سخنرانی من بود که دو تای آن در دانشگاه تربیت معلم تهران و دیگری در حسینیه ارشاد ایراد شده بود.این کتاب را انجمن علمی تاریخ دانشگاه تربیت معلم با عنوان"بازرگان و زندگی اصیل،رویکردی اگزیستانسیالیستی به اندیشه های بازرگان" منتشر کرد.البته مقالات بسیاری هم درباره جنبش دانشجویی دارم که در صورت انتشار در قالب کتاب حجمی بیش از ۶۰۰ صفحه را در بر خواهد گرفت.و همچنین مقالات دیگری که شامل ترجمه و تالیف است اما بیشتر در حوزه های تخصصی تاریخ و جامعه شناسی هستند.
خب این همه گفتم تا برسم به اینجا که در ادامه مسیر گذشته با همکاری جمعی از دوستان می خواهم یکی دیگر از ایده هایم را عملیاتی کنم.همیشه دوست داشتم و دارم که در کنار جنبش های اجتماعی مغزهای منفصل یا مخازن فکری باشند تا فارغ از درگیریهای روزمره به تدوین استراتژی بپردازند و آن را به کوشندکان جنبش ارائه کنند تا در صورت مقبولیت آن را به کار گیرند. تا کنون دوبار اقدام به راه اندازی مرکز مطالعات استراتژیک نموده ام.یکبار وقتی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه شهید بهشتی بودم و بار دوم وقتی به عضویت شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در آمدم.و البته تجربه حضور دو ساله در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری در کسوت سرپرستی بخش سیاست داخلی اندوخته خوبی برای این اقدامات بود.شاید دوستان برنامه هایی که در دو تابستان سالهای ۸۲ و ۸۳ یکی در کتابخانه بعثت و دیگری در دانشگاه تهران برگزار کردیم را به خاطر داشته باشند.در طی این مدت بیش از ۲۰۰ ساعت کلاسهای تئوریک و بنیادین برگزار گردید که در نوع خود کم نظیر است.در ادامه این مسیر از هفته دوم اردیبهشت ماه امسال فعالیتهای مرکز مطالعات استراتژیک حنبش دانشجویی با سخنرانی تعدادی از چهره های سرشناس سیاست و اندیشه در ایران شروع خواهد شد.این اقدام تقریبا بیانگر راهی خواهد بود که من برای ادامه فعالیتم در عرصه سیاست و اجتماع بر گزیده ام. از همه دوستان و یاران گرامی نیز می خواهم تا ضمن مشارکت فعال در این مسیر دیدگاهها و نقطه نظرات خود را جهت بهتر شدن کار ارائه کنند.
پی نوشت:گفتگو با ایسنا درباره مرکز: نخستين جلسه مركز مطالعات استراتژيك جنبش دانشجويي 14 ارديبهشت برگزار ميشود در جريان تبادل آرا و انديشهها ميتوان ايدههاي نوين توليد كرد
جنبش دانشجویی،تجربه گذشته و افق های آینده
سال گذشته سال پر مخاطره اي براي سياست ورزان ايران بود. گذشت هشت سال از دولت اصلاحات در کنار نقاط ضعف و قوتش زمينه اي را فراهم کرده بود تا محافظه کاران بتوانند با تکيه بر نااميدي و سياست گريزي بخش مهمي از شهر نشينان زمين بازي سياست را به طور کامل به نفع خود تغيير دهند. جنبش دانشجوي و به ويژه دفتر تحکيم وحدت نيز از اين قاعده مستثني نبوده ونيست. به عبارت ديگر جنبش دانشجويي تابعي از تحولات عرصه سياست است و در کنشي کاملا ديالکتيکي با تحولات قرار دارد.
تقريبا از سه سال پيش فشار حاکميت بر مجموعه دانشجويي سير صعودي داشته و در برنامه اي کاملا حساب شده و در روندي تدريجي فشار بر اين جنبش را بيشتر کرده است. به گونه اي که نهايتا در طي زمان دانشجويان را مجبور به خروج از دانشگاه نمود. عمده ترين مستندات عاملان محدوديت نيز پارهاي از بيانيه ها و اظهارات کوشندگان دانشجويي بوده و است. از اين منظر طرح ناپخته و خام رفراندوم و به کار گرفتن برخي از کوشندگان دانشجويي به عنوان پياده نظام اين طرح زمينه هاي فشار بيشتر بر دانشجويان را فراهم کرد. قطع نظر از اينکه حتي اگر چنين طرحي نيز مطرح نمي شد بهانه هاي ديگري براي فشار پيدا مي کردند؛ گذاشتن بار بيش از توان جنبش دانشجويي بر شانه هاي نحيف آن هر چند براي عده اي سود داشت اما در نهايت به تضعيف اين جنبش منجر گرديد.
با توجه به مجموعه بحران هاي تشکيلاتي و فشارهاي امنيتي دفتر تحکيم وحدت به عنوان فراگير ترين جريان دانشجويي وارد سال سرنوشت ساز 1384 گرديد. سالي که مهمترين رويداد داخلي آن انتخابات رياست جمهوري بود. چگونگي روياروي با اين انتخابات، مي توانست تاثير به سزايي بر سرنوشت و آينده اين جنبش داشته باشد و استراتژي آينده آن را ترسيم کند. سرنوشت انتخابات مي توانست سرنوشت اين جنبش را حداقل در صورت قانوني اش دچار تغييرات اساسي کند. نفي ساختار سياسي و اعلام پايان اصلاح پذيري اش دام بزرگي بود که در برابر اين جنبش پهن شده بود. زيرا با پذيرفتن اين استراتژي بايد اقدامات جايگزين براي فعاليت در نظر گرفته مي شد.
عده اي از کوشندگان با توجه به اين مساله سعي کردند تا آخرين رمق هاي اين جنبش را در راستاي اهداف خود به کار گيرند. بحث تحريم انتخابات و تلاش براي عملياتي کردن آن يکي از اين رمق کشي ها بود. در حالي که همگان مي دانستند با توجه به توبه برخي از رهبران سابق تحکيم تحت فشارهاي امنيتي و همچنين ايجاد محدوديت براي اين جنبش ،بدنه اين دفتر توانايي و قدرت لازم براي اين پروژه را به شکل کامل ندارد و حتي اگر طراحان آن صادق بوده باشند ،به دليل اجراي ناقص اين پروژه از دل آن چند خروج از کشور و تثبيت موقعيت اقتدارگرايان در داخل به وجود مي آيد. انتخابات رياست جمهوري محل کشاکش و رويارويي دو انديشه در تحکيم شد. يکي آنان که معتقد بودند راي نياوردن يک اقتدارگرا به مراتب براي منافع ملي و پيشبرد دموکراسي مفدتر است و ديگري کساني که معتقد بودند در اين ساختار سياسي بين ابراهيم يزدي و احمدي نژاد هيچ تفاوتي وجود ندارد و هرکس راي بياورد مجبور به اجراي سياستهاي از پيش تعيين شده است. اين رويارويي بر تمام نشست ها و برنامه هاي تحکيم در سال گذشته سايه افکنده بود و تداوم اين دو استراتژي تا اکنون نيز ادامه داشته است.
با پيروزي احمدي نژاد،همه نگاهها معطوف به کساني شد که وعده مي دادند تا فرداي حذف اصلاح طلبان از حکومت پرچم مبارزه را به دست بگيرند. زيرا ديگر حريف کاملا شناخته شده بود. اما متاسفانه تنها ميراث و يادگار به جا مانده از اين وعده سکوت و انفعال حاکم بر جريان دانشجويي و پيش روي انديشه حذف انجمن ها و نهايتا دست طلب به سوي آمريکا دراز کردن بود تا شايد کاري را که خودشان نمي توانند انجام دهند برايشان انجام دهند. در سال گذشته بسياري از انجمن هاي اسلامي تعطيل شده يا در آستانه تعطيلي قرار گرفته است. بسياري از کوشندگان دانشجويي احکام انظباطي دريافت کرده اند اما دريغ از يک مبارزه از سوي تحريمياني که مي خواستند طومار ساختار سياسي را در هم بپيچند و پايان اصلاح طلبي را فرياد مي زدند. در حال حاضر مجوز براي برگزاري مراسمات دانشجويي به سختي صادر مي شود و تعداد آن روز به روز در حال کاهش است. از سوي ديگر تا کنون اجازه برگزاري هيچ نشست رسمي اي در درون دانشگاه صادر نشده است.
در يک جمله مي توان گفت سال گذشته سال دشواري براي جنبش دانشجويي ايران بود و با برخي برنامه ها و طرحهاي خام پاي در ميداني گذارده که بيرون آمدن از آن دليري بسياري مي طلبد. خوشبختانه در حال حاضر بسياري از کوشندگان دانشجويي از کياست و هوش خوبي برخوردارند. به گونه اي که صف خود را از برخي اقدامات حساب نشده جدا مي کنند. نمونه آن دهها فعال دانشجويي و دهها انجمن اسلامي دانشجويي هستند که با نوشتن بيانيه يا مقالات تحليلي حضور دو عضو سابق تحکيم در کنگره آمريکا را نقد کردند. با توجه به تجربيات سال گذشته به نظر مي رسد که سال پيش رو سال نفسگيري براي جنبش دانشجويي باشد و بايد با برنامه اي مدون و منطقي وارد چالش و بحرانهاي سال جديد شود؛ در غير اين صورت بيم آن مي رود تا عده اي بکوشند در خارج مرزها اين جنبش را پلکان سياست ورزي خود کنند. چنين مباد!
امروز به کاخ موزه سعد آباد رفتم.جایی که روزگاری محمدرضا و پدرش با سطوت و شکوه حکمرانی می کردند.اما امروز از آن همه شکوه چه به جا مانده است جز خاطراتی که مردم را به سوی خود می خواند؟به دلیل تعطیلی نوروز جمعیت زیادی به بازدید آمده بودند.ناگهان یاد انقلاب فرانسه افتادم وقتی که زندان باستیل به نشانه اقتدار رژیم پیشین فروریخت و مردم دسته دسته وارد آن می شدند و رفتن جباران را باور می کردند.بعد از رفتن دیکاتورها معمولا یادگارهایی از آنان باقی می ماند.کاخ های صدام نیز اکنون به موزه ملت و عبرت تبدیل شده است.کاخ اقامت شاه نیز به موزه ملت تغییر نام داده است.کاش کسانی که با خشم حکمرانی می کنند به این نمادها بیشتر توجه می کردند تا عاقبتی این چنین پیدا نکنند.
امروز دیدار سالیانه نهضت آزادی در منزل دکتر یزدی برگزار شد.یکی از ویژگیهای نهضت آزادی سنتهایی است که از زمان شادروان بازرگان به یادگار مانده است.هر سال دوم فروردین اعضا و میهمانان نهضت ازادی در منزل دکتر یزدی(قبلا دفتر نهضت آزادی که اکنون پلمب است) جمع می شوند.امسال مهندس سحابی ،مهندس میثمی،هدی صابر،عبدالفتاح سلطانی،بسته نگار و بسیاری دیگر از چهره های آشنا در میهمانی حاضر بودند.جالبترین نکته برای من در این میهمانی شور و نشاط عبدالفتاح سلطانی بود.وی بسیار سر حال و شادان بود.لحظه ای ننشست و مدام با دوستان در حال گفتگو بود.واقعا این روحیه و مقاومتش درس آموز است.امیدوارم نوروز بر همه دوستان خجسته باشد و نوروز آینده امیدوار تر و با چشم اندازی روشن تر برای میهن این سنت باستانی را جشن بگیریم.
