تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

امروز در منزل مهندس هاشم صباغیان مراسم چهل وپنجمین سالگرد تاسیس نهضت آزادی برگزار گردید.واقعا در سرزمینی که عمر تشکیلات و سازمانهای سیاسی بسیار کوتاه است پایداری چهل و پنج ساله برای نهضت آزادی ایران و به طور کلی تحزب در ایران ارزشمند است.این مراسم در شرایطی برگزار شد که کماکان نهضت از نخستین حق خود برای در اختیار گرفتن سالن برای مراسماتش محروم است و لاجرم در منزل شخصی اعضا مراسماتی این چنین را برگزار می کند.نکته ای که تقریبا تمام فعالان سیاسی و آگاهان درباره نهضت بدان معترفند ثابت قدمی این جریان در اصولی است که همواره بدان وفادار بوده است.شاید همین پرنسیب اجتماعی-سیاسی در کنار چهره های خوش نام است که باعث شده بود امروز جمع کثیری از چهره های شناخته شده در این مراسم حاضر باشند.عبدالله نوری،اکبر گنجی،محمد رضا خاتمی،حجّه الاسلام انصاری راد،تقی رحمانی،محمود نکوح روح،پرویز ورجاوند،شمس الواعظین،جلال جلالی زاده و بسیاری از فعالان سیاسی در این مراسم حاضر بودند.

امروز همچنین پیش از ظهر رفتم کوه و ۵ ساعتی کوهنوردی کردم.از مسیر درکه تا پلنگ چال را دو ساعت وبیست دقیقه رفتم و سپس برگشتم.قصد دارم با تعدادی از دوستان در خرداد ماه مسیر تهران تا شمال را از کوه پیاده طی کنم.کاری که دوبار دیگر آن را در سالیان گذشته انجام داده ام.نام وبلاگم نیز برگرفته از نام یکی از روستاهای مسیر پیاده روی تهران - نور است.خلاصه هر هفته باید کوهنوردی کنم تا آمادگی جسمانی برای برنامه خرداد ماه را داشته باشم.دوستان علاقمند به کوه نوردی و پیاده روی اطلاع دهند تا برای برنامه ی آینده و سایر برنامه ها خبرشان کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385ساعت 22:30  توسط مجید حاجی بابایی  | 

دیروز برای شرکت در مجمع سالانه انجمن اسلامی دانشگاه هرمزگان و سخنرانی در جمع دانشجویان این دانشگاه به بندر عباس رفتم.هفته گذشته که از من دعوت شد بچه های انجمن گفتند که رییس دانشگاه شما رو می شناسه.دکتر احمد نوحه گر از دوستان خوب من در دوره کارشناسی ارشد بود که در رشته جغرافیا درس می خوند و  هم خوابگاهی بودیم.فردی مذهبی و البته روشنفکر بود.سه شنبه ها و پنج شنبه ها جلسات دعای توسل و کمیلش برقرار بود.تعجب کردم که در دولت جدید چنین فردی را به ریاست دانشگاه منصوب کرده اند.دکتر نوحه گر یک سال زودتر از من دکتری قبول شد و چهارساله درسش رو تمام کرد و به دانشگاه هرمزگان رفت و خوشحالم که الان رییس دانشگاه است.ولی گویا از سوی افرطی ها مخالفتهایی با ایشان صورت می گیرد.دوست داشتم تا در این سفر دیداری با ایشان داشته باشم اما برای نشست روسای دانشگاههای سراسر کشور در تهران بود.دیداری با معاون دانشجویی دانشگاه داشتم.انصافا مردی فاضل و آزاداندیش بود.

با توجه به جمیع جهات و در نظر گرفتن موقعیت دوستم در کسوت ریاست دانشگاه سعی کردم سخنرانی ای کاملا معتدل و آکادمیک داشته باشم تا فردا بچه های انجمن و رییس دانشگاه متهم نشوند علیه نظام و ارزشهای(آقایان) در سخنرانی سخنی گفته شده است اعتراف  می کنم که به قول دوستان پاستوریزه ترین سخنرانی را در جلسه سه شنبه شب انجام دادم.نا گفته نماند که دانشگاه هرمزگان جمعیت کمی دارد چیزی حدود سه هزار نفر و با توجه به این که سخنرانی در یکی از سالنهای دانشگاه در خارج از پردیس اصلی برگزار شد استقبال خوبی از سخنرانی شده بود وبیش از دویست نفر از دانشجویان به دعوت انجمن لبیک گفته بودند.با توجه به اعلام قبلی درباره سیر تحولات جنبش دانشجویی بعد از انقلاب سخن گفتم.موضوعی که در حال مطالعه و تحقیق درباره آن می باشم و به دعوت انتشارات طرح نو در حال نگارش مقاله ای در این خصوص برای کتابی با موضوعیت جنبش های اجتماعی بعد از انقلاب(زیر نظر دکتر جلایی پور)هستم.در این مقاله و سخنرانی سعی داشته و دارم که بی طرفانه(البته تا آنجا که ممکن است.چون بی طرفی کامل واقعا امکان پذیر نیست)سیر تحولات جنبش دانشجویی را بررسی کنم.سخنرانی انجام شد و جلسه بیش از دو ساعت به طول انجامید.خوشحال بودم که در عین حالی که سخنرانی مورد توجه دانشجویان قرار گرفته نکته ای که فردا برای دوستانم دردسر ساز شود نگفته ام.اما در کمال تعجب ساعت دوازده و نیم رییس دانشگاه با دبیر انجمن تماس گرفت و گفت معاون سیاسی استانداری تماس گرفته و گفته که در جلسه امشب انجمن علیه نظام سخن گفته شده است.خلاصه هر چه فکر کردم کجا چنین حرفهایی زدم خودم چیزی متوجه نشدم از دوستان پرسیدم گفتند بعضی قسمتها را اگر با پیشداوری و غرض و مرض تحلیل کنی ممکن است چیزی پیدا شود.گفتم این برای هر سخنی مصداق دارد حتی آیات قرآن که کلام خداوند است.امیدوارم که سخنرانی من باعث عزل دوستم از ریاست دانشگاه نشود زیرا اسباب بسی شرمندگی و ناراحتی خواهد بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 22:29  توسط مجید حاجی بابایی  | 

هفته گذشته جهت شرکت در work shop بین المللی آزادی مطبوعات به دعوت یک موسسه هلندی به استانبول رفتم.جلسه فوق العاده پر باری بود.به ویژه درباره چگونگی اداره چنین جلساتی نکات بسیار آموختم.نکته جالب در ترکیه رشد روزافزون اسلامگرایی در این کشور است.حتی استانبول که اروپایی ترین بخش این کشور است نشانه هایی از این تفکر را دارد.به ویژه در مناطق مرکزی این شهر این مساله بیشتر مشاهده می شود.اما نکته جالب که باعث شد این پست را بنویسم گفتگویی بود که شب گذشته با راننده ماشینی که با آن به فرودگاه آتاتورک می رفتم،داشتم.وی از کردهای ترکیه بود.وقتی از او درباره ایران پرسیدم دیدم لحن حماسی ایران مقابل آمریکا او را به وجد آورده و مرتب می گفت آمریکا دشمن است و اگر به ایران حمله کند من به ایران آمده و با سربازان آمریکایی خواهم جنگید و با کمال تعجب دیدم که از احمدی نژاد هم کلی خوشش آمده و از مواضع آن دفاع می کرد.یاد صحبت یکی از شرکت کنندگان در جلسه افتادم که می گفت ایران در هر صورت نقش اصلی در گفتمان سازی در منطقه خاورمیانه را دارد. رییس جمهور آن احمدی نژاد باشد یا خاتمی.هر کدام با ادبیات خودشان این کار را می کنند..ایران واقعا در منطقه خاورمیانه جدای از مساله نفت و وضعیت ژئوپولیتکش از نظر گفتمان سازی نیز جایگاه بسیار مهمی دارد و شاید با در نظر گرفتن این مساله بتوان به تحلیل بهتری،درباره تحولات خاورمیانه و دلایل تمرکز جهان بر روی ایران، رسید. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 13:32  توسط مجید حاجی بابایی  |