تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

1-انتخابات هم برگزار شد.هر چند نمی توان نتیجه آن را پیش بینی کرد.ولی انتخابات زمان مناسبی برای گفتگوی بیشتر با جامعه و همینطور شناخت بهتر آن است.امروز برای نخستین بار در جنوب تهران رای دادم.قبل از اینکه در ترمینال جنوب سوار ماشین شوم و تهران را ترک کنم،به مسجدی که آن نزدیکیها رای می گرفتند رفتم.واقعا صحنه هایی که مشاهده می شد جالب بود.در چند دقیقه ای که من بودم چند نفر بی سواد آمدند.فقط آمده بودند که رای دهند.مسئولین حاضر در محل رای گیری آنها را راهنمایی!! می کردند.تصادفا سه نفر از آنها از من خواستند تا رای ایشان را بنویسم.نخستین بار بود که چنین مسئولیتی را می پذیرفتم.شروع کردم با آنها صحبت کردن که به کی می خواهید رای دهید.فکر کنم نخستین بار بود که نویسنده تعرفه اصرار می کرد چند اسم که توی ذهنت هست بگو.چمران،ساعی و دبیر اسامی ای بود که گفت.بعد گفت هر کس را خودت صلاح می دانی بنویس.من انکار می کردم و او هم تکرار.تعرفه های خودش و خانمش بود.تصمیم سختی بود.بهش گفتم  چند نفر از هواداران خاتمی را می نویسم.گفت اشکالی ندارد.ولی خداییش نتوانستم همه را از لیست اصلاح طلبان بنویسم.گفتم شاید نظر دیگری داشته باشد.به همین دلیل چند نفری هم از محافظه کاران نوشتم.توجه می کنید که این رفتار چقدر دموکرات منش است!!برای مجلس هم جلودار زاده و غفوری فرد را نوشتم.از عوامل نظارتی نیز یکی از خانمها ایستاده بود و نگاه می کرد.نفر سوم که می خواست تعرفه اش را بدهد خانم کنترل خودش را از دست داد و گفت برای دو نفر بیشتر نمی شود نوشت.البته می دانستم که همچین چیزی در قانون نیست ولی خودم هم خیلی تمایل نداشتم که بنویسم.هر چند آقایی که تعرفه اش را به من داده بود وکالت تام داده بود و گفت هر که را که فکر می کنی خوب است بنویس.

خب اگر در این چند دقیقه این تعداد بی سواد آمد.شما فکر کنید که تا پایان وقت چه تعداد خواهند آمد و چگونه با یک حضور دائمی در حوزه رای گیری عده ای می توانند رای ها را جابجا کنند.به نظرم فرهنگ گفتگو با شهروندان از سوی تحصیل کردگان اگر جدی گرفته شود و مردم راهنمایی شوند تا با اسامی از پیش تعیین شده در حوزه رای گیری حاضر شوند پیروزی نیروهای تحول طلب بسیار آسان است.باید پذیرفت سازماندهی ما بسیار ضعیف است.متاسفانه فقظ هنگام رای گیری به فکر کار تشکیلاتی می افتیم.از همین امروز باید به فکر انتخابات مجلس هشتم بود و به مرور زمان شهروندان و هواداران را آموزش داد تا چگونه در روز رای گیری فعال باشند و به راهنمایی نزدیکان اقدام کنند.باید بپذیریم که بسیار ضعیف عمل می کنیم. با این روش نمی توان جامعه مدنی قدرتمند ایجاد کرد.باید طرحی نو درافکند.

2-هر سال به مناسبات شانزده آذر چند سخنرانی داشتم.ولی امسال دو سخنرانی ای که داشتم به دلایلی به تعویق افتاد.فردا در دانشگاه علوم پزشکی اراک از ووظایف دانشجویان و جنبش دانشجویی سخن خواهم گفت.سپس در روز چهارشنبه در جمع دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر " کنش دیالکتیکی آرمان و واقعیت" را بحث می کنم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 20:17  توسط مجید حاجی بابایی  | 

انتخابات شورا ها و جنبش دانشجويي

سه شنبه 21 آذر 1385 [2006.12.12]

po_majid_hajbabaee.jpg

در چهار سال اخير بحثي پردامنه و جدي در بين فعالان سياسي و دانشجويي وجود داشته، مبني بر اينکه آيا بايد در انتخابات شرکت کرد يا خير؟ در بين کوشندگان دانشجويي نيز اين بحث يکي از مهمترين عوامل صف بندي ها در آستانه هر انتخابات بوده است. طرفداران ايده تحريم و عدم شرکت دو دليل پايه اي ارائه مي کنند: نخست اينکه مبارزه پارلمانتاريستي در جمهوري اسلامي به بن بست رسيده و تجربه دوران خاتمي نشان داد که امکان رشد جريانات اصلاح طلب وجود ندارد. از اين منظر براي منافع ملت و سرزمين هيچ فرقي بين افراد وجود ندارد و هر کسي بيايد حتي اگر چهره هاي اپوزيسيون قانوني مانند ابراهيم يزدي نيز باشد در اين ساختار نمي تواند کار مهمي انجام دهد. دوم اينکه با دريغ کردن راي از حاکميت و کاهش نرخ مشارکت مردم نوعي بحران مشروعيت را به وجود مي آورند

 

اين خطا است که براي راحت تر شدن کار مبارزه به استقبال بدتر شدن اوضاع برويم.

حال با گذشت بيش از يک سال از دوري اصلاح طلبان از ساختار قدرت اينک زمان مناسبي است تا درستي و نا درستي دلايل فوق الذکر يه بوته آزمايش گذاشته شود. پرسشي که صادقانه بايد به آن جواب داد اين است که آيا واقعا بين افراد هيچ فرقي وجود ندارد؟ اگر تمايلات و منويات شخصي خود را به کناري نهيم و حتي موقتا نوع حکومت مستقر را هم به حالت تعليق درآوريم، آيا به لحاظ بهبود يا زوال زندگي مردم و نخبگان هيچ تفاوتي قابل مشاهده نيست؟ تجربيات اخير پاسخ خوبي به اين پرسش است.

از سوي ديگر کاهش نرخ مشارکت به حدي که مساله ساز شود تا کنون امکان پذير نبوده و به نظر مي رسد در کوتاه مدت نيز عملي نيست. لذا اصولا اين دليل سالبه به انتفاء موضوع است. در رويکردي ديگر، اگر از تحريم براي ايجاد نيروي اجتماعي و فشار به محافظه کاران براي عقب نشيني از مواضعشان استفاده شود، نخست بايد ديد که آيا تا کنون سياست قهر توانسته چنين نيرويي را ايجاد کند؟ دوم اينکه اگر کساني توانايي چنين کاري داشته باشند، عاقلانه اين است که نيرويشان را صرف انتخابات کاملا آزاد نمايند. مگر اينکه در تئوريشان عوض کردن ساختار حقوقي به طور کامل وجود داشته باشد که در آن صورت بايد راهکارشان را به طور شفاف براي دگرگوني اعلام کنند تا جامعه دچار سردرگمي نشود. زيرا در اين صورت همه به غير از محافظه کاران شکست مي خورند.

به نظر مي رسد در شرايط فعلي بهترين راهکار براي تقويت جريانات دموکراتيک، تلاش براي تقويت صداهاي دموکرات در درون ساختار قدرت است زيرا وجود اين نيرو کماکان امکان گفتگوي بيشتر با جامعه را فراهم مي کند. به ويژه براي جنبش دانشجويي وجود چنين بستري در قدرت بسيار ضروري مي باشد. نبايد فراموش کنيم که حرکت به سوي دموکراسي امري تدريجي و زمان بر است. بر اساس تجربيات يک صد سال اخير جامعه قبل از اينکه نيازمند اقدامات پيشروانه و پيشمرگانه باشد نيازمند فرهنگ سازي و توانمند نمودن جامعه مدني است. از اين رو مهمترين کارکرد جنبش دانشجويي نيز در اين حوزه قابل مطالعه است. مساله اي که همواره به دليل ساختار بسته، مورد غفلت قرار گرفته است.

در حقيقت، فعاليت در راستاي فرهنگ سازي در شرايط نيمه باز به مراتب بهتر قابليت تحقق دارد تا در شرايط کاملا بسته. اين خطا است که براي راحت تر شدن کار مبارزه به استقبال بدتر شدن اوضاع برويم. زيرا نهايتا در صورت هرگونه موفقيت احتمالي باز دانشگاه بايد به کارويژه خود برگردد و البته آن روز نيز عقب افتادگي هاي زيادي وجود دارد. لذا در شرايط فعلي مهمترين تلاش مي تواند در استاي ايجاد فضاي تنفس شکل بگيرد. اگر از اين زاويه به مساله انتخابات فارغ از کساني که نامزد هستند و يا ساختار سياسي اي که مستقر مي باشد نگاه کنيم، تلاش سازمان يافته و هدفمند دانشجويان با انگيزه و روحيه بالا اولويت نخست فعاليت سياسي مي باشد. دعوت به کناره گيري از اين ميدان به هيچ عنوان تضمين کننده منافع جنبش نيست. البته بايد توجه داشت که اين مساله هيچ گونه فعاليت کاسبکارانه سياسي نيز تلقي نمي گردد و استفاده از چنين اصطلاحي آشکارا يک مغالطه است. زيرا اگر ما بر اساس منافع صنفي و در راستاي رسالت خويش عمل کنيم ولو اينکه در بخش هايي با منافع احزاب هم پوشاني پيدا کند، ماهيت خود را از دست نداه ايم.اصولا بايد پرسيد کدام عمل اجتماعي و سياسي است که نهايتا با منافع ساير کنشگران پيوند نخورد؟

خوشبختانه تجربه چند سال گذشته باعث بيداري بخش مهمي از جريانات دانشچويي شده و علي الظاهر در باره تحريم انتخابات سکوت کرده اند. اما اين مساله هنوز ناکافي است و جبران اشتباهات گذشته را نمي کند. اگر نتيجه فعاليت هاي گذشته اين باشد که از طريق انتخابات مي توان بخشي از اهداف را متحقق کرد، تلاش و انگيزه براي به نتيجه رسيدنش بخشي از ملزومات اين ايده خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 5:47  توسط مجید حاجی بابایی  | 

یکی از نکات جالب، توجه به انکشاف تاریخی اندیشه ها و تجلی آنها به شکل انضمامی می باشد.حکومت بنی امیه از این نظر ،نمونه ی خوانشی از اسلام است که آن را فقط و فقط برای قدرت می خواهد و عجیب است که خود آنان نیز بدان اشارت کرده اند.عبدالملک بن مروان یکی از قدرتمند ترین خلفای اموی است.ابن طقطقی در تاریخ الفخری درباره او حکایتی نقل می کند که خواندنی است:

عبدالملک قبل از خلافت یکی از فقهای مدینه به شمار می آمد و به علت آنکه پیوسته به تلاوت قرآن مشغول بود "کبوتر مسجد"نامیده می شد.چون پدرش مروان در گذشت و بشارت خلافت را به عبدالملک دادند وی قران را درهم پیچید ،گفت:"هذا فراقی بینی و بینک"{این جدایی بین من و توست}و سپس عهده دار امور دنیا شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:53  توسط مجید حاجی بابایی  | 

در یک سال گذشته که در جلسات جبهه دموکراسی و حقوق بشر شرکت می کردم،فرصتی پیش آمد تا با عیسی سحر خیز بیشتر آشنا شوم هر چند قبلا ایشان را می شناختم اما حضور در جلسات و برخورد چهره به چهره برای شناخت انسانها فرصت بهتری ایجاد می کند.او در تمام جلسات نشان می داد که به این مفاهیم اعتقاد عمیق دارد و لذا با پیشنهادهای راهبردی و کارگشا نقش مهمی در پشبرد کار و تفاهم بیشتر اعضا داشت.اما اینک او در آستانه اجرای حکم زندان قرار دارد.البته امیدوارم که این اتفاق نیافتد اما به پاس اقدامات او یاداشتی در روزنامه روز نوشته ام.متن آن را در اینجا نیز می آورم.

براي عيسي سحرخيز

 یکشنبه 12 آذر 1385 [2006.12.03]

po_morteza_hajbabaee.jpg

حدود ده روز پيش دادگاه راي خود درباره سحر خيز را اعلام کرد. رايي که بسيار سنگين و سختگيرانه است.اين راي اگر در هشت سال پيش صادر مي شد موجي از اعتراض را به دنبال خويش مي آورد.اما در ساليان گذشته از بس با صدور اين نوع احکام با افکار عمومي بازي شده است نوعي حساسيت زدايي صورت گرفته است. به نظر مي رسد تا به اينجا صادرکنندگان چنين احکامي به هدف خود رسيده اند.اما نبايد فراموش کرد که حقيقت جويي هميشه در ميان جامعه مخاطبان خويش را دارد و اگر هواداران آن اندکي اميد و مقاومت از خود نشان دهند پتانسيل جامعه در راه دفاع از حقيقت آزاد مي شود و منشاء اثر مي گردد. گر چه توده مردم تا حدودي تحت تاثير القائات انجام شده گوشه نشيني اختيار کرده اند و نظاره گر امور هستند. اما نبايد از مسئوليت روشنفکرانه و وظايف نخبگان سياسي که بخشي از آنها در قالب احزاب سازماندهي شده اند غفلت کرد. صدور چنين احکامي نشان از اين دارد که هنوز جريان اصلاح طلبي و چهره هاي شاخص آن، به آن اندازه موثرند که عده اي درصدد کنار گذاشتن آنها از معادلات سياسي هستند.

عيسي سحر خيز يکي از جمله شخصيت هايي است که برازنده نام "اصلاح طلب" به معني واقع کلمه است.کساني که در داخل ايران فعاليت مي کنند هميشه يک چهره را در پي گيري برنامه هاي اصلاح طلبانه به شکل ثابت مي بينند.در يکسال گذشته از پي گيرترين افراد براي تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشر بوده است.با توجه به روابط خوبي که با اکثر احزاب اطلاح طلب دارد، توانسته همگرايي خوبي در بين آنها به وجود آورد. از سوي ديگر در چند سال گذشته در زمره چند شخصيتي قرار دارد که هرگز زندانيان سياسي و خانواده آنان را فراموش نکرده و براي کم کردن آلام آنان تلاش مي کند. حال همين فرد در وضعيتي قرار گرفته که ديگراني که او از آنان حمايت مي کرد قرار گرفته بودند. در اين شرايط چه کساني بايد از او دفاع کنند؟ به نظر مي رسد اين وظيفه تمام آزاديخواهان است که شکست سياست حساسيت زدايي در چامعه را نشان دهند و نگذارند از ميدان به در کردن شخصيتهاي موثر نتيجه دهد. چرا که با ادامه اين روند نام هاي بسيار ديگري در ليست قرار خواهد گرفت.

متاسفانه انتخابات شوراها، شرايطي را پديد آورده که مابقي مسائل شکل حاشيه اي به خود گرقته است.در حالي که هويت اصلاح طلبانه داراي ويژگيهايي ذاتي است که عدم توجه به آنها، باعث ناکارآمدي در ساير بخش ها مي گردد. يکي از مهمترين پيامهاي اصلاح طلبي دفاع از حقوق شهروندي و حاکميت قانون است. در مقابله با نقض اين حقوق در هيچ زمان و مکاني نبايد ترديد کرد ونبايد امري را بر آنها مقدم دانست. از اين رو دفاع از حقوق شهروندان در اين شرايط مکمل تلاش براي پيروزي در انتخابات است. آيا هدف از پيروزي چيزي جز دفاع از حقوق شهروندان است؟ پس بايد آن را پيش از انتخاب شدن ثابت کنيم تا مردم اعتمادي دوباره نمايند. با توجه به ترکيب فعالان اصلاح طلب اين اميد وجود دارد تا با درس گيري از گذشته راهي مطمئن براي پيشبرد اصلاحات در ايران برگزيده شود.

نبايد تاکيد بيش از اندازه عده اي بر تندروي و تقبيح آن، ما را به دام کندروي بياندازد. مسئله اي که پاره اي از افراد که خود را اصلاح طلب مي دانند بدان گرفتار شده اند. از اين رو فعالان سياسي اصلاح طلب بايد همتي به خرج دهند و ثبات قدم خويش را در دفاع از حقوق قانوني و طبيعي افراد نشان دهند. سياست ورزي قانوني فقط با ايستادگي بر سخنان حق معنا مي دهد. عقب نشيني در چنين شرايطي نه تنها باعث اعتماد محافظه کاران نمي شود بلکه عقبه هاي حمايتي اصلاح طلبان را از ميان مي برد. در حال حاضر بحران اصلي در جامعه نبود آگاهي و پذيرش آگاهي کاذب نيست بلکه انگيزه اي است که بايد در ميان مردم براي ادامه راه اصلاح طلبي ايجاد کرد. به باور من سحر خيز در اين مسير گام بر مي دارد. دوستان و همفکران وي نيز بايد پاي در اين مسير نهند و با تلاش بيشتر انگيزه جامعه براي حرکت را بيشتر کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 10:46  توسط مجید حاجی بابایی  | 

بالاخره لیست اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران با توافق حداکثری بسته شد.این خبر خوش و امیدوار کننده می تواند در آینده با حضور فعال مردم در انتخابات روزنه ای برای جلوگیری از ضربات بیشتر بر منافع مردم باشد.خوشبختانه به نظر می رسد مردم نیز  تا حدودی نتیجه انفعال یا تئوری پردازی خیال پردازانه برخی افراد در سالهای گذشته را دیده اند.از این رو انتظار اصلاح روند سه سال گذشته وجود دارد هر چند برخی دوستان می گویند هنوز مردم ممکن است رای به توده گرایان بدهند.هر چه باشد ما فعلا وظیفه داریم تا تمام تلاش خود را برای پیروزی لیست اصلاح طلبان انجام دهیم.چرا که فعلا بهترین استراتژی ممکن و دارای پایه های روشن این راه است.خبرهایی که از جنبش دانشجویی و فعالان دانشجویی نیز می رسد امیدوار کننده است.خط تحریم  که از انتخابات دوم شوراها فعال بود به نظر می رسد منفعل شده و  به دلیل فشار روانی ای که بر روی آنها است و کسانی که فریب آنان را خوردند خواستار مبارزه آنها هستند،اما حرکتی از ایشان نمی بینند تصمیم به سکوت گرفته اند.لذا تا اطلاع ثانوی خبری از آنها نخواهد بود مگر اینکه در راستای تحلیل آقای کروبی امداد غیبی باز هم به کمک محافظه کاران بیاید!! 

لیست مشترک اصلاح طلبان برای شورای شهر تهران

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 22:21  توسط مجید حاجی بابایی  |