ادامه مطلب
ادامه مطلب
برادران!
اكنون شهيدان مردهاند، و ما مردهها زنده هستيم. شهيدان سخنشان را گفتند، و ما كرها مخاطبشان هستيم، آنها كه گستاخي آن را داشتند كه ـ وقتي نميتوانستند زنده بمانند ـ مرگ را انتخاب كنند، رفتند، و ما بيشرمان مانديم، صدها سال است كه ماندهايم. و جا دارد كه دنيا بر ما بخندد كه ما ـ مظاهر ذلت و زبوني ـ بر حسين(ع) و زينب(س) ـ مظاهر حيات و عزت ـ ميگرييم، و اين يك ستم ديگر تاريخ است كه ما زبونان، عزادار و سوگوار آن عزيزان باشيم.
امروز شهيدان پيام خويش را با خون خود گذاشتند و روي در روي ما بر روي زمين نشستند، تا نشستگان تاريخ را به قيام بخوانند.
در فرهنگ ما، در مذهب ما، در تاريخ ما، تشيع، عزيزترين گوهرهايي كه بشريت آفريده است، حيات بخش ترين مادههايي كه به تاريخ، حيات و تپش و تكان ميدهد، و خدايي ترين درسهايي كه به انسان ميآموزد كه ميتواند تا «خدا» بالا رود، نهفته است و ميراث همه اين سرمايههاي عزيز الهي به دست ما پليدان زبون و ذليل افتاده است.
ما وارث عزيزترين امانتهايي هستيم كه با جهادها و شهادتها و با ارزشهاي بزرگ انساني، در تاريخ اسلام، فراهم آمده است و ما وارث اينهمه هستيم، و ما مسؤول آن هستيم كه امتي بسازيم از خويش، تا براي بشريت نمونه باشيم. «وكذالك جعلناكم امة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا» خطاب به ماست.
ادامه مطلب
امروز آخرین امتحان را برگزار کردم.رسما از امروز تا بیست و سوم بهمن تعطیلات بین ترم شروع می شود.بعد از یک ترم تدریس فشرده(۲۲ واحد
. باور کنید برای پول نبود درس ها زیاده و استاد کم) فرصت مناسبی برای استراحت و پی گیری کارهای عقب افتاده است.با توجه به بازخوردی که از دانشجویان داشته ام و همچنین مطالبی که دانشجویان به سایر اساتید گفته اند به نظر می رسد که به لطف خداوند تدریس موفقی داشته ام و هنوز هم امیدوارم که معلم موفقی باشم.تقریبا ۱۴ سال است که به طور پیوسته تدریس می کنم و همیشه بهترین لحظات زندگی ام هنگامی بوده که در کلاس بوده ام.هنگامی که می بینم کسانی که روزی به عنوان دانش آموز یا دانشجوی من بوده اند و اکنون با هم دوستیم ، در حال گذراندن دورههای دکتری و ارشد هستند سرشار از شادی و رضایت می شوم.آنگاه که می خوانم یکی از بهترین و باسوادان دوره ارشد فلسفه مرا بهترین معلم دوران تحصیل خود می داند بر خود می بالم و احساس می کنم عمر خویش را بیهوده تلف نکرده ام و انرژی ای مضاعف برای ادامه دادن به دست می آورم.
امسال سعی کردم تا در تدریس متفاوت تر از همیشه باشم.حتی متفاوت تر از شش سال پیش که در دانشگاه فقه و مذاهب اسلامی درس می دادم و جالب تر آن که امتحان گرفتن به شیوه کتاب باز را در یکی از درس ها آزمودم تا دانش جویان بدانند فقط در رشته های ریاضی و فیزیک نیست که امتحان"Open book" برگزار می شود بلکه "تاریخ" و به طور کلی علوم انسانی نیز این قابلیت را دارد، اگر به آن نگاهی تحلیلی داشته باشیم.بهر تقدیر روزگار سپری می شود ،خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کنیم به پایان می رسد.پس باید بیشتر تلاش کرد.اصلا زندگی چیزی جز تلاش نیست.اینطور نیست؟
