تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

عضو سابق دفتر تحكيم وحدت:
بايد "گفتگوي بين نسلي" در ايران امروز جدي گرفته شود
انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعه‌اي بهتر و آزادتر بود

سرويس: سياسي
1384/11/16
02-05-2006
16:15:44
8411-09292: کد خبر

مجيد حاجي‌باباييخبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

عضو سابق دفتر تحكيم وحدت گفت: در حالي كه انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعه‌اي بهتر و آزادتر بود و اگر ايرادي به نسل اول وارد باشد اين است كه نتوانسته اين ضرورت را كه رهبران انقلاب به دنبال آن بودند به نسل جديد منتقل كند. به همين دليل از نظر من اولويت اول براي غلبه بر اين مشكل شكل‌گيري گفتگوي بين نسلي است.

«مجيد حاجي‌بابايي» در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي ايسنا، اظهار داشت: در رابطه با ارزش‌هاي انقلاب اسلامي بايد گفت با توجه به اين كه آنها عموما ارزش‌هايي گسترده و جهان شمول بودند قضيه كمي فرق مي‌كند. يعني ارزش‌هايي مثل نظام دموكراتيك؛ عدالت، آزادي و كرامت انسان مسائل روزمره نيست كه با تغيير نسل عوض شود، اينها مفاهيمي ريشه‌دار در تاريخ بشر است. به نظرم اگر نسل امروز درباره‌ي سال‌هاي نخست انقلاب و مبارزان آن دوران دچار شبهه شده است نه به دليل دوري اين نسل از اين مفاهيم است بلكه بخشي از آن بر مي‌گردد به عدم پايبندي بخشي از نسل اولي‌ها به آرمان‌ها و خواسته‌هاي نخستين انقلاب است. براي انتقال اين مفاهيم به نسل جديد بهترين كار عمل به آن ارزش‌هاست.

وي تاكيد كرد: درباره برخي اختلاف نظرها بايد توجه داشته باشيم كه پنج عامل فرهنگي يعني شكل گيري منابع و عوامل معرفتي جديد، واكنش‌هاي روانشاختي و عاطفي، ارتباطات، اطلاعات و دانش گسترده و ايجاد گروه‌هاي هنجارساز جديد نقش مهمي در كنار دست‌آوردهاي عيني نسل اول در عرصه‌هاي حكومت داري در شكل گيري هويت نسل امروز جامعه‌ي ايران داشته است.

حاجي‌بابايي تصريح كرد: به نظرم براي اينكه اين تفاوت به عاملي منفي بدل نشود و همچنين مانعي براي انباشت تجربه نگردد و نسل امروز بتواند با آرامش از تجربيات و اندوخته‌هاي نسل گذشته استفاده كند بايد "گفتگوي بين نسلي" در جامعه‌ي امروز ايران جدي گرفته شود. بايد ساز و كاري براي اين مساله در عرصه‌ي سياست و فرهنگ در نظر گرفته شود تا نسل امروز بتواند قضاوت دقيق‌تري نسبت به گذشته و رهبران و بانيان آن داشته باشد. اين نسل امروز از وراي دست‌آوردها به قضاوت مي‌نشيند و براي درك واقعي‌تر بايد با گفتگوي بين نسلي زمينه‌ي درك متقابل فراهم شود.

وي گفت: نسل امروز هنوز به مفاهيمي چون آزادي عدالت و استقلال پايبند است اما در روش‌هاي آرمانيش ديگر مثل گذشتگان نيست و بيشتر نوعي فردگرايي و رستگاري شخصي پديد آمده است كه البته گرايشات افراطي آن مي‌تواند مخرب باشد و آن چيزي كه امروز براي نسل اول دغدغه است همين موضوع است و ترس از به وجود آمدن نوعي كلبي مسلكي كه نهايتا به دوري و كناره‌گيري از مبارزه براي اهداف منجر خواهد شد. به عبارتي رستگاري شخصي، مانعي براي حساسيت نسبت به سرنوشت كلي جامعه مي‌شود. در حالي كه انقلاب، حاصل مبارزه براي ساختن جامعه‌اي بهتر و آزادتر بود و اگر ايرادي به نسل اول وارد باشد اين است كه نتوانسته اين ضرورت را كه رهبران انقلاب به دنبال آن بودند به نسل جديد منتقل كند. به همين دليل از نظر من اولويت اول براي غلبه بر اين مشكل شكل‌گيري گفتگوي بين نسلي است. اين امر مي‌تواند از طرق نهادهاي مدني و امكانات دولتي انجام شود و اين در صورت وقوع مي‌تواند كمك كند تا جامعه يگ گام به پيش رود.

حاجي‌بابايي اظهار داشت: براي گفت‌وگو درباره‌ي انتقال ارزش‌هاي يك نسل به نسل ديگر ابتدا بايد درباره‌ي مفهوم نسل به يك اشتراك ذهني رسيد. به نظر مي‌رسد آنچه امروز از انتقال ارزش‌هاي يك نسل به نسل ديگر مطرح مي‌شود بيشتر مفهوم جامعه شناختي اين موضوع را مد نظر دارد نه زيست شناختي. شايد بهترين تعريف (يا به عبارت دقيق‌تر، توصيف) از مفهوم نسل توسط اينگلهارت مطرح شده باشد. او برعامل سن يا دوره‌هاي زندگي مانند جواني و پيري تأكيد نمي‌كند، بلكه بر وقايع مشابهي كه در فضاي اجتماعي و رواني يك جامعه در زمان جامعه‌پذيري براي يك نسل (يا جمع گسترده‌اي از شهروندان يك سرزمين) رخ مي‌دهد، تأكيد مي‌كند.

وي افزود: اگر اين مبنا را بپذيريم بايد توجه داشته باشيم آرمان‌هاي هر نسل در رابطه با فضاي ذهني و اجتماعي خاص آن شكل مي‌گيرد، براي مثال نسل اول انقلاب به شدت متاثر از فضاي بين المللي و فرهنگ مبارزه با امپرياليسم و سرمايه‌داري بود و نوعي انديشه‌ي انترناسيوناليستي داشت يعني تنها در صدد نجات خود يا حداكثر جامعه‌اش نبود بلكه آرزوي او وجود جهاني فارغ از سلطه و ستم بود. اما اين ارزش‌ها و آرمان‌ها در ميان نسل جديد به گونه‌اي ديگر شكل گرفته و به آنها منتقل نشده است. پرسش اين است آيا اين يك مشكل تلقي مي‌شود؟ به باور من تا وقتي اين اختلاف به تعارض و رويارويي منجر نشود و كنش‌هاي خنثي كننده يكديگر را باعث نشود امري طبيعي است.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1384ساعت 22:45  توسط مجید حاجی بابایی  | 

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: سياسي

يك عضو سابق دفتر تحكيم وحدت، علل كاهش تاثيرگذاري جنبش دانشجويي را در تحولات سياسي كشور متوجه عامل دروني(سازمانی)، بيروني و بين‌المللي دانست.

«مجيد حاجي‌بابايي» در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي ايسنا افزود: از عوامل داخلي مي‌توان به ضعف تشكيلات، عدم توجه به زيرساخت‌هاي كار تشكيلاتي و سازماني و بيشتر پرداختن به امورات سياسي اشاره كرد و به‌ويژه اين‌كه پس از دوم خرداد شرايطي پيش آمد كه جنبش دانشجويي وارد معادلات قدرت شد، به گونه‌اي كه براي انتخابات شوراي شهر و يا مجلس شوراي اسلامي، كانديدا ارايه دادند و درساير موارد سياسي و فعالیتهای حزب گونه شرکت می کرد. تقريبا شرايطي به وجود آمد كه جنبش دانشجويي شكل حزبي به خود گرفت و اين كاركرد، كاردكرد ويژه‌ي جنبش دانشجويي نبوده و نیست.با توجه به اين‌كه هر جرياني براي تاثيرگذاري بايد كاركرد ويژه‌ي خود را داشته باشد و از مزيت نسبي خود استفاده كند.جنبش دانشجویی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

وي در ادامه با بيان اين‌كه «مزيت نسبي جريان دانشجويي نيز حركت در جامعه‌ي مدني و فاصله گرفتن از قدرت و بازگشت به دانشگاه و بدنه‌ي دانشجويي است»، تصريح كرد: اگر جنبش دانشجويي اين موارد را دارا باشد مي‌تواند در عرصه‌ي جامعه تاثيربگذارد، اما زماني كه از اين موارد غفلت كرده و وارد ساختار سياسي و حزبي شد، طبيعي است كه با مشكل مواجه شود و متاسفانه اين مساله در بعد داخلي براي جنبش دانشجويي به وجود آمد و در طي اين سال‌ها فعالان جنبش دانشجويي كمتر به مسايل تشكيلاتي پرداختند. به‌علاوه وقتي به مناسبات قدرت وارد شدند، اين مناسبات باعث شد كه جبهه‌بندي‌ها از حالت اصيل دانشجويي خارج شده و معطوف به مناسبات قدرت بيروني شود و نهایتا منجر به رو در روي هم قرار گرفتن جريان‌هاي مختلف دانشجويي شد كه به جاي آنكه با فضاي بسته مبارزه كنند يا كاركرد ويژه‌ي خود را داشته باشند، به سمت خنثي كردن يكديگر روي آوردند.

اين عضو سابق دفتر تحكيم وحدت با تاكيد بر اين‌كه «در پنج سال اخير عمده‌ترين جریانهای   جنبش دانشجويي به تضعيف و خنثی کردن فعاليت‌هاي يكديگر پرداخته اند»، افزود: عوامل بيروني نيز زماني كه مشاهده كردند جنبش دانشجويي تا اين حد تاثيرگذار است و مي‌تواند تحولي مانند دوم خرداد را به وجود بياورد، نسبت به تضعيف و يا در اختيار گرفتن آن طمع كردند. هم‌چنين فضاي بين‌المللي نيز يكي ديگر از عوامل موثر بود، اين فضا در واقع دو تاثير دارد؛ نخست اینکه با گسترش ارتباطات بين‌المللي زمینه برای  درك دنياي بيرون و رفاهی که در آنجا وجود دارد بیشتر فراهم شده است.از سوی دیگر پارادايم بين‌المللي كه همواره بر جنبش دانشويي تاثير داشته ديگر فضاي مبارزه‌ي انقلابي و چریکی نیست. يعني در دهه‌ي 60 ميلادي يا دهه‌ي 40 و 50 شمسي فضای روشنفکری انقلابی و دو قطبی بود.اما امروز تحت تاثیرات پیش گفته معطوف زندگي بهتر  و توام با رفاه با محوریت رستگاری شخصی است و باعث همین باعث  مي‌شود كمتر به دنبال تغييرات ساختاري و سياسي باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم آبان 1384ساعت 23:59  توسط مجید حاجی بابایی