تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

...گفتم به هر تقدير ما باید كوتاه بياييم، زيرا شنيديم كه در همين زمان برخي از دوستان در حال جمع‌آوري امضاء براي انحلال تحكيم وحدت مي‌باشند. اين مساله براي ما كه مدت زماني طولاني را در اين مجموعه گذرانده بوديم سنگين آمد. به همين دليل اگر هر پيشنهادي در اين زمان مطرح مي‌شد قبول مي‌كرديم. به دوستان نيز گفتم اصرار بيش از اندازه بر مواضع هر چند تا يك ساعت ديگر جواب مي‌دهد اما ممكن است به نتايجي منجر شود كه پشيماني بعد از آن سودي ندارد. از طرف ديگر برخي از دانشگاههاي مهم و معتبر شهرستان‌ها نيز فعال شدند و شروع به رايزني نمودند. به ویژه بچه‌هاي انجمن اصفهان در اين زمينه پيشقدم بودند، آنها پيشنهاد 3 ـ 4 ، 1 ـ 1 را معقول و منطقي مي‌دانستند. به همين دليل آن را به شدت پيگيري مي‌كردند. داور نظري نهايتاً پذيرش اين پيشنهاد را منوط به امضاي پروتكل بين نمايندگان طرفين دانست. آقاي رضوي فقيه و مهدي حبيبي متن پروتكل را امضا كردند و نهايتاً به اين تركيب رضايت دادند.

نشست از اين لحظه كه ساعت حدوداً 2 بعد از نيمه شب بود رسماً آغاز شد و آقايان عبدالله مومني ، و خانم سميرا صدري به عنوان اعضاي هيات رئيسه انتخاب شدند. در خصوص اينترنتي شدن جلسات راي‌گيري شد و راي لازم را اخذ كرد. سپس نشست وارد دستور كار برگزاري انتخابات شوراي مركزي گرديد. 5 كانديداي فراكسيون كه قبلاً نام آنها آمد معرفي و اعلام شدند و حالا نوبت ما بود كه كانديداها را معرفي كنيم. از اين لحظه ما بايد جلسه فراكسيوني داشته باشيم زيرا تا قبل از آن اصلاً در اين خصوص صحبت نكرده بوديم. با كمال ناباوري ديدم كه دوستان از من مي‌خواهند كه كانديدا شوم. من نيز بسيار ناراحت و عصباني بودم، به همين دليل با عصبانيت از ساختمان بيرون رفتم و گفتم من نمي‌خواهم اين اشتباه را مرتكب شوم و وارد دفتر تحكيم وحدت شده تا كم كاري‌ها به پاي ما نوشته شود، درگيري لفظي شديدي بين من و دوستان در گرفت، اما شرايط رو به سمتي رفت كه چاره‌اي جز قبول نماند. همين مساله براي سعيد رضوي فقيه نيز پيش آمد و او نيز كانديداي طيف ما گرديد. دو نفر ديگر آقايان امير معتمدي از دانشگاه تهران و مهدي مومني از دانشگاه منابع طبيعي گرگان بودند. وقتي اسامي طيف ما اعلام شد، بلافاصله ولوله‌اي در سالن ايجاد شد، آقاي عبدالله مومني از رياست جلسه استعفا داد. اول علت آن را نفهميديم، اما متوجه شديم آنها انتظار اين اسامي را در ليست ما نداشتند و افراد ديگري را در ذهن خود تصور مي‌كردند. آنها مي‌گفتند اين شوراي مركزي كفه‌اش به نفع شما سنگيني مي‌كند و كمي تعداد شما را افرادتان جبران مي‌كنند! به همين دليل آنها تصميم گرفتند هر پنج كانديداي خود را عوض كنند!؟ جل الخالق! اين همه جلسه و فراكسيون 10 ساعت گفتگو و مشورت و انتخاب پنج نفر. حالا هر پنج نفر نيز عوض مي‌شوند حتي يك نفر يا دو نفر از آنان نيز باقي نمي‌مانند؟ و همين باعث شد بعضي بگويند برخي با برخي تباني كرده‌اند تا اين تركيب اعلام شود و 5 نفر انتخاب شده حذف شوند، شايعه‌اي بود، اما حقيقت آن را خدا مي‌داند!؟ بلافاصله در عرض چند دقيقه 5 كانديداي جايگزين اعلام شدند 4 نفر اصلي آقايان علي افشاري، مهدي اميني زاده، رضا دلبري و عبدالله مومني و 1 نفر علي البدل اكبر عطري. ما نيز به جاي امير معتمدي رضا حجتي را معرفي كرده و به اين ترتيب راي‌گيري آغاز شد. در عرض چند دقيقه كسي نفهميد چه اتفاقي افتاده، فقط در گوشه‌اي از سالن آرام و خندان داور نظري در حال صحبت كردن با رضا حجتي بود، و او را متقاعد مي كرد كه كانديدا شود و به او گفت كه به سمت محل نشست حركت كند. در حاليكه همه براي انتخابات آماده مي‌شدند، داور نظري محكم ايستاده بود كه كانديداها بايد حاضر باشند. او مي‌دانست تنها كسي كه نمي‌تواند بيايد شخصي است كه در بندرعباس است و گرنه ما بقي مي‌توانند تا چند دقيقه ديگر در نشست حاضر شوند. واقعاً جاي تعجب بود كه در چنين فشار عصبي اين فكر چگونه به ذهن او خطور كرده است. اما ديگر شرايط به گونه‌اي نبود كه خيلي روي اين مساله بتوان مانور داد وگرنه به نتيجه مي‌رسيد. در اينجا آن گونه كه انتظار مي‌رفت، پايان بازي را ما رقم زديم. يعني كسي نتوانست براي ما كانديدا معرفي كند، بازي پيچيده داور نظري اردبيلي در ساعات پاياني به گونه‌اي بود كه وقتي نشست به پايان رسيد از يكديگر مي‌پرسيدند چه اتفاقي افتاده است؟  واقعاً كسي نمي‌دانست چه اتفاقي افتاده؟ اما همه مي‌دانستند كه داور نظري نه تنها خواهان فروپاشي تحكيم نيست و ماموريتي در اين زمينه ندارد بلكه مي‌خواهد شوراي مركزي‌اي قوي تشكيل شود، آنهم در شرايطي كه كسي بر كسي عقيده خود را تحميل نكند. شوراي مركزي تحكيم وحدت در چنين فرآيندي البته با جزئيات بيشتر بسته شد. اما آيا تمام اين بازيها و جريانات با بسته شدن شوراي مركزي بسته خواهد شد؟ اين پرسشي است كه پاسخ آن را گذشت زمان مشخص خواهد كرد. اما يك نكته از هم اكنون مشخص است و آن اينكه تا رسيدن به يك نقطه قرار، اين پرونده در دفتر تحكيم وحدت گشوده خواهد ماند...(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آذر 1384ساعت 11:23  توسط مجید حاجی بابایی  | 

قرار بود تا برخی وقایع تحکیم در ۱۸ ماه گذشته را در قالب خاطراتم یادآوری کنم.متاسفانه به دلیل مشغله زیاد بین آن فاصله افتاد.مطالب را از اردیبهشت ۱۳۸۳ دانشگاه خواجه نصیر شروع کردم.تا آنجا نوشتم که بحث بر روی نفرات و ضرورت حضور ما در شورای مرکزی مطرح شد.اما ادامه آن:

...شرايط بسيار بغرنج و حساسي بود از يك طرف ما مايل بوديم كه هرچه سريعتر نشست به نتيجه برسد و لو اينكه ما در تركيب شوراي مركزي نباشيم از سوي ديگر نيز نمي‌خواستيم به همين راحتي ميدان و بازي را به كساني واگذار كنيم كه از قبل براي ما تصميم گرفته‌اند. مي‌خواستيم خود تصميم بگيريم و حرف نهايي را در مورد بودن يا نبودنمان و همچنين چگونگي بودنمان را خودمان بزنيم. فشار رواني و عصبي شديدي به مجموعه وارد شده بود، كوچكترين اشتباه و لجاجتي مي توانست صحنه هاي تاسف باري بيافريند،به هم اين دليل مديريت گفتگو و حفظ آرامش مهمترين فاكتوري بود كه سعي در رعايت آن داشتيم. بسياري از شهرستاني‌ها عصباني بودند و با عصبانيت سخن مي‌گفتند و گمان مي‌كردند عامل همه نا به ساماني‌ها ما هستيم. مي‌گفتند الان ما را از اينجا بيرون مي‌كنند و نشست پايان يافته است. ما بايد نتيجه بگيريم. ما نيز مي گفتيم ما كه از صبح نشسته‌ايم، چه كساني فراكسيون را تا 9 شب به درازا كشيده‌اند؟ مگر از ساعت اتمام مجوز و نشست خبر نداشته‌اند؟ بعد از اندكي درنگ، حق را به جانب ما مي‌دادند. در اين ميان داور نظري اصرار داشت كه جلسه شوراي مركزي با حضور، رضوي فقيه، مومني، امين‌زاده و خود او تشكيل شود و در آنجا بحث شود و سعي كنند به توافق نيز برسند. ابتدا سعي كردند از تشكيل جلسه خودداري كنند، و بيشتر از فشار دانشجويي استفاده نمايند به همين دليل برخي از دانشجويان را كه بيشتر عصباني بودند به بيرون هدايت كرده و آنها نيز برخوردهاي متناسب با آن شرايط را داشتند اما بچه‌ها با آرامش و صبوري همه حرف‌ها را تحمل مي‌كردند و فقط يك نكته را تكرار مي‌كردند، مي‌گفتند جلسه شوراي مركزي تشكيل شود، توافق شود 10 بر صفر شوراي مركزي بسته شود، ما داخل سالن نشست مي‌آييم و به هر كانديدايي كه شما بگوييد راي مي‌دهيم. دانشجويان به خصوص شهرستاني وقتي اين نكته را مي‌شنيدند به فكر فرو مي‌رفتند. نهايتاً بعد از كلي گفتگو، قرار شد كه من از طرف سعيد رضوي فقيه 6 به 4 را به دوستان بگويم و نظر مثبت آنها را بگيرم. اين توافقي بود كه سعيد انجام داده بود، اما به محض اينكه من اين را گفتم، همگي مخالفت كردند و بر 5-5 يا 10ـ هيچ تاكيد نمودند. از آن طرف متين مشكين كه واقعا در صداقت و دلسوزي او اندك ترديدي نيز ندارم به شدت متلاطم و ناراحت بود و سعي مي‌كرد به هر طريق ممكن مجموعه را به نتيجه برساند. او به من گفت 3 ـ 4 ـ در اصل يك ـ يك در علي البدل، من نيز پذيرفتم. با داور نظري و سعيد رضوي فقيه نيز پيشنهاد را مطرح كردم و گفتم به هر تقدير ما بايد كوتاه بياييم، زيرا شنيديم كه در همين زمان برخي از دوستان در حال جمع‌آوري امضاء براي انحلال تحكيم وحدت مي‌باشند. اين مساله براي ما كه مدت زماني طولاني را در اين مجموعه گذرانده بوديم سنگين آمد...(ادامه دارد)

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 21:7  توسط مجید حاجی بابایی  | 

...طبيعي است در چنين شرايطي بايد به دنبال راه‌حل ميانه بود. به همين دليل من پيشنهاد دادم، يك نفر به اعضاي علي البدل شوراي مركزي بيفزاييم و 2 به 2 در علي البدل و 4 به 3 در اصلي باشيم تا به اين ترتيب مشكل حل شود. اما گفته شد اين خلاف اساسنامه است. و ما توضيح داديم اگر شوراي عمومي راي دهد به اينكه چهار نفر علي البدل باشد خودبخود دلالت مي‌كند بر اينكه تغيير در اساسنامه را پذيرفته مانند وقتي كه نماينده مجلس براي وزارت معرفي مي‌شود و مجلس به وي راي مثبت مي‌دهد به معناي اين است كه با استعفاي او از نمايندگي مجلس نيز موافقت نموده است. بهر تقدير اين جلسه بدون نتيجه مشخصي پايان يافت. ما بر سهم برابر 5 بر 5 يا 10 بر صفر تاكيد مي‌كرديم و آنها بر 6 بر 4 اصرار مي‌ورزيدند. جلسه به پايان رسيد و در حياط دانشكده منتظر مانديم تا جلسه فراكسيون كه ساعت 4 شروع شده بود در ساعت 9 خاتمه يابد. در اين پنج ساعت ما در گوشه‌اي با دانشجويان گرم گفتگو بوديم و باز منتظر اينكه ببينيم نتيجه جلسه فراكسيون دوستان چه مي‌شود. خبرهايي از درون فراكسيون بيرون مي‌آمد. از درگيري و ناراحتي تا خنده و شادي. ولي ما چاره‌اي جز انتظار و اعلام نظر رسمي نداشتيم. ساعت 9 شب جلسه فراكسيون به پايان رسيد و آنها 4 نفر اصلي و دو نفر علي البدل را براي خود انتخاب كردند. آقايان روزبه رياضي از دانشگاه اميركبير، عرب شاهي از دانشگاه زنجان، رحمتي از دانشگاه صنعتي شريف، فياض از دانشگاه شيراز، رحماني از دانشگاه سيستان و بلوچستان، اعضاي اصلي و آقاي مرادي از علوم پزشكي ايران و خانم نفيسه زارع از دانشگاه علامه طباطبايي به عنوان اعضاي علي البدل انتخاب شدند. بلافاصله اعلام شد، مجوز نشست تا ساعت 9 بوده به همين دليل بايد سريع وارد سالن شويم و انتخابات را برگزار كنيم. واقعاً اينجا حق داشتيم كه اندكي ناراحت شويم. از صبح تا ساعت 9 شب در انتظار مانده‌ايم حالا اجازه نمي‌دهند تا ما با دوستانمان گفتگو كنيم و مي‌گويند وارد سالن شويد. در اين هنگام آقايان داور نظري و سعيد رضوي فقيه نيز به جمع اعضاي نشست پيوستند. سعيد رضوي فقيه آمد و با صداي بلند اعلام كرد، من آمده‌ام تا شوراي مركزي بسته شود و تا شورا انتخاب نشود اين نشست به پايان نمي‌رسد. او اين را گفت تا متهم نشود به اينكه مانع برگزاري انتخابات است. انصافاً تا پايان نيز كسي كه بيش از همه جوش و خروش برگزاري انتخابات را داشت او بود. داور نظري كه تحصيل كرده كارشناسي ارشد مهندس فضا است، ابتكار عمل را در دست گرفت و 14 حق راي همراه خود را سازماندهي كرد و در گوشه‌اي با آنها گفتگو نمود، سعيد رضوي فقيه نيز شرح داد كه چگونه عده‌اي گناه كم كاري خود را به گردن ديگران مي‌اندازند و فقط از آنها براي تزيين يا سپر بلاي اقدامات نكرده خود، استفاده مي‌نمايند. او هشدار داد كه به هر طريق مي‌بايست شوراي مركزي امشب بسته شود ولو 10 بر صفر باشد. اتفاقاً اين براي مجموعه ما بهتر است زيرا در مقام منتقد خواهيم پرسيد كدام كار را انجام داده‌ايد؟ داور نظري نيز با آنها وارد گفتگو شد، در عين حال از دوستان خواست تا برگه‌هاي راي را بگيرند اما تا رسيدن به نتيجه نهايي از حضور در جلسه خودداري كنند راي‌هاي توزيع شده 56 راي بود و دو سوم كل آراي اتحاديه در حدود 48 راي بود، يعني اگر 14 راي در نشست حاضر نمي‌شدند نشست رسمي نبود. و همين خود اعلام حضور و موجوديت خوبي براي ايجاد شرايط برابر در گفتگو بود. شرايط بسيار بغرنج و حساسي بود از يك طرف ما مايل بوديم كه هرچه سريعتر نشست به نتيجه برسد و لو اينكه ما در تركيب شوراي مركزي نباشيم از سوي ديگر نيز نمي‌خواستيم به همين راحتي ميدان و بازي را به كساني واگذار كنيم كه از قبل براي ما تصميم گرفته‌اند. مي‌خواستيم خود تصميم بگيريم و حرف نهايي را در مورد بودن يا نبودنمان و همچنين چگونگي بودنمان را خودمان بزنيم.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 21:3  توسط مجید حاجی بابایی  | 

ادامه خاطرات تحکیم

مومني بحث را شروع كرد و گفت، در اين نشست ما مي‌بايست شوراي مركزي اتحاديه را انتخاب كنيم و گزارشي از جلسه فراكسيون ارائه كرد، مبني بر اينكه، بدنه فراكسيون بسيار راديكال و تند است و به هيچ عنوان راضي به گفتگو نيست و معتقد است انتخابات بايد به صورت دموكراتيك برگزار شود و هركس كه راي آورد انتخاب شود، مومني مدعي بود به هر تقدير ما شرايط و ضرورت وجود همه جريان‌ها در شوراي مركزي را توضيح داده و آنها را متقاعد كرده‌ايم كه بايد از جريان مقابل هم در شوراي مركزي باشند و نهايتاً 6 به 4 مورد قرار گرفته است. آرش پهلوان نصير در جواب گفت، وضعيتي كه ما الان داريم به مراتب بهتر از دوره گذشته است و همچنين ما برنامه‌هاي از پيش طراحي شده‌اي داريم كه بايد براي عملياتي كردن آنها حضور برابر داشته باشيم، در غير اين صورت شما آرام آرام ما را حذف مي‌كنيد. خلاصه مقداري بحث بر روي اين مساله صورت گرفت و طرف مقابل از تعداد راي و دانشگاه و انتخابات دموكراتيك سخن گفت. در اينجا من نكته‌اي را مورد توجه قرار داده و آن انتخابات دموكراتيك است. گفتم ما بايد انتخاب دموكراتيك را تعريف كنيم و از آفت فراكسيون بندي درون تحكيم سخن گفتم. وقتي شما مجموعه را تقسيم مي‌كنيد بسيار طبيعي است كه هر دو طرف بر اساس وزن خود و تا آنجا كه مي‌توانند جانه‌زني و گفتگو مي‌كنند. دقيقاً همانگونه كه در تمام دنيا احزاب مختلف براي ائتلاف با يكديگر با هم گفتگو مي‌كنند و نهايتاً به توافق مي‌رسند، پس اين به هيچ عنوان خلاف دموكراسي نيست بلكه عين دموكراسي مي‌باشد. از طرف ديگر اگر مجموعه ما بدون اخذ تضمين‌هاي لازم وارد شوراي مركزي گردد تجربه نشان داده كه متاسفانه برخي حريم‌هاي اخلاقي و انساني رعايت نمي‌شود و تخريب آنها در دستور كار قرار مي‌گيرد. اگر واقعا كسي دلسوز تحكيم وحدت است ‌بايد فراكسيون بندي را از مجموعه حذف كند و اجازه دهد خرد جمعي در صحن شوراي عمومي اتحاديه تصميم بگيرد و از طرف ديگر برخي قواعد و اصول اخلاقي در كار تشكيلاتي مورد توجه قرار گيرد و از تهام و بهتان دور شود. در اين صورت مي‌توان اميدوار بود تا دفتر تحكيم وحدت به سرانجام خوشي منتهي شود وگرنه آينده نويدبخشي در انتظار آن نيست. در اين لحظه آقاي رضا دلبري رندانه گفت از همين الان فراكسيون بندي را حذف كنيم و برويم راي‌گيري كنيم. البته پاسخ مشخص بود، همگي با هم خنديديم و نشاطي بر جلسه حاكم شد، چون همه مي‌دانستند كه اگر چنين قراري باشد براي بعد از اين نشست بايد عملي گردد. نهايتاً بعد از كلي سخن گفتن از اينكه مي‌بايست فارغ از منافع فردي و گروهي مصلحت اتحاديه را در نظر گرفت و به پيشرفت آن انديشيد. بلافاصله مساله چگونگي توافق مطرح شد و تمام آن سخنان نغز به بوته فراموشي سپرده شد و فيل‌ها ياد هندوستان كرد و هر كسي بر مواضع خود پافشاري نمود. آرش پهلوان نصير پيشنهاد خوبي مطرح كرد، پيشنهادي كه قبلا نيز دوستان ما بر سر آن توافق كرده بودند و آن بسته شدن شوراي مركزي بدون حضور ما بود. يعني هر 10 نفر را خود اعضاي فراكسيون موسوم به مدرن انتخاب كنند. در تكمله آن نيز توضيح داده شد، در اين مورد واقعاً هيچ تعارفي وجود ندارد و ما در نشست شركت مي‌كنيم بعد از نشست نيز بيانيه مي‌دهيم و مقاله مي‌نويسيم و از شوراي مركزي منتخب كاملاً حمايت مي‌كنيم و كار خود را در بدنه اتحاديه پي‌گيري مي‌كنيم. حسن اين كار حداقل اين است كه كم كاري‌ها به پاي ما نوشته نمي‌شود و ديگر از ما چهره‌اي نمي‌سازند كه مانع حركت تكاملي دوستان مي‌باشيم. و توضيح داديم شما چنين وانمود كرده‌ايد كه براي پيشرفت‌تان فقط يك مانع داريد آن هم چند دانشگاه مشخص و افراد مشخصند اگر اينها نباشند ما كار حكومت را يكسره مي‌كنيم و تحولات بنيادين مد نظر خود را به پيش مي‌بريم. حالا ما كنار مي‌رويم تا ببينيم در نبود ما شما چه كار مهمي را مي‌توانيد انجام دهيد. فرصت بسيار خوبي است. در ضمن توضيح داديم كه اينها در اين اقدامشان يعني تصوير سازي واژگونه از ما به عنوان مانع فقط در درون مجموعه تحكيم وحدت موفق بوده‌اند و خوشبختانه نيروهاي پخته و سياسي نه تنها با اين تحليل همراهي نشان نداده‌اند بلكه به آن واكنش نشان داده و به آن به ديده ترديد نگريسته‌اند، و نمونه‌هايي از اين رفتارها و واكنش‌هاي آن ذكر شد كه جاي تكرار آن در اينجا نيست. اما متاسفانه در بدنه دانشجويي انجمن‌ها آنهم كساني كه با ايشان ارتباط دارند توانسته‌اند اين حس را القاء كنند كه اگر چند دانشگاه مشخص نباشند ما كارهاي خارق‌العاده و محیرالعقول انجام خواهيم داد. و البته چه ساده‌دلند آنان كه اين سخنان را باور مي‌كنند و در نشريات و تحليل‌هاي خود وارد مي‌نمايند و گمان مي‌كنند در حال تدوين استراتژي و ارائه تحليل مي‌باشند. در حاليكه اگر نيك بنگرند ذهنيت ساخته شده را در پس ذهن خود و جوهر قلم خويش مي‌بينند.

در كمال ناباوري به چند دليل عمده اين پيشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت. اول اينكه گفته شد، عدم حضور شما به معناي پايان راه است و ما به تنهايي نمي توانيم مجموعه را اداره كنيم. دوم اينكه هزينه فعاليت ما بالا مي‌رود و نظام با ما برخورد مي‌كند، كه البته در اينجا توضيح داده شد وقايع خرداد سال 82 نشان داد كه بين ما و شما، آنها تفاوتي نمي‌بينند و اين تحليل شماست كه هنوز اين تفاوت را قائل مي‌شود سهل است كه برخورد آنها با ما بسيار شديدتر نيز بوده است. سوم اينكه گفته شد ما نيروي كافي براي شوراي مركزي نداريم و آقاي مهدي حبيبي صراحتاً بيان كرد كساني كه ما براي شوراي مركزي تحكيم وحدت خواهيم فرستاد به اندازه شوراي مركزي دانشگاه نيز نخواهند بود، به اين دلايل حضور ما الزامي است. پس هم بايد بياييم و هم بايد حد و حدود آمدنمان مشخص شود. معامله جالبي است نه!

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آبان 1384ساعت 22:47  توسط مجید حاجی بابایی  | 

از امروز می خواهم بخشی از خاطراتم در دفتر تحکیم وحدت را بنویسم .شاید بتواند کمکی هر چند کوچک به شناخت بیشتر تحولات این سازمان دانشجویی باشد.از روزی که به عنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم انتخاب شدم می نویسم و خاطرات گذشته را به فرصتی دیگر موکول می کنم.

شرایطی که برگزاری انتخابات در دانشگاه خواجه نصیر منتهی شد را در همان ایام برای خودم یادداشت نمودم و از همان جا شروع می کنم:

پنجشنبه و جمعه 24 و 25 ارديبهشت ماه براي دانشجويان عضو انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان، از اهميت ويژه‌اي برخوردار بود، زيرا بالاخره بعد از مدتها بلاتكليفي موفق شده بودند، مجوزي جهت برگزاري نشست ماهانه (البته بعد از 5 ماه) دريافت كنند. دانشكده برق دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي در فرعي‌اي دنج و آرام در گوشه‌اي از پل سيد خندان وظيفه ميزباني دانشجويان را بر عهده داشت، آنها معتقد بودند ما يكبار ميزبان شما هستيم پس سعي مي‌كنيم بهترين باشيم. دفتر تحكيم وحدت و بدنه آن دانشجويان عضو انجمن‌هاي اسلامي در سال‌هاي اخير بسيار خسته و در خود فرو رفته است. از زخم‌هاي بيروني روزگاران كه بر تن آن نشسته تا اختلاف و چند دستگي‌هاي دروني، تحكيم وحدت به معناي واقعي كلمه از مشكلات دوران گذار رنج مي‌برد. ميان مسجد و ميخانه مانده است. تشكلي كه روزگاري به عنوان بازوي حاكميت وظيفه سازمان دهي نيروهاي دانشگاهي براي خدمت به نظام را بر عهده داشت اينك وظيفه‌اي ديگر براي خود جستجو مي‌كند. از مامن نخستين دل كنده و بريده است اما هوز جايي مناسب براي قرار پيدا نكرده و در بي‌قراري قرار گرفته است. اضطراب، تشويش و فشارهاي دروني و بيروني مهمترين ويژگي اين دوران است. تحكيم وحدت در برزخ مانده است و بايد يكبار براي هميشه تصميمي تاريخي بگيرد و راهي براي برون رفت از اين بن بست و بحران بجويد. تحكيم وحدت باید تصميمي تاريخي اتخاذ كند و جايگاه خود در سپهر اجتماعي و سياسي ايران امروز را آشكارا بيان كند. هر چند فضاي سياسي، و پراكندگي نيروهاي سياسي اين انتخاب را دشوار و پرخطر مي‌كند. اما چاره و گريزي از اين مساله نيست، زيرا زيستن در دوراهي و چند راهي سرانجامي جز سرگرداني، ياس و نااميدي و به هدر رفتن نيروها و انرژي آنها نخواهد داشت.

همه كساني كه به نشست دانشگاه خواجه نصير طوسي آمده بودند و آنان كه از بيرون تماشاگر آن بودند دغدغه‌هاي بالا را در ذهن خود داشتند و انتظار اينكه فارغ از تمام درگيري‌ها و اختلافات يكبار براي هميشه بحثي جدي و عميق براي پاسخ به اين پرسش كه كجا بايد بايستيم؟ ايجاد شود و همان در آينده مبناي عمل قرار گيرد. اما اين نشست نيز چون نشست‌هاي ديگر ترجيح داد تا از سخنان ساير انديشمندان بهره برد و تا حد امكان توازن را نيز رعايت كند. يك نفر در نقد دين و وحي سخن گفت و نفر ديگر در بسط وحي و دين و نوگرايي در انديشه ديني. در ميان اين دو نيز سياستمداري جوان و معتدل تحليل سياسي ارائه كرد. گويي همه ما از روبرو شدن با يك واقعيت وحشت داريم و آن انتخاب نهايي و فرجامين در پس دوران گذرا است. همه ما نشئه دوران گذار را بر سختي و طاقت فرسايي انتخاب فرجامين كه مسووليتي بزرگ را بر دوش ما مي‌گذارد ترجيح مي‌دهيم.

 روز اول نشست با همين كليات سپري شد. ذكر آن در اينجا ضرورتي ندارد زيرا شرح آن مفصل از طريق روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها آمده است. روز دوم نشست نيز علي القاعده بايد به موضوع تشكيلات و بازسازي آن مي‌پرداخت. مهمترين دستور جلسه اين روز برگزاري انتخابات شوراي مركزي اتحاديه بود. از يكسال گذشته تلاش شده بود تا هر چه زودتر شورايي جديد براي سازماندهي تشكيلات دفتر تحكيم وحدت شكل گيرد اما هربار بنا به دلايلي در ميانه راه ناكام مانده بود تا به حدي كه اميدها به شكل‌گيري مجدد تحكيم وحدت به ياس تبديل شده بود. عمده‌ترين مانع بر سر راه حركت هماهنگ و منسجم مجموعه دفتر تحكيم وحدت، مرزبندي‌هاي فراكسيوني بر اساس هويت‌هاي متفاوت است. مرزبندي‌هايي كه نهايت به شكل‌گيري تشكيلات موازي در درون تحكيم وحدت منجر گرديده است. به اين معنا كه تصميمات قبل از طرح در شوراي عمومي اتحاديه در جلسات تشكيلاتي موازي اتخاذ مي‌شود و نهايتاً براي حفظ شكل و صورت قانوني و اساسنامه‌اي، در شوراي عمومي مورد تاييد مجدد قرار مي‌گيرد. آنچه كه از اين مرزبنديها مشخص است، عدم وجود شفافيت و چارچوب‌هاي مدون و مدلل در انديشه و مرام هر دو گروه است، به گونه‌اي كه اگر مدتي با هر دو طرف گفتگو كني به زودي متوجه مي‌شوي كه اختلافات اسما و به ظاهر هويتي مي‌باشد اما رسماً و باطناً نوعي گروكشي تشكيلاتي و زمينه‌سازي براي چانه‌زني جهت رهبري و هدايت مجموعه است. به عبارت ديگر، نيرو و انرژي تشكيلات و دانشجويان در پوششي هويتي صرف درگيري‌هاي فراكسيوني و درون فراكسيوني براي تسلط بر كادر مركزي اتحاديه مي‌گردد. اين ميراثي به يادگار مانده از تحكيم وحدت دهه شصت است با اين تفاوت كه اختلاف و پراكندگي نيروها در انديشه و عمل آن دهه تا به اين حد نماي بيروني نداشت و بيشتر در قالب دو جريان هم عرض و هم وزن در مواقع حساس بروز مي‌يافت. اما اينك معادلات درون دفتر تحكيم وحدت به مرحله حساسي رسيده و ضرورت گفتگوي درون سازماني به شدت احساس مي‌شود. اميد مي‌رود دفتر تحكيم وحدت در دور جديد فعاليت خود بيش از گذشته به اين مهم بپردازد.

به هر تقدير، صبح آدينه، 25 ارديبهشت 1383 با هواي مطبوع بهاري در كنار پاكي هواي تهران به دليل وزش باد، نشست وارد روز دوم خود گرديد بدون اينكه به دغدغه‌ها و تشويش‌هاي بنيادي مجموعه پرداخته شود، فراكسيون موسوم به مدرن از ساعت 9 صبح وارد جلسه شد تا درباره آينده تحكيم وحدت و شوراي مركزي آن و ساير موضوعات مورد علاقه بحث و گفتگو كنند، از آنچه در آن جلسه گذشت ما اطلاعي در دست نداريم، فقط مي‌دانيم كه تعدادي از افراد را مامور گفتگو با ما كردند تا در خصوص شوراي مركزي اتحاديه بحث و گفتگو كنند. ساعت 14 تقريبا جلسه فراكسيوني آنها به پايان رسيد و در سلف سرويس براي صرف غذا دوستان را ديديم. از نتيجه بحث و گفتگوها پرسيديم، گفتند فراكسيون به اين نتيجه رسيده كه 6 نفر از ما و چهار نفر از شما (يعني ما!) در تركيب شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت باشد ما نيز از حسن ظن آنها و اينكه تكليف ما را مشخص كرده‌اند و آن را اعلام مي‌كنند، تشكر نموديم. نظر ما را خواستند و گفتند شما چه كرده‌ايد، گفتيم ما از صبح در محوطه دانشكده نشسته و چند مقاله و چند نشريه دانشجويي كه در نشست توزيع شده را مطالعه نموده و منتظر جواب دوستان مانده‌ايم. بعد از صرف غذا، جلسه اصلي بين نمايندگان دو فراكسيون شروع شد، افراد حاضر در جلسه عبارت بودند از، عبدالله مومني، كورش جعفري، حجت شريفي، مهدي امين‌زاده، رضا دلبري، امیر پاکزاد، آرش پهلوان نصير، مجيد حاجي بابايي، احمد سلامتي، مهدي مومني.(ادامه دارد...)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 9:8  توسط مجید حاجی بابایی  |