ادامه خاطرات تحکیم
مومني بحث را شروع كرد و گفت، در اين نشست ما ميبايست شوراي مركزي اتحاديه را انتخاب كنيم و گزارشي از جلسه فراكسيون ارائه كرد، مبني بر اينكه، بدنه فراكسيون بسيار راديكال و تند است و به هيچ عنوان راضي به گفتگو نيست و معتقد است انتخابات بايد به صورت دموكراتيك برگزار شود و هركس كه راي آورد انتخاب شود، مومني مدعي بود به هر تقدير ما شرايط و ضرورت وجود همه جريانها در شوراي مركزي را توضيح داده و آنها را متقاعد كردهايم كه بايد از جريان مقابل هم در شوراي مركزي باشند و نهايتاً 6 به 4 مورد قرار گرفته است. آرش پهلوان نصير در جواب گفت، وضعيتي كه ما الان داريم به مراتب بهتر از دوره گذشته است و همچنين ما برنامههاي از پيش طراحي شدهاي داريم كه بايد براي عملياتي كردن آنها حضور برابر داشته باشيم، در غير اين صورت شما آرام آرام ما را حذف ميكنيد. خلاصه مقداري بحث بر روي اين مساله صورت گرفت و طرف مقابل از تعداد راي و دانشگاه و انتخابات دموكراتيك سخن گفت. در اينجا من نكتهاي را مورد توجه قرار داده و آن انتخابات دموكراتيك است. گفتم ما بايد انتخاب دموكراتيك را تعريف كنيم و از آفت فراكسيون بندي درون تحكيم سخن گفتم. وقتي شما مجموعه را تقسيم ميكنيد بسيار طبيعي است كه هر دو طرف بر اساس وزن خود و تا آنجا كه ميتوانند جانهزني و گفتگو ميكنند. دقيقاً همانگونه كه در تمام دنيا احزاب مختلف براي ائتلاف با يكديگر با هم گفتگو ميكنند و نهايتاً به توافق ميرسند، پس اين به هيچ عنوان خلاف دموكراسي نيست بلكه عين دموكراسي ميباشد. از طرف ديگر اگر مجموعه ما بدون اخذ تضمينهاي لازم وارد شوراي مركزي گردد تجربه نشان داده كه متاسفانه برخي حريمهاي اخلاقي و انساني رعايت نميشود و تخريب آنها در دستور كار قرار ميگيرد. اگر واقعا كسي دلسوز تحكيم وحدت است بايد فراكسيون بندي را از مجموعه حذف كند و اجازه دهد خرد جمعي در صحن شوراي عمومي اتحاديه تصميم بگيرد و از طرف ديگر برخي قواعد و اصول اخلاقي در كار تشكيلاتي مورد توجه قرار گيرد و از تهام و بهتان دور شود. در اين صورت ميتوان اميدوار بود تا دفتر تحكيم وحدت به سرانجام خوشي منتهي شود وگرنه آينده نويدبخشي در انتظار آن نيست. در اين لحظه آقاي رضا دلبري رندانه گفت از همين الان فراكسيون بندي را حذف كنيم و برويم رايگيري كنيم. البته پاسخ مشخص بود، همگي با هم خنديديم و نشاطي بر جلسه حاكم شد، چون همه ميدانستند كه اگر چنين قراري باشد براي بعد از اين نشست بايد عملي گردد. نهايتاً بعد از كلي سخن گفتن از اينكه ميبايست فارغ از منافع فردي و گروهي مصلحت اتحاديه را در نظر گرفت و به پيشرفت آن انديشيد. بلافاصله مساله چگونگي توافق مطرح شد و تمام آن سخنان نغز به بوته فراموشي سپرده شد و فيلها ياد هندوستان كرد و هر كسي بر مواضع خود پافشاري نمود. آرش پهلوان نصير پيشنهاد خوبي مطرح كرد، پيشنهادي كه قبلا نيز دوستان ما بر سر آن توافق كرده بودند و آن بسته شدن شوراي مركزي بدون حضور ما بود. يعني هر 10 نفر را خود اعضاي فراكسيون موسوم به مدرن انتخاب كنند. در تكمله آن نيز توضيح داده شد، در اين مورد واقعاً هيچ تعارفي وجود ندارد و ما در نشست شركت ميكنيم بعد از نشست نيز بيانيه ميدهيم و مقاله مينويسيم و از شوراي مركزي منتخب كاملاً حمايت ميكنيم و كار خود را در بدنه اتحاديه پيگيري ميكنيم. حسن اين كار حداقل اين است كه كم كاريها به پاي ما نوشته نميشود و ديگر از ما چهرهاي نميسازند كه مانع حركت تكاملي دوستان ميباشيم. و توضيح داديم شما چنين وانمود كردهايد كه براي پيشرفتتان فقط يك مانع داريد آن هم چند دانشگاه مشخص و افراد مشخصند اگر اينها نباشند ما كار حكومت را يكسره ميكنيم و تحولات بنيادين مد نظر خود را به پيش ميبريم. حالا ما كنار ميرويم تا ببينيم در نبود ما شما چه كار مهمي را ميتوانيد انجام دهيد. فرصت بسيار خوبي است. در ضمن توضيح داديم كه اينها در اين اقدامشان يعني تصوير سازي واژگونه از ما به عنوان مانع فقط در درون مجموعه تحكيم وحدت موفق بودهاند و خوشبختانه نيروهاي پخته و سياسي نه تنها با اين تحليل همراهي نشان ندادهاند بلكه به آن واكنش نشان داده و به آن به ديده ترديد نگريستهاند، و نمونههايي از اين رفتارها و واكنشهاي آن ذكر شد كه جاي تكرار آن در اينجا نيست. اما متاسفانه در بدنه دانشجويي انجمنها آنهم كساني كه با ايشان ارتباط دارند توانستهاند اين حس را القاء كنند كه اگر چند دانشگاه مشخص نباشند ما كارهاي خارقالعاده و محیرالعقول انجام خواهيم داد. و البته چه سادهدلند آنان كه اين سخنان را باور ميكنند و در نشريات و تحليلهاي خود وارد مينمايند و گمان ميكنند در حال تدوين استراتژي و ارائه تحليل ميباشند. در حاليكه اگر نيك بنگرند ذهنيت ساخته شده را در پس ذهن خود و جوهر قلم خويش ميبينند.
در كمال ناباوري به چند دليل عمده اين پيشنهاد مورد موافقت قرار نگرفت. اول اينكه گفته شد، عدم حضور شما به معناي پايان راه است و ما به تنهايي نمي توانيم مجموعه را اداره كنيم. دوم اينكه هزينه فعاليت ما بالا ميرود و نظام با ما برخورد ميكند، كه البته در اينجا توضيح داده شد وقايع خرداد سال 82 نشان داد كه بين ما و شما، آنها تفاوتي نميبينند و اين تحليل شماست كه هنوز اين تفاوت را قائل ميشود سهل است كه برخورد آنها با ما بسيار شديدتر نيز بوده است. سوم اينكه گفته شد ما نيروي كافي براي شوراي مركزي نداريم و آقاي مهدي حبيبي صراحتاً بيان كرد كساني كه ما براي شوراي مركزي تحكيم وحدت خواهيم فرستاد به اندازه شوراي مركزي دانشگاه نيز نخواهند بود، به اين دلايل حضور ما الزامي است. پس هم بايد بياييم و هم بايد حد و حدود آمدنمان مشخص شود. معامله جالبي است نه!
ادامه دارد...