بیش از نیم قرن است که شانزدهم آذر در یاد و نام دانشجویان ایران زمین مانده است.هیج سالی نیست که خاطره آن شهامت و دلیری گرامی داشته نشود.سال گذشته به این مناسبت در چند دانشگاه سخنرانی کردم.پرسشی که سعی داشتم به آن پاسخ دهم این بود: چرا ۱۶ آذر ماندگار شد اما ۱۳ آبان نشد؟با این که هر دو علی الظاهر هدفی مشترک که مبارزه با آمریکا بود داشتند؟همین مطلب را 13 آبان در دانشگاه اصفهان گفتم و بحثهای جدی ای در سالن سخنرانی ایجاد کرد.
امسال می خواهم از زاویه ای دیگر جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار دهم.این هفته سه سخنرانی دارم.روز دوشنبه ۱۴ آذر در دانشگاه چمران اهواز از رادیکالیسم نظری کور در خدمت فاشیسم خواهم گفت و تفاوت برخی سخنان به ظاهر رادیکال که در نهایت پرداختن به زندگی شخصی و نوشتن نامه های عاشقانه را باعث می شود با عمل قهرمانانه سه آذر اهورایی نشان خواهم داد.قصد دارم نشان دهم چگونه یکی در خدمت انسان و دموکراسی است و دیگری خودآگاه یا نا خودآگاه در خدمت استبداد و فاشیسم .در دانشگاه خرمشهر ازچگونگی سیاست ورزی در شرایط دشوار خواهم گفت و با تکیه بر جزوه امیر پرویز پویان با عنوان ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا از شرایط جامعه ایران و ضرورت سیاست ورزی قانونی و اصلاح طلبانه دفاع خواهم کرد.روز سه شنبه در دانشگاه صنعتی اصفهان سیر تاریخی جنبش دانشجویی را به بحث خواهم گذاشت.
امیدوارم بتوانم با قرار دادن تجربیات گذشته و آموخته های تئوریک در چارچوبی هدفمند گامی کوچک در شناخت بهتر جنبش دانشجویی ایران بردارم.
