تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

در زندگی خیلی از ما همیشه لحظاتی به وجود می آید که از جستجوگری در راه حقیقت ناامید می شویم و احساس می کنیم رسیدن به یقین کاری دشوار است.شاید چون فکر می کنیم هدف از هر رفتنی رسیدن است.اما به نظر من در عرصه اندیشه ورزی مهم تلاش برای رسیدن به حقیقت است.البته آشکار است منظور من نوعی لاقیدی در عرصه نظر نیست بلکه داشتن دغدغه برای رسیدن به حقیقت است.انسان باید برای رسیدن تلاش کند اما نباید انتظار رسیدن داشته باشد.نفس جستجو ارزشمند است.چنین انسانی صاحب درد است.به قول شاملو کوه با نخستین سنگ زاده شد و انسان با نخستین درد.این دلهره و اضطراب از هزاران آرامش یقین آلود که از روی جهل باشد برتر است.چو بید بر سر ایمان خود لرزیدن ارزشی دارد که قابل مقایسه با فخر فروشی یقین آلودگان نیست.راسل وقتی می خواست بمیرد خانم خبرنگاری بر بالین او حاضر شد و از او پرسید حال که در آستانه مرگی اگر رفتی و متوجه شدی که خدایی هست چه می کنی؟آیا از این که تمام عمر ملحد بوده ای پشیمان نمی شوی؟راسل می گوید این خدایی که شما می گویید عادل است؟پاسخ مثبت می شنود پس می گوید ملالی نیست.چون من تمام عمرم را به جد مصروف حقیقت گرایی کرده ام اما به خدا نرسیده ام.به خداوند عادل خواهم گفت یا باید ادله وجودت را آنقدر قوی می کردی که من بپذیرم یا باید مرا به گونه ای می آفریدی که این ادله را بپذیرم.به واقع این استدلال راسل چکیده ای از زندگی روندگان راه حقیقت است.به هدف نباید اندیشید بلکه به جد باید به دنبال حقیقت بود در همه عمر.حتی هنگامی که به حقیقت رسیدی باز باید در آن تردید کنی تا همیشه رونده باشی.راستی چرا عارفان لحظه ای درنگ نمی کردند و جهان را همیشه نو به نو می دیدند و مستانه می گفتند:لا تکرار فی التجلی!!   

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آذر 1384ساعت 19:21  توسط مجید حاجی بابایی  |