تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

در پست قبلی از دیدار با دکتر محمدی گرگانی گفتم.در ادامه بخشی از صحبتهای ایشان را می آورم.در مسیر برگشت بحث به مسائل جامعه ایران رسید سه نکته ای که ایشان همیشه روی آن تاکید داشت یکی مساله تغییر فرهنگی در جامعه ایران است.می گفت روشنفکران و مردم ما امور را ساده می کنند تا سریع آن را حل کنند.ما گمان می کنیم با تغییر در ساختار سیاسی همه چی درست می شه.به همین دلیل همه مشکلات را در ساخت قدرت می بینیم در حالیکه بخش زیادی از تغییرات اساسی نیازمند بازسازی فرهنگی است.نکته دوم لزوم توجه به خود است.بسیاری از ما درحالی که خودسازی نکرده اند به فکر ساختن جامعه هستند ونکته سوم هم ضعف کار جمعی است و در کار جمعی همه می خواهند هژمون شوند.برام جالب بود این استدلال را سومین بار بود که در یک ماه گذشته می شنیدم.دکتر یزدی و مهندس سحابی نیز به این مساله اشاره کرده بودند.سپس بحث به قبل از انقلاب و سازمان مجاهدین کشید که ایشان اسیب شناسی خوبی از آن دوران دارد به ویژه درباره ... معتقد بود که از خودخواهی افراد سوء استفاده می کرد تا بتواند خودش را به عنوان یک قهرمان معرفی کند.مساله ای که متاسفانه در جامعه ما بعضا مشاهده می شود. نکته دیگری که در این میان مطرح شد بحث از حس پیشتاز بودن و در نوک پیکان تاریخ قرار گرفتن بود و با تاکید توام با تواضع می گفت چه دلیلی دارد تا ما در نقطه تکامل تاریخ بایستیم و همه ما را بشناسند.و دائم تاکید می کرد بر خودسازی و دوری از شهرت و خودپرستی.به هر تقدیر دیدار پر ثمری بود زیرا چنین انسانهایی کمک می کنند تا همیشه راهنمایی برای گم نکردن راه وجود داشته باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 22:27  توسط مجید حاجی بابایی  |