بچه های انجمن دانشگاه صنعتی
اصفهان امسال جشن با شکوهی برای شب یلدا برگزار کردند.از من هم برای شرکت در این جشن دعوت شده بود.از آنجا که به جشن های باستانی و ملی ایران بسیار علاقمند هستم این دعوت را پذیرفتم و به اصفهان رفتم.واقعا جشن با شکوهی بود بیش از ششصد نفر در سالن حاضر بودند و طولانی ترین شب سال را با شادی در کنار یکدیگر بودند.نخستین بخش برنامه سخنرانی من بود.با توجه به ترکیب جمعیتی و همچنین برای اینکه فرصت بیشتری برای شادی دانشجویان باشد سخنرانی کوتاهی انجام دادم و نتوانستم خوشحالی خود را پنهان کنم که در پنج سال پیش امکان برگزاری جشن ها و شادی های اینچنین در دانشگاه فراهم نبود اما خوشبختانه امسال در بسیاری از دانشگاههای ایران این شب اسطوره ای را جشن گرفته و بار دیگر بخشی از هویت ایرانی که مبارزه با غم است را به نمایش گذاشته اند.
همچنین از این گفتم که بدلیل حمله اقوام وحشی به ایران، فرهنگ شادزیستن ایرانیان جای خود را به غم داده است به گونه ای که امروز ما برای عزاداری آداب و رسوم بسیاری داریم اما برای شادی نه.دریغ از آهنگهای ملی که در روز جشن و شادی همه با هم آن را زمزمه کنند.در حالی که به یاد آوردم در کتاب طبری وقتی از مردم ستمدیده ایران که در کوفه کارگری می کردند و در قرن دوم هجری مسجد کوفه را می ساختند یاد می کند می گوید.مردم ایران بسیار شاد هستند و در هنگام کار همه با هم آواز می خوانند.کجاست آن آوازها؟و آرزو کردم تا جوانان ما با بازگشت به فرهنگ ملی ایران زمین تمام جشن های باستانی را احیا کنند و آن را به عنوان بخشی از هویت خود به یاد آورند.متاسفانه در سالیان اخیر به دلیل غفلت از آنچه خود داریم غرب کعبه آمال و آرزوی بسیاری گشته است.در حالیکه فرهنگ ایران سرشار از آموزه هایی برای درس گرفتن است.فراموش نکنیم کوروش نخستین منشور حقوق بشر در جهان را نوشت.در پایان دوباره از دانشجویان خواستم تا سایر جشن ها را نیز زنده کنند تا ایران بار دیگر در زمره سرزمین های شاد در آید.چنین باد.
