تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

«نوگرايي ديني وجنبش دانشجويي»

با تکیه بر اندیشه امام موسی صدر

عرض سلام وارادت دارم خدمت يكايك خانم ها وآقايان، سروران حاضر در همايش . ياد وخاطره امام موسي صدر را گرامي مي دارم و اميدوارم كه هر چه سريعتر شاهد حضور جسماني ايشان در جمع مشتاقان باشيم. هر چند او در ميان ما غايب است اما انديشه او به عنوان زلالي جاري هنوز نيز مي تواند راهگشاي پويندگان حقيقت وشيفتگان وعلاقمندان جمع بين «خرد و ديانت« باشد.

در اين انديشه بودم كه براي اين سخنراني چه موضوعي را برگزينم كه هم رويكردي نظري تحليلي به انديشه هاي امام موسي صدر داشته باشد وهم بتواند براي جامعه امروز ايران به ویژه حركت هاي دانشجويي پيام ودرسي داشته باشد. ديدم تقريباً هر شخصي از امام موسي صدر سخن گفته بر يك نكته تأكيد كرده است. وآن «نوگرايي ديني» است. مساله اي كه امروز نيز بعد از گذشت سالها هنوز گريبانگير جامعه ما است و به تعبيري يكي از راههاي بي بديل برون رفت از بحران هاي مبتلا به جامعه ايران است. به همين دليل عنوان سخنراني را «نوگرايي دينی وجنبش دانشجويي» برگزيدم. در اين سخنراني سعي مي كنم با تكيه بر انديشه وسيره عملي امام موسي صدر سرفصل هاي نوگرايي ديني را شمارش ودر حد مقدور تحليل نمايم وسپس دلايل تكيه بر نوگرايي ديني در جنبش دانشجويي را شرح وبسط دهم.

براي تحليل مفهوم «نوگرايي ديني» با تكيه بر اندیشه های امام موسي صدر ما دو منبع گران بها در اختيار داريم. يكي «سيره عملي» ايشان وبررسي حوادث ورويدادهاي زندگي وي است وديگري رجوع به نوشته ها ومكتوبات به يادگار مانده از ايشان است. در خصوص سيره عملي وشرح زندگاني امام موسي صدر خاطرات به يادگار مانده از ايشان واسناد موجود تا حدودي گوياي واقعيت است. آنچه كه نزديكان، خويشان وهم درسان ايشان مطرح كرده اند نشان مي دهد امام موسي صدر آن چنان كه مي انديشيد، زندگي مي كرد واين اتفاقي است كه در جوامع در حال گذار براي كمتر اهل انديشه اي رخ مي دهد. همچنين ما منبع گران بهاي ديگري داريم كه گرچه براي هدف ومنظوري ديگر ثبت گرديده اما امروز از منابع درجه اول زندگي امام موسي صدر مي باشد، وآن اسنادي است كه ساواك در پرونده امام موسي صدر تهيه نموده است. اين اسناد به همت «مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات» در سه جلد منتشر وبه شكل عمومي پخش گرديده است. قديمي ترين تاريخ اين اسناد روز دوازدهم خرداد ماه 1328 مي باشد، يعني زماني كه امام موسي صدر 31 ساله بوده است.اين سند متعلق به استعلام در خصوص تقاضاي صدور امتياز مجله «مكتب اسلام» براي امام موسي صدر است. از اين تاريخ به صورت جسته وگريخته مي توان شرح زندگي وفعاليت هاي امام موسي صدر را بر اساس اسناد ثبت كرد. اما جا دارد در اينجا اين نكته مورد توجه قرار گيرد، كه اين اسناد بسيار خلاصه وبعضاً جهت دار از سوي ساواك تنظيم گرديده و قطعاً مي بايست مورد تجزيه وتحليل دوباره قرار گرفته وبه عنوان يك منبع تحليل مورد استفاده قرار گيرد ودر پروژه اي كلان شرح زندگي وفعاليت هاي امام موسي صدر تدوين گردد. اما در حال حاضر همين اندك دستمايه خوبي براي تحليل ما مي باشد.

از انديشه هاي او نيز همين اندكي كه ترجمه شده وبه دست ما رسيده مي تواند رويكردهاي نوگرايانه ونوين ايشان به «دين» را نشان دهد. امام موسي صدر در پرتو همين نگاه نوگرايانه است كه توانسته نامي نيك از خود در اذهان به يادگار گذاشته وامروز افراد «ثقه» در تمام فرقه ها واديان حاضر لبنان وساير نقاط دنيا كه ايشان با آنها ارتباط داشته، از او به نيكي ياد مي كنند و او را محور وحدت و گفتگو مي دانند.

«نوگرايي ديني»

بعد از بيان اين مقدمات وبراي ورود به بحث اصلي باید به اين نكته توجه داشت. كه «نوگرايي ديني» مفهومي است كه تقريباً در دو قرن اخير وارد حيات سياسي، اجتماعي وديني مسلمين گرديده و قبل از آن ما با چنين مفهومي روبرو نبوده ايم. البته اين به معناي آن نيست كه «نوگرايي» در گذشته وجود نداشته، بلكه تحول ونو شدن هر پديده اي، چه ديني وغير ديني جزء حيات آدمي وسرشت انسان است. اما «نوگرايي» در مفهوم جديد نسبت ما با «دنياي جديد» در مقابل «دنياي قديم» را به بحث مي گذرد اين فصل مميزه اين برداشت از مفهوم «نوگرايي ديني» مي باشد. به عبارت ديگر ابتدا «تجدد» يا مدرنيته به وجود مي آيد وسپس عوارض و پي آمدهاي آن دينداران را به چاره جويي بر مي انگيزد. از اين منظر «نوگرايي ديني» صرفاً يك چالش دروني نيست. بلكه در برابر يك چالش بيروني اعلام موضع مي كند. به همين معنا بنيادگرايي نيز نقطه مقابل نوگرايي مي باشد. زيرا بنيادگرايي نيز پاسخي از سر اضطرار ودرماندگي به عوارض وپي آمدهاي مدرنيته است اما اينبار نه در قالب هماهنگي وهم آوازي بين آن بيرون واين درون. بلكه ايجاد يك خط گسست جدي بين آن دو است كه نتيجه اين گست دوري وفاصله گرفتن از يكديگر واز بين رفتن راه مفاهمه وگفتگو مي باشد.

اگر فرض فوق را بپذيريم. «امام موسي صدر» در زمره نوگرايان ديني قرار مي گيرد، زيرا علاوه بر زيست در محيط سنت، واقعيت هاي دنياي مدرن را نيز دريافته وسعي در هماهنگي وهم آوايي بين آنها دارد ونكته مهم در خصوص ايشان اين مي باشد كه ابتدا اين مساله را در درون خود سازوار نموده وسپس آن را در عرصه عمل نيز آزموده است واين وجه بارز شخصيت ايشان است. خويشان ونزديكان ايشان خاطرات زيبايي از «آزاد انديشي» و عمل به آن براي خود واطرافيان نقل كرده اند، كه بيان آنها در اين فرصت ضرورتي ندارد. اما اين نكته اي در خور است كه نوگرايي ديني باید  مرز حركت خود را جايي تعيين كند كه بتواند بدان عمل كند وپايبند آن باشد.

امام موسي صدر، نوگرايي ديني مي باشد، زيرا در نسبت با پرسش گشوده چگونگي روبارويي با تجدد قرار مي گيرد وسعي مي كند بدان جواب دهد. شايد نمونه خوب اين فعاليت ايشان تلاش براي انتشار نشريه اي متعلق به حوزه علميه قم، تحت عنوان مكتب اسلام؛ باشد. او سعي كرد متناسب با شرايط پيش آمده اصلاحاتي در حوزه علميه قم بوجود آورد. براي توجه به ميزان اهميت وبزرگي اين كار كافي است تا شرايط آن روز حاكم بر حوزه ها را درك كنيم كه تا چه اندازه در مقابل نو آوريها وتغيير در نظام آموزشي و... از خود واكنش نشان مي داد. امام موسي صدر وجمعي از همراهانش با ياري آيت الله بروجردي در سال 1337 اولين نشريه حوزه علميه را منتشر نمودند وسعي كردند تا مسائل مستحدثه را در دنياي جديد شناسايي وپاسخي در خور پيدا كنند. امام موسي صدر خود تدوين وتحليل مقالات اقتصادي را برگزيد كه در نوع خود بي نظير وجديد بود.

اگر بپذيريم مهمترين دست آورد «مدرنيته» در عرصه نظر استفاده از خرد نقاد وخود بنياد ودر عرصه عمل وزندگي، ايجاد تغيير مثبت ورو به ترقي براي بشر است. نو گراي ديني باید خرد در عرصه نظر وخدمت به انسان در عرصه عمل را مورد توجه قرار دهد. اگر فرد دينداري بدون توجه به اين دو موضوع راه خود را برود و به قله مرجعيت ودبانت نيز برسد باز نمي تواند در زمره نوگرايان باشد، زيرا در نسبت  با پرسش گشوده چگونگي رويارويي با مدرنيته قرار نمي گيرد. امام موسي صدر طبق اسناد به جاي مانده وسخنان مكتوب به يادگار مانده، عنايتي ويژه به اين دو مفهوم داشت. در يكي از گزارشات ساواك مي خوانيم:

« جامعه اسلامي معلمين وابسته به دكتر مهدي بازرگان استاد دانشگاه ورهبر نهضت آزادي ايران با ارسال كارت ضميمه از اشخاص دعوت نموده تا در جلسات سوگواري وسخنراني انجمن.... شركت كنند وآغاز جلسات از ساعت 8 بعدازظهر مي باشد وقرار است هر شب اشخاص زير به ترتيب راجع به موضوعات ذيل صحبت كنند: شب اول: سيدموسي صدر راجع به : اسلام دين زندگي است، شب دوم:....» (ص 15 ج 1 ياران امام، كتاب هفدهم)

 عنوان سخنراني امام موسي صدر خود گوياي نوع نگرش او به دين مي باشد، همچنين ارتباطي كه او با روشنفكران ديني چون مرحوم بازرگان داشته به خوبي نشان مي دهد، ايشان سعي دارد تا از دين براي رفع مشكلات دنياي مردم بهره برد واز آن براي ترقي وپيشرفت جامعه استفاده نمايد. ساواك درگزارشي كه از اين جلسه سخنراني تهيه نموده، بخشي از رويكرد ايشان به آزادي وربط آن به دين را ثبت نموده است. در اين گزارش مي خوانيم:

از ساعت 7:15 بعد ازظهر روز جمعه 7/7/40 عده اي در حدود 600 نفر از دانشجويان دانشگاه واعضاي جبهه ملي واحزاب نيروي سوم وپان ايرانسيم وكارگران وبازاريان، فرهنگيان وساير طبقات در منزل شماره 84 واقع در خيابان بهارستان، قدري بالاتر از سه راه ژاله حضور داشتند آيت الله طالقاني وآيت الله كمره اي نيز در اين جلسه شركت كرده بودند. ابتدا سيد موسي صدر پشت تريبون قرار گرفت وگفت در كشور لبنان ساكن است ودر آنجا مبلغ مذهب شيعه مي باشد وسپس چند آيه از قرآن كريم را كه بر روي كاغذي نوشته شده بود قرائت واضافه نمود، نويسنده الجزايري گفته بشر دو نوع فكر دارد، يكي آزاد وديگري استعماري كه فكرش در تسخير ديگري است وخوب فكر نمي كند واگر خوب فكر كند وبگويد فوراً شق دوم (استعمار) او را وادار مي سازد كه فكر (آزادي) را از سر به در كند. نامبرده سپس در خصوص عدالت اجتماعي وغلبه حق بر باطل صحبت كرد وافزود ظالم مي تواند فقط زمان بسيار كمي ظلم نموده وستمگري خود را ادامه دهد وبه طور حتم ظلم او پايان خواهد داشت وظلم پايدار نخواهد ماند. وچند آيه از قرآن در مورد موسي وقيام اسرائيل وقيام حضرت موسي عليه فرعون را قرائت نمود ونتيجه گرفت ظالمي مثل فرعون پيدا شد وفرعون به طوري در دل مردم وحشت انداخته بود ومردم را به جان يكديگر وبه خون يكديگر تحريك وتشويق مي نمود كه مردم ياراي قدرت وجرات آن را نداشتند كه آزاد فكر كنند (ص 17و18 ج1)

 او در مناسبت هاي ديگر نيز بر آزادي انسان وكرامت او تاكيد بسيار نموده واين انسان گرايي را جزء ذات اسلام مي داند:

 آيين مقدس اسلام مقام انسان را بسيار منزه مي داند، لذا پرستش بت ها وعبادت بشر وهر شخصي وهر شيئي را حرام، وانسان را در نظام آفرينش بالاتر از آن دانسته است كه غير خدا را پرستش ودر برابر موجودات محدودي چون خود او خضوع وخشوع كند. ما در بسياري از تعاليم اسلامي مي يابيم كه انسان از بيان نياز به غير از خداوند منع شده است (ص 63 و64 صيانت از آزادي) اسلام راي واظهار نظر وعقيده را بزرگ وگرامي داشته وكوشش دارد تا حرمت وآزادي راي وعقيده هماره حفظ شود. نيز براي شناخت و وصول به عقيده راستين انسان را به انديشه واجتهاد امر كرده وبه طور صريح اعلام نموده است: عقيده اي كه مبتني بر مبادي تفكر نباشد اعتبار ندارد وعذر انسان پذيرفته نيست، مگر آنكه علي رغم سعي وتفكر نتوانسته باشد به عقيده درست دست يابد(ص 84)

اين رويكرد به آزادي، انسان ودنيا قطعاً يكي از ثمرات «نوگرايي» امام موسي صدر است. وهمين ويژگي است كه ايشان را محبوب جوانان تحصيلكرده مي كند در يكي از گزارشات  ساواك با موضوع: همكاري جوانان تحصيلكرده شيعه با سيد موسي صدر مي خوانيم:

 عده اي از جوانان تحصيلكرده شيعيان لبنان به منظور متحد كردن شيعيان وتاسيس خانه شيعيان ومفتي شيعه ودفاع از حق طايفه مذكور در ادارات دولتي تصميم گرفته كه با سيد موسي صدر همكاري نمايند...»(ص 78 ج1).

طبیعی است وقتی امام موسی صدر در مقام یک نو گرای دینی نسبت متوازن بین سنت و تجدد برقرار می کند و دیدگاه جدیدی از دین ارایه می دهد مورد توجه جوانان قرار می گیرد.این رویکرد ایشان و مسوولیتی که در مقابل انسان داشت و ارزش و اعتباری که برای انسان قایل بود،منشاء خدمات بسیاری گردید.به ویژه در بخش "جامعه مدنی" و نهادهایی که خارج از قدرت رسمی برای خدمت به مردم ایجاد کرد حائز اهمیت بسیار است.او به کارکرد دین در حوزه جامعه مدنی عینیت بخشید ودر لبنان آن را اجرا کرد و بسیار مثمر ثمر بود.برای نمونه تاسیس "جامعه زنان"که خودش یک تشکیلات بسیار بزرگی بود،شایسته توجه است.در آنجا از افراد بی سرپرست و کودکان نگهداری می شد.سواد آموزی و آموزش حقوق شهروندی،بالا بردن سطح آگاهی و اطلاعات زنان در زمره وظایف این جامعه بود.امام موسی صدر از این ابزار به صورت کاملا آگاهانه در جهت ارتقاء و تعمیق بینش دینی افراد جامعه بهره می برد.ایشان در سخنرانی ای در انجمن اسلامی معلمان گفته است:

برای مبارزه با بد حجابی ،یکی از کارهایی که کردیم سطح اگاهی و دانش زنان را بالا بردیم و در آنجا شروع کردیم به آنها آموزش دادن و آگاهی از حقوقشان تا بتوانند شخصیت خود را درک کنند و وقتی شخصیت خودشان را درک کردند حالا می توانند به عنوان یک فرد مثبت درون جامعهئ ایفای نقش کنند.

امام موسی صدر با امکاناتی که در اختیار داشت مراکز متعدد علمی و خدماتی مانند مرکز تحقیقات اسلامی،مرکز تفریحات سالم برای جوانان و...را ایجاد کرد.تا بتواند در کنار نوآوری و اجتهاد در دین جهت پیوند بین "دین و تجدد"،"دین و آزادی"و...به رسالت "روشنفکری"خود که احساس مسوولیت در برابر جامعه است جامه عمل بپوشاند.از این منظر ایشان یک "روشنفکر دینی"بود زیرا در عرصه فعالیتهای  اجتماعی و سیاسی شرکتی فعال داشت.به گونه ای که توانست نقش مهمی در تحولات سیاسی لبنان بر عهده بگیرد و حتی در انتخاب رییس جمهور و انتخاب اعضای پارلمان نقش اساسی داشت. اگر شما این سه جلد کتابی که به صورت اسناد منتشر شده را ملاحظه کنید ، می بینید ایشان به هر کشوری که رفته با سران آن کشورها دیدار نموده است. با جمال عبدالناصر ، با پادشاه عربستان، با والاحضرت کویت و .... این چیزی نیست جز اینکه او در مقام "نو گرای دینی" در برابر تحولات جامعه و سیاست نیز احساس مسولیت نموده و سعی در تاثیر گذاری بر ساختار سیاسی داشته است . به ویژه تحول بزرگی در سرشت و سرنوشت شیعیان لبنان ایجاد کرد . تا قبل از حضور ایشان ، شیعیان جامعه فقیر و منزوی ای بودند اما در طی دو دهه تلاش گسترده سرزندگی و نشاط را به جامعه شیعیان لبنبان بازگرداند و آنها را به عنوان قدرتی تاثیرگذار در معادلات لبنان وارد کرد . او با روحیه تساهل و تسامع بالا زمینه را برای گفتگو و تعامل بین فرقه ها و اندیشه های گوناگون باز کرد به گونه ای که برای نخستین بار در مقام یک روحانی مسلمان در کلیسا ها سخنرانی کرد و مرز های خشک و اعتباری بین ادیان و به ویژه پیروان ادیان را شکست . او نشان داد که "نوگرایان دینی"و "روشنفکران دینی" حرف های جدی و مهمی برای عرضه به دنیای جدید و هم آوایی و پیوند با آن دارند. البته باید توجه داشت اقدامات سیاسی امام موسی صدر نیز از مسیر فعالیت در جامعه مدنی می گذشت.

در اینجا می خواهم نتیجه گیری کنم وبه سر آغاز این سخن برگردم که آیا امروز هم نوگرایان دینی و روشنفکران دینی می توانند پاسخگوی نیازها و خواسته های نسل امروز جامعه ما باشند؟بی تردید پاسخ من به این پرسش مثبت است.امروز هم راه بی بدیل جامعه ما(البته از نظر من) برای برون رفت از بحران هایی که بدان دچار است بازگشت به روشنفکری دینی است.تجربه ای که در یک قرن گذشته دست آوردهای بزرگ و پر ثمری داشته است.ما باید اصول و آرمان هایی که دنیای جدید برای ما به ارمغان آورده را به دین عرضه کنیم و نشان دهیم که اگر نوگرایان مسلمانی باشند که هم سنت را خوب درک کرده باشند و هم مدرنیته را می توانند از دل این تعامل اندیشه ای سازوار به وجود آورند که پاسخ پرسش های جامعه و نسل نو را ارایه کند.به ویژه در زمانه ما نسل جوان و "جنبش دانشجویی"بیش از گذشته نیازمند نوگرایی دینی است.زیرا متاسفانه در دو دهه اخیر به دلیل مسائلی که بعد از انقلاب به وجود آمد کمتر تلاشی جدی برای پاسخگویی به تردیدهایی که ایجاد شده است؛صورت گرفته است.در این دوران عملکردهای غلط به پای دین نوشته شد.زیرا وقتی حکومت دینی شد بسیاری از کاستیها به نام دین ثبت می شود.تا وقتی روحانیت در کنار نشسته،هر کاری صورت گیرد و حکومت هر کار خلافی مرتکب شود،کسی نمی گوید کار روحانی یا دین است.اما وقتی روحانیت و به تبع آن دین در مصدر امور قرار گرفت و حاکم شد.در اینجا هر نوع اشتباه،خلاف و کم کاری بر عهده دین گذاشته خواهد شد.این وضعیت اثر خودش را بر نوگرایان و روشنفکران دینی نیز خواهد گذاشت و از حوزه نفوذ آنها خواهد کاست.به همین دلیل است که ما می بینیم در یک سیر تاریخی هر چه جلو آمده ایم متاسفانه ازمیزان نفوذ روشنفکران و نو گرایان دینی کاسته شده است.اما خوشبختانه تجربه های گرانقدری چون امام موسی صدر در پیش روی ما قرار دارد.و آن قطع نظر از ساختار قدرت و بازگشت به نهادهای مدنی است.اقدامی که منشاء  تاثیرات بسیاری شده است و نهایتا توانسته ساختار سیاسی را تحت تاثیر قرار دهد.تجربه نشان داده که اگر نوگرایان و روشنفکران دینی ساختار سیاسی و قدرت را هدف نخستین خود قرار ندهند و در صدد مستغنی نمودن افراد جامعه و افزایش آگاهی آنها بر آیند نتایج بهتری کسب می کنند.اگر بپذیریم که مردم جامعه ما "دیندار"هستند و با کسانی که از منظر "دین "در صدد هماهنگی با "دنیای جدید"هستند هم آوایی بیشتری دارند.لاجرم باید با این مردم دیندار هم نوایی داشت.اما نه در کسوت قدرت مدار و حاکم.زیرا آن اقتضائات خاص خود را دارد.حکومت داری مصلحت سنجی های ویژه خود را داراست.اقتضائات قدرت در بسیاری موارد مانع درک کامل "حقیقت" می شود.اگر روشنفکران دینی به نهادهای مدنی و ساختار اجتماعی بر گردند و در بین مردم و برای مردم کار کنند و با رنج آنها رنج بکشند و با شادی آنها شاد باشند قطعا به نتایج بهتر و پربارتری خواهند رسید و بهتر می توانند به تثبیت و گسترش نظام دموکراتیک یاری برسانند زیرا لازمه نظام و ساختار دموکراتیک وجود شهروندان دموکرات و آگاه است.جنبش دانشجویان مسلمان ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست و به عنوان بخشی از پیکره"نوگرایی دینی"باید رسالت خود را در حوزه جامعه مدنی و زیستن در کنار مردم تعریف کند تا بتواند آنها را برای برخورداری از زندگی آزاد و دموکراتیک آماده کند.دقیفا همان کاری که امام موسی صدر کرد.ایشان در مدت کمتر از بیست سال یعنی از 1338 تا 1357 توانست تحولی بزرگ در زندگی شیعیان لبنان ایجاد کند. آنها را به رشدی رساند که به راحتی با دنیای جدید و قواعد آن کنار آمده و به همنوایی و سازواری درونی دست یافتند.

امیدوارم این همایش به راهکاری عملی و مشخص برای ارائه به جامعه امروز ایران منتهی شود و همچنین آرزومندم هرچه زودتر شاهد بازگشت و حضور امام موسی صدر این اندیشه ربوده شده در میان جمع خودمان باشیم و همایش آینده با حضور ایشان و برای تجلیل از شخصیت و مقام ایشان و خدماتی که به جامعه شیعیان و اندیشه نوگرایی دینی ارائه کرده است،باشد.

 

#این مقاله تحریر و تنقیح متن سخنرانی در سمینار یک روزه با عنوان"امام موسی صدر اندیشه ربوده شده"است که در اردیبهشت 1383 در دانشگاه بهشتی برگزار گردید.

 

 

  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1384ساعت 0:11  توسط مجید حاجی بابایی  |