امروز طبق معمول سه شنبه ها در دانشگاه تهران جلسه داشتم.در جهاددانشگاهی دانشکده ادبیات گروهی تشکیل شده با عنوان"مطالعه فلسفی فرهنگ".تعدادی از دوستان که فلسفه خوانده اند درباره چهارچوب این گروه وروش آن مطالعه و بحث می کنند.من هم در این جمع حاضرم.جلسه ساعت ۱۴ شروع می شد. قبل از شروع جلسه سری به دانشکده فنی و سخنرانی خالد مشعل زدم.رفتن در سالن همان و تا پایان سخنرانی نشستن همان.نمی دانم چرا افرادی که صبغه چریکی و مبارز دارند را اینقدر دوست دارم ولو اینکه عرب باشند و تجربه تاریخی خوبی ملت ما از آنان نداشته باشد.اما از لحن سخنرانی و اعتماد به نفسش خیلی خوشم آمد.در بیان و چهره اش هیچگونه نگرانی ای ندیدم و بسیار زیرکانه سخن می گفت.تلاش می کرد تا در کلامش تمام جنبه ها را رعایت کند.او گفت وقتی دانشجو بوده آرزوی چنین روزی را داشته تا نیروی مقاومت شکل گیرد و در خدمت ملت فلسطین باشد و امروز چنین شده است.حماس جنبشی است که از درون جنبش دانشجویی بیرون آمده است.جنبش حماس الگوی خوبی برای سازماندهی نیروهای جوان و استفاده از آنها برای پیشبرد اهداف نسل جدید است.چیزی که متاسفانه خلاء آن امروز در میان جوانان ایرانی احساس می شود.گویی خود باوری و اعتماد به نفس از میان جوانان رخت بر بسته است.غافل از اینکه تشکیلات پیروز در ایران و کلا خاورمیانه معمولا از میانگین سنی کمی برخوردار است و فقط کمی پایداری و خودباوری نیاز دارد.
به نظرم حماس در تحولات اخیر بسیار زیرکانه عمل کرده و منافع ملت فلسطین و خود را به خوبی تشخیص داده است.در عین حالی که از مواضع اصولی خود دست برنداشته،توانسته اعتماد سایر کشورها را به خود به عنوان یک سازمان چند بعدی و به ویژه ساسی جلب کند.وقتی از او در رابطه با مذاکره با آمریکا پرسیدند بی هیچ درنگی گفت مبارزه ما معطوف به اسرائیل است و جبهه جدیدی با آمریکا باز نمی کنیم.وقتی از او درباره حمایت از ایران دربرابر حمله احتمالی اسرائیل پرسیدند گفت ما فقط برای شما دعا می کنیم.که البته کل سالن خندید.اما او زیرکانه به این پرسش پاسخ داد.وقتی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه تهران گفت اگر اسرائیل جرات حمله داشته باشد آنجا را بر سرشان خراب می کنیم.خالد مشعل گفت البته در آن صورت بر سر ما هم خراب خواهد شد!!.خلاصه جلسه جالبی بود و بعد از مدتها از یک سخنرانی به معنای واقعی کلمه لذت بردم.هرچند با بخش هایی از سخنان مشعل مخالفم به ویژه آنجا که وقتی دانشجویان برخی از واژگان عربی را متوجه می شدند و مترجم ترجمه نمی کرد گفت یا من فارسی صحبت می کنم یا شما عربید به شدت برآشفته شدم و می خواستم به او اعتراض کنم.ولی در مجموع جلسه خوبی بود و به نوعی روحیه امید و مقاومت را یادآوری می کرد دو عنصری که جامعه فعلی ما به شدت به آن نیازمند است.
عصر هم به جلسه جبهه دموکراسی و حقوق بشر رفتم.نمایندگان احزاب و برخی از شخصیتهای سیاسی حاضر بودند.خوشبختانه اصول کلی جبهه آماده شده و به زودی منشور آن منتشر خواهد شد.به نظرم در شرایط فعلی نیازمند نیرویی فراگیر برای دفاع از منافع ملت می باشیم.این جبهه اگر خوب عمل کند می تواند چنین نقشی را بر عهده بگیرد.
