گنجی آزاد شد!!این جمله ای ساده است که همه در حال تکرار آنند.اما آیا گنجی آزاد شد؟نه! گنجی بعد از شش سال مقاومت دوران محکومیتش تمام شد.کسی او را آزاد نکرده است.او آزاد بود و آزاده.چون حصار وقتی معنی می دهد که باعث فراموشی شود اما چه هنگام در این سالها گنجی فراموش شد؟بی گمان هیچ وقت.شش سال را پشت میله های زندان گذراند و اکنون بعد از گذشت این همه سال با شور و نشاط بیشتر پیام آور آزادی و صلح است.گنجی به حق کاری بزرگ کرد در مقاومت و دلیری.او چریک بی تفنگ است.تفکرش سلاحش برای شکافتن تاریکی و سیاهی است.گنجی ستیز سپیده و گریز شب را یادآور است.پس به یاد او این سرود کوهستان را دوباره می خوانیم:
زده شعلــــه در چمــــن در شــب وطــن خون ارغوان ها
تو ای بانگ شـور افکـن تـا سحــر بــزن شعله تا کران ها
که در خون خستـه گــان دل شکسته گان آرمیـده طـوفــان
بـــه آینـــده گـــان نگـــر در زمــان نگــر بر دمیده طوفـان
قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را
کـه لبخنـد آزادی خـوشــه ی شــادی بــا سحــر بــرویــد
سرود ستـاره را مــوج چشمـــه بــا آهـــوان بــگـویــــد
ستـاره ستیــزد و شـب گــریــزد و صبـح روشــن آیــد
زند بال و پر زنـو آن کبــــوتــــر و ســوی میهــن آیـــد
گرفته تمـام شـب شاخه ای به لب سرخ و گرده افشان
پرد گرده گسترد دانــــه پــــرورد ســر زنـــد بهـــاران
قفس را بسوزان رها کن پرندگان را بشارت دهندگان را
کـه لبخنـد آزادی خـوشــه ی شــادی بــا سحــر بــرویــد
سرود ستـاره را مــوج چشمـــه بــا آهـــوان بگـــویــــد