تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

یکی از کارهای پژوهشی که انجام داده ام و خودم ازش خوشم میاد رساله فوق لیسانسم است که در سال ۱۳۷۷ از آن دفاع کردم.درباره مدرس است.البته با دیدگاه و رویکردی نوین.دوست خوبم الپر نظرات من درباره مدرس را می دانست.آذر ۱۳۸۲ از من خواست تا به مناسبت سالگرد شهادت مدرس مقاله ای برای صفحه اندیشه روزنامه یاس نو که او آنجا مشغول بود بنویسم.بخشی از رساله را که نظر مدرس درباره رابطه دیانت و قانون بود کپی کردم و به او دادم.مقاله منتشر شد.مقاله ای که به اعتقاد اهل فن خلاف دیدگاه رایج درباره مدرس است.

اما چرا این مطلب را نوشتم؟امروز به طور اتفاقی به مقاله ای برخوردم که یکی از نویسندگان مرکز مطالعات و پژوهشهای فرهنگی حوزه علمیه قم درباره مقاله من نوشته است.متاسفانه لینک مقاله خودم را پیدا نکردم.اما نقد نویسنده محترم را می توانید اینجا بخوانید.با این توضیح که ناقد محترم توجه کمی مبانی استدلال من داشته است.همچنین می توانم ادعا کنم تمام مکتوبات وسخنان مدرس را با دقت خوانده ام و آنچه در رساله آورده ام خلاف نظر ناقد محترم با احاطه کامل بر اندیشه مدرس است.در ضمن مطالبی که ناقد به مدرس منسوب کرده است از اساس با رویکرد آن فقیه آزاد اندیش عملگرا در تضاد است.

پی نوشت:این روزها بد جوری گرفتار کارهای عقب افتاده ام.حسابی ذهنم مشغول است و کاری از پیش نمی ره.نمونه اش همین پستی است که ملاحظه می کنید!!امروز عصر رفتم توچال قدم بزنم.یکهو به این پست فکر کردم و یادم آمد که مقاله مورد نظر را الپر وقتی من مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری بودم از من گرفت.پس قطعا باید قبل از سال ۸۲ باشد چون من سال ۱۳۸۱ از مرکز بررسیهای ریاست جمهوری آمدم بیرون.بله درست حدس زدید من اینجا بدلیل مشکلات کمی زمانها را قاطی کردم.مقاله مورد اشاره در روزنامه نوروز منتشر شد و مقاله ای که مورد نقد قرار گرفته با آن متفاوت است.هر چند هر دو از یک منظر رابطه سیاست و دیانت را مورد توجه قرار داده اند و هر دو درباره مدرس است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 23:48  توسط مجید حاجی بابایی  |