در چند روز گذشته خیلی گرفتار بودم.پنجشنبه گذشته بعد از شرکت در افتتاحیه کنگره مشارکت به همدان آمدم و هنوز هم همدانم.تا پایان شهریور باید پایان نامه را تمام کنم.دیگه فرصتی ندارم،هفت سال واقعا طاقت فرساست.الان که حساب می کنم می بینم چقدر ضرر کردم.هم علمی . هم مادی!!اگر من هم مثل سایر دوستام مشغول سیاست نشده بودم الان دو سال بود که دانشگاه درس می دادم.پشیمان نیستم اما وقتی یاد فضای تنگ و بسته سیاسی ایران می افتم به فکر فرو می روم.یاد آنان که ضعف شخصیت خود را با فحاشی به دیگران جبران می کنند.کسانی که با دروغ گویی در باغ سبز روی دانشجویان باز می کنند اما در واقع آنها را به جهنم می برند و الان معلوم نیست در کجایند تا مبارزه کنند.به راستی در کدام ساحل امن آرامیده اند.چند هفته پیش رفتم اراک تا واحدهای ترم آینده را مشخص کنم.نگرانی پایان نامه کم بود تهیه جزوه برای تدریس هم اضافه شده.قبل از اینکه در سال ۱۳۸۱ دوباره به فعالیتهای دانشجویی برگردم و دبیر انجمن اسلامی دانشگاه بهشتی و بعد از آن عضو شورای مرکزی تحکیم شوم،دانشگاه مذاهب اسلامی درس می دادم.دو سالی که در آنجا تدریس می کردم خیلی تلاش می کردم حرف تکراری نزنم.شاگردانم به یاد دارند که یک درس را در سه گروه جداگانه درس می دادم.اما سه جزوه متفاوت گفتم.کاری که باعث تعجب مسئولان دانشگاه شد.برخی دانشجویانم در هر سه کلاس شرکت می کردند.
اما الان نگرانم که فرصت تهیه مطالب درخور اندیشه برای دانشجویان نداشته باشم.ولی باید تلاش کنم زودتر نگارش پایان نامه تمام بشه شاید بتونم مطالب ذهنم را برای ترم آینده سازماندهی کنم.با همه این مسائل از سالهایی که در جنبش دانشجویی بوده ام راضی هستم.چون برای عقیده و آرمانم تلاش کردم و هر جا احساس می کردم حقیقتی هست در پذیرش آن درنگ نمی کردم.اینگونه نبود که مثل برخی دنبال منافع خویش باشم.چرا که بهتر از آنچه دیگران دنبال آن بودند را داشتم.در مهمترین مرکز استراتژیک کشور مشغول کار بودم و در دانشگاه هم درس می دادم.ولی همه اینها را برای آرمانم کنار گذاشتم.الان که به گذشته می نگرم خودم راضی هستم.هر چند ممکن است برخی چنین نیاندیشند.به هر حال بعضی وقتها آدمی ناخودآگاه یاد گذشته می افتد.من هم در حال خواندن یک مطلب به یکباره تنگ نظریها و دروغ گویی برخی قدرتمداران به ذهنم آمد.آنان که در برخی پوشش ها دنبال منافع شخصی خویش بودند و اکنون ساکتند و آرام در گوشه ای دنج زندگی می کنند.بخشهایی از مصاحبه دکتر درویش پور که در خارج کشور است را شما هم بخوانید:
"...آنها(ج.ا.ا) سعی می کنند یا زندانیان سیاسی را به توبه وادارند و یا به فراموشی بسپارند و یا آن که از طریق مرخص کردن، به خارج از کشور فرستادن و ... ابهت، عظمت و اهمیت مقاومت زندانیان سیاسی را در برابر حکومت اسلامی کمرنگ سازند. این تلاش ها برای به فراموشی سپردن جایگاه زندانیان سیاسی در رویارویی با استبداد دینی است..."
راستی تا به حال از خودتان پرسیدید چرا اخبار بیست و سی(۲۰/۳۰)اینقدر تمایل دارد تا اخبار برخی از به ظاهر مخالفان را پوشش دهد و زمینه را برای برخورد با فعالان سیاسی و به ویژه دانشجویی فراهم کند و در نزد مردم آنها را وابسته به بیگانه معرفی کند؟
