در این مدتی که گرفتار امورات شخصی بودم،اتفاقات زیادی برایم رخ داد.مهمترین آنها دفاع از رساله دکتری است و سپس شروع به کار تدریس در دانشگاه اراک.تا الان همه چیز به خوبی پیش رفته.دانشجویان خوب و با استعدادی دارم و همین خود انگیزه ای برای مطالعه ی بیشتر و وقت گذاشتن برای کارم می باشد.هر چند شهر اراک با مقایسه با تهرانی که پانزده سال از بهترین سالهای عمرم را در آنجا سپری کرده ام،دارای محدودیتهای زیادی است.به ویژه از نظر علمی و منابع مطالعاتی مثل کتابخانه و....ولی در مجموع گوشه ی دنجی برای زندگی و مطالعه است.البته فعلا که هم در تهران هستم و هم اراک.
درباره به روز کردن وبلاگ هم سعی می کنم از این هفته این کار رو انجام بدم و دوباره درباره آنچه که می اندیشم و دوست دارم در اینجا با روایتی کاملا غیر رسمی ،بنویسم.
