تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

بعد از گذشت  پنجاه روز،دوباره برگشتم.نخست عید فطر را به همه دوستان تبریک می گویم.امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید.هر وقت که عید فطر می شود یاد دکتر سروش می افتم با آن سخنرانی به یاد ماندنی و جاودانه اش درباره "عید". سخنرانی ای که بخشی از زندگی من را تشکیل داده و هرگز نمی توانم اثرات همیشگی آن را فراموش کنم.امیدوارم شما هم از شنیدن آن بی بهره نمانید.تاکید می کنم شنیدن،چون متن مکتوب آن نمی تواند ظرایف کلام را منتقل کند.

 در این مدتی که گرفتار امورات شخصی بودم،اتفاقات زیادی برایم رخ داد.مهمترین آنها  دفاع از رساله دکتری است و سپس شروع به کار تدریس در دانشگاه اراک.تا الان همه چیز به خوبی پیش رفته.دانشجویان خوب و با استعدادی دارم و همین خود انگیزه ای برای مطالعه ی بیشتر و وقت گذاشتن برای کارم می باشد.هر چند شهر اراک با مقایسه با تهرانی که پانزده سال از بهترین سالهای عمرم را در آنجا سپری کرده ام،دارای محدودیتهای زیادی است.به ویژه از نظر علمی و منابع مطالعاتی مثل کتابخانه و....ولی در مجموع گوشه ی دنجی برای زندگی و مطالعه است.البته فعلا که هم در تهران هستم و هم اراک.

درباره به روز کردن وبلاگ هم سعی می کنم  از این هفته این کار رو انجام بدم و دوباره درباره آنچه که می اندیشم و دوست دارم در اینجا با روایتی کاملا غیر رسمی ،بنویسم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم آبان 1385ساعت 15:44  توسط مجید حاجی بابایی  |