تبليغاتX
خورتاب

خورتاب

گوهر معرفت آموز که با خود ببری.......................که نصیب دگران است نصاب زر و سیم

1-انتخابات شوراها در حال نزدیک شدن است اما به نظر می رسد شور و رغبت خاصی برای شرکت در این انتخابات مشاهده نمی شود.فضا همچنان ناامید کننده است و به نظر می رسد مردم امید چندانی به تحقق دموکراسی از درون صندوق رای ندارند و ترجیح می دهند در شرایط فعلی سکوت اختیار کنند.راستش من همیشه نسبت به فرهنگ حاکم بر جامعه ایران انتقاد داشته ام و معتقدم تمام ناراستی در جامعه از حکومت و عوامل آن نیست.ما عادت داریم تا بسیاری از کم کاریهای خود را توجیه کنیم.در حالی که بسیاری از مشکلات جامعه ایران ناشی از فرهنگ غلطی است که ریشه در هستی اجتماعی فرد فرد ما دارد.ما متخصص از ذست دادن فرصتها هستیم.فرقی هم نمی کند محافظه کار باشی یا اصلاح طلب،برانداز باشی یا اپوزیسیون قانونی،همه به نوعی یک نوع بیماری اجتماعی و فرهنگی را دچار هستیم.روشنفکران و تحصیل کردگان این مرز و بوم باید بیش از بقیه اقشار به کند و کاو در زمینه های فرهنگی عقب ماندگی در جامعخ بپردازند و نتایج تحقیقات خویش را بی تعارف با جامعه و کلیشه های موجود بیان کنند.مثل کاری که بازرگان و جمالزاده و معدودی از روشنفکران این دیار انجام دادند.شاید به درستی گفته اند که زمان انتخابات بهترین وقت برای حرف زدن با مردم و دعوت آنها برای اندیشیدن به سرشت و سرنوشت خویش است.هر کس با هر مرامی که دارد برای اصلاح امور با مردم حرف بزند.تاکید می کنم با مردم حرف بزند نه اینکه به گروههایی که مشی آنها را نمی پسندد فحش دهد.کاری که نه تنها هزینه ندارد که گاهی پاداش هم دارد!!به هر تقدیر امیدوارم این انتخابات بلوغ نیروهای سیاسی را نشان دهد و فارغ از راهبرشان برای شرکت یا عدم شرکت کوشا باشند.نه مثل گذشته که عده ای انفعال خود را تئوریزه می کردند و در روزنامه از برتری افنعال بر سیاست ورزی سخن می گفتند.هر کس برای عقیده ای که دارد باید تلاش کند این نخستین گام فعالیت سیاست ورزی شرافتمندانه در داخل ایران است.تاکید می کنم در ایران چرا که کسانی که به راههای دیگر می اندیشند،بارها پاسخ خود را از مردم شنیده اند.

2-چند روز پیش یکی از دوستان مطلبی درباره دوران معلمی من در دبیرستان فرهنگ نوشته بود و مرا شرمنده محبت خویش ساخته بود.راستش برای خود من هم دوران معلمی همیشه سرشار از خاطره بوده است.همیشه درس تاریخ را جدی می گرفتم.فراموش نمی کنم همیشه در دبیرستانهای مختلف وقتی جلسات نخست به کلاس می رفتم بچه ها در کلاس مشغول حل مسائل ریاضی و زبان بودند.اما بعد از مدتی معلم زبان می گفت آقا چرا این بچه ها در کلاس من تاریخ می خوانند؟!با نوشته این دوست عزیز یاد سال 78 با تمام خاطراتش افتادم.تلاشی که برای جلوگیری از حذف کتاب باقی و دو تن از دوستانم دکتر صالحی و دکتر عباسی انجام دادم.در روزنامه آفتاب مقاله نوشتم و همچنین بیانیه ای همراه با تعدادی دیگر از معلم های تاریخ در دفاع از کتاب صادر کردیم.مهمتر از همه اینکه علی رغم خواست مسئولان دبیرستان و بخشنامه رسمی ای که صادر شده بود تا پایان ترم همین کتاب را درس دادم و امتحان از آن گرفتم.حیف که آموزش و پرورش دولت اصلاحات در کنار تمام خوبیهایش مثل سایر بخش های اصلاحات در برخی نقاط کلیدی ایستادگی نمی کرد.این کتاب دیگر در دبیرستان ها تدریس نشد در حالی که واقعا اشکال جدی حتی از نظر ایدئولوژی رسمی بر آن وارد نبود و فقط مشکل اصلی احتمالا با یکی از نویسندگان کتاب بود.

3-خبر خوبی هم دارم!!علی اکرمی هم وبلاگ نویس شدحتما سری به وبلاگش بزنید تا فکر نکنید نهضتی ها سن بالا هستند.تازه از اکرمی جوان تر هم دارند.یادش بخیر وقتی زمستان 83 همراه با علی برای سخنرانی به همدان رفتیم و در تراکتهای تبلیغاتی زده بودند مهندس علی اکرمی از نهضت آزادی همه منتظر پیر مردی بودند که از تجربیات چند دهه مبارزه خویش بگوید اما وقتی علی را دیدند به صورت مکتوب یا شفاهی از جوانگرایی در نهضت می پرسیدند.برای ایشان آرزوی ثبات قدم در این عرصه را دارم همچنان که در سایر عرصه ها دارا می باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 11:0  توسط مجید حاجی بابایی  |