از امروز می خواهم بخشی از خاطراتم در دفتر تحکیم وحدت را بنویسم .شاید بتواند کمکی هر چند کوچک به شناخت بیشتر تحولات این سازمان دانشجویی باشد.از روزی که به عنوان عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم انتخاب شدم می نویسم و خاطرات گذشته را به فرصتی دیگر موکول می کنم.
شرایطی که برگزاری انتخابات در دانشگاه خواجه نصیر منتهی شد را در همان ایام برای خودم یادداشت نمودم و از همان جا شروع می کنم:
پنجشنبه و جمعه 24 و 25 ارديبهشت ماه براي دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي دانشجويان، از اهميت ويژهاي برخوردار بود، زيرا بالاخره بعد از مدتها بلاتكليفي موفق شده بودند، مجوزي جهت برگزاري نشست ماهانه (البته بعد از 5 ماه) دريافت كنند. دانشكده برق دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي در فرعياي دنج و آرام در گوشهاي از پل سيد خندان وظيفه ميزباني دانشجويان را بر عهده داشت، آنها معتقد بودند ما يكبار ميزبان شما هستيم پس سعي ميكنيم بهترين باشيم. دفتر تحكيم وحدت و بدنه آن دانشجويان عضو انجمنهاي اسلامي در سالهاي اخير بسيار خسته و در خود فرو رفته است. از زخمهاي بيروني روزگاران كه بر تن آن نشسته تا اختلاف و چند دستگيهاي دروني، تحكيم وحدت به معناي واقعي كلمه از مشكلات دوران گذار رنج ميبرد. ميان مسجد و ميخانه مانده است. تشكلي كه روزگاري به عنوان بازوي حاكميت وظيفه سازمان دهي نيروهاي دانشگاهي براي خدمت به نظام را بر عهده داشت اينك وظيفهاي ديگر براي خود جستجو ميكند. از مامن نخستين دل كنده و بريده است اما هوز جايي مناسب براي قرار پيدا نكرده و در بيقراري قرار گرفته است. اضطراب، تشويش و فشارهاي دروني و بيروني مهمترين ويژگي اين دوران است. تحكيم وحدت در برزخ مانده است و بايد يكبار براي هميشه تصميمي تاريخي بگيرد و راهي براي برون رفت از اين بن بست و بحران بجويد. تحكيم وحدت باید تصميمي تاريخي اتخاذ كند و جايگاه خود در سپهر اجتماعي و سياسي ايران امروز را آشكارا بيان كند. هر چند فضاي سياسي، و پراكندگي نيروهاي سياسي اين انتخاب را دشوار و پرخطر ميكند. اما چاره و گريزي از اين مساله نيست، زيرا زيستن در دوراهي و چند راهي سرانجامي جز سرگرداني، ياس و نااميدي و به هدر رفتن نيروها و انرژي آنها نخواهد داشت.
همه كساني كه به نشست دانشگاه خواجه نصير طوسي آمده بودند و آنان كه از بيرون تماشاگر آن بودند دغدغههاي بالا را در ذهن خود داشتند و انتظار اينكه فارغ از تمام درگيريها و اختلافات يكبار براي هميشه بحثي جدي و عميق براي پاسخ به اين پرسش كه كجا بايد بايستيم؟ ايجاد شود و همان در آينده مبناي عمل قرار گيرد. اما اين نشست نيز چون نشستهاي ديگر ترجيح داد تا از سخنان ساير انديشمندان بهره برد و تا حد امكان توازن را نيز رعايت كند. يك نفر در نقد دين و وحي سخن گفت و نفر ديگر در بسط وحي و دين و نوگرايي در انديشه ديني. در ميان اين دو نيز سياستمداري جوان و معتدل تحليل سياسي ارائه كرد. گويي همه ما از روبرو شدن با يك واقعيت وحشت داريم و آن انتخاب نهايي و فرجامين در پس دوران گذرا است. همه ما نشئه دوران گذار را بر سختي و طاقت فرسايي انتخاب فرجامين كه مسووليتي بزرگ را بر دوش ما ميگذارد ترجيح ميدهيم.
روز اول نشست با همين كليات سپري شد. ذكر آن در اينجا ضرورتي ندارد زيرا شرح آن مفصل از طريق روزنامهها و خبرگزاريها آمده است. روز دوم نشست نيز علي القاعده بايد به موضوع تشكيلات و بازسازي آن ميپرداخت. مهمترين دستور جلسه اين روز برگزاري انتخابات شوراي مركزي اتحاديه بود. از يكسال گذشته تلاش شده بود تا هر چه زودتر شورايي جديد براي سازماندهي تشكيلات دفتر تحكيم وحدت شكل گيرد اما هربار بنا به دلايلي در ميانه راه ناكام مانده بود تا به حدي كه اميدها به شكلگيري مجدد تحكيم وحدت به ياس تبديل شده بود. عمدهترين مانع بر سر راه حركت هماهنگ و منسجم مجموعه دفتر تحكيم وحدت، مرزبنديهاي فراكسيوني بر اساس هويتهاي متفاوت است. مرزبنديهايي كه نهايت به شكلگيري تشكيلات موازي در درون تحكيم وحدت منجر گرديده است. به اين معنا كه تصميمات قبل از طرح در شوراي عمومي اتحاديه در جلسات تشكيلاتي موازي اتخاذ ميشود و نهايتاً براي حفظ شكل و صورت قانوني و اساسنامهاي، در شوراي عمومي مورد تاييد مجدد قرار ميگيرد. آنچه كه از اين مرزبنديها مشخص است، عدم وجود شفافيت و چارچوبهاي مدون و مدلل در انديشه و مرام هر دو گروه است، به گونهاي كه اگر مدتي با هر دو طرف گفتگو كني به زودي متوجه ميشوي كه اختلافات اسما و به ظاهر هويتي ميباشد اما رسماً و باطناً نوعي گروكشي تشكيلاتي و زمينهسازي براي چانهزني جهت رهبري و هدايت مجموعه است. به عبارت ديگر، نيرو و انرژي تشكيلات و دانشجويان در پوششي هويتي صرف درگيريهاي فراكسيوني و درون فراكسيوني براي تسلط بر كادر مركزي اتحاديه ميگردد. اين ميراثي به يادگار مانده از تحكيم وحدت دهه شصت است با اين تفاوت كه اختلاف و پراكندگي نيروها در انديشه و عمل آن دهه تا به اين حد نماي بيروني نداشت و بيشتر در قالب دو جريان هم عرض و هم وزن در مواقع حساس بروز مييافت. اما اينك معادلات درون دفتر تحكيم وحدت به مرحله حساسي رسيده و ضرورت گفتگوي درون سازماني به شدت احساس ميشود. اميد ميرود دفتر تحكيم وحدت در دور جديد فعاليت خود بيش از گذشته به اين مهم بپردازد.
به هر تقدير، صبح آدينه، 25 ارديبهشت 1383 با هواي مطبوع بهاري در كنار پاكي هواي تهران به دليل وزش باد، نشست وارد روز دوم خود گرديد بدون اينكه به دغدغهها و تشويشهاي بنيادي مجموعه پرداخته شود، فراكسيون موسوم به مدرن از ساعت 9 صبح وارد جلسه شد تا درباره آينده تحكيم وحدت و شوراي مركزي آن و ساير موضوعات مورد علاقه بحث و گفتگو كنند، از آنچه در آن جلسه گذشت ما اطلاعي در دست نداريم، فقط ميدانيم كه تعدادي از افراد را مامور گفتگو با ما كردند تا در خصوص شوراي مركزي اتحاديه بحث و گفتگو كنند. ساعت 14 تقريبا جلسه فراكسيوني آنها به پايان رسيد و در سلف سرويس براي صرف غذا دوستان را ديديم. از نتيجه بحث و گفتگوها پرسيديم، گفتند فراكسيون به اين نتيجه رسيده كه 6 نفر از ما و چهار نفر از شما (يعني ما!) در تركيب شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت باشد ما نيز از حسن ظن آنها و اينكه تكليف ما را مشخص كردهاند و آن را اعلام ميكنند، تشكر نموديم. نظر ما را خواستند و گفتند شما چه كردهايد، گفتيم ما از صبح در محوطه دانشكده نشسته و چند مقاله و چند نشريه دانشجويي كه در نشست توزيع شده را مطالعه نموده و منتظر جواب دوستان ماندهايم. بعد از صرف غذا، جلسه اصلي بين نمايندگان دو فراكسيون شروع شد، افراد حاضر در جلسه عبارت بودند از، عبدالله مومني، كورش جعفري، حجت شريفي، مهدي امينزاده، رضا دلبري، امیر پاکزاد، آرش پهلوان نصير، مجيد حاجي بابايي، احمد سلامتي، مهدي مومني.(ادامه دارد...)