امروز آخرین امتحان را برگزار کردم.رسما از امروز تا بیست و سوم بهمن تعطیلات بین ترم شروع می شود.بعد از یک ترم تدریس فشرده(۲۲ واحد
. باور کنید برای پول نبود درس ها زیاده و استاد کم) فرصت مناسبی برای استراحت و پی گیری کارهای عقب افتاده است.با توجه به بازخوردی که از دانشجویان داشته ام و همچنین مطالبی که دانشجویان به سایر اساتید گفته اند به نظر می رسد که به لطف خداوند تدریس موفقی داشته ام و هنوز هم امیدوارم که معلم موفقی باشم.تقریبا ۱۴ سال است که به طور پیوسته تدریس می کنم و همیشه بهترین لحظات زندگی ام هنگامی بوده که در کلاس بوده ام.هنگامی که می بینم کسانی که روزی به عنوان دانش آموز یا دانشجوی من بوده اند و اکنون با هم دوستیم ، در حال گذراندن دورههای دکتری و ارشد هستند سرشار از شادی و رضایت می شوم.آنگاه که می خوانم یکی از بهترین و باسوادان دوره ارشد فلسفه مرا بهترین معلم دوران تحصیل خود می داند بر خود می بالم و احساس می کنم عمر خویش را بیهوده تلف نکرده ام و انرژی ای مضاعف برای ادامه دادن به دست می آورم.
امسال سعی کردم تا در تدریس متفاوت تر از همیشه باشم.حتی متفاوت تر از شش سال پیش که در دانشگاه فقه و مذاهب اسلامی درس می دادم و جالب تر آن که امتحان گرفتن به شیوه کتاب باز را در یکی از درس ها آزمودم تا دانش جویان بدانند فقط در رشته های ریاضی و فیزیک نیست که امتحان"Open book" برگزار می شود بلکه "تاریخ" و به طور کلی علوم انسانی نیز این قابلیت را دارد، اگر به آن نگاهی تحلیلی داشته باشیم.بهر تقدیر روزگار سپری می شود ،خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کنیم به پایان می رسد.پس باید بیشتر تلاش کرد.اصلا زندگی چیزی جز تلاش نیست.اینطور نیست؟
